فهرس المقالات جمال احمدی


  • المقاله

    1 - بررسی عناصر عامیانه در سمک عیار
    زبان و ادب فارسی واحد سنندج , العدد 4 , السنة 12 , پاییز 1399
    چکیده سمکِ‌عیّار یکی از آثار نثر فارسی و دربردارنده عناصر عامیانه‌ای است که بیان‌گر روش زندگی مردم آن دوره بوده و هدف نگارندگان ارائه‌ی تصویر روشنی از بازتاب این عناصر در داستان و نیز بسط و گسترش پژوهش در ادب‌ عامّه است. در پژوهش حاضر که به صورت توصیفی- تحلیلی و گردآور أکثر
    چکیده سمکِ‌عیّار یکی از آثار نثر فارسی و دربردارنده عناصر عامیانه‌ای است که بیان‌گر روش زندگی مردم آن دوره بوده و هدف نگارندگان ارائه‌ی تصویر روشنی از بازتاب این عناصر در داستان و نیز بسط و گسترش پژوهش در ادب‌ عامّه است. در پژوهش حاضر که به صورت توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطّلاعات آن با استفاده از منابع کتابخانه‌ای انجام شده پژوهشگر با بررسی و خوانش سطر به سطر کتاب سمک‌عیّار جلوه هایی از عناصر عامیانه را که شامل: آداب‌ و رسوم، بازی ها، باورها، جشن ها، طب، قصّه‌ها و افسانه ها، امثال و نجوم است، مشاهده و استخراج نموده است. بر اساس پژوهش حاضر این داستان دربردارنده جلوه‌های ادبیّات‌ عامیانه است که علاوه بر جنبه‌ی سرگرمی در حقیقت زیربنای فکری و اجتماعی مردم آن دوره و منبعی برای کسب اطّلاع از زندگی و آداب‌ و رسوم سنن آن‌ها محسوب می‌شود. در میان عناصر بررسی شده امثال از بسامد بالایی برخودار است و نویسنده با به کارگیری مثل‌ها آن‌چه را به عنوان خصایل انسانی والا یا پست شمرده به خواننده منتقل می‌کند. کلید‌واژه‌ها: ادبیّات ‌عامیانه، آداب ‌و رسوم، امثال، سمکِ‌عیّار. تفاصيل المقالة

  • المقاله

    2 - بررسی اندیشه‌های کلامی ابوالقاسم قشیری
    زبان و ادب فارسی واحد سنندج , العدد 5 , السنة 2 , زمستان 1389
    ابوالقاسم قشیری(465- 376هـ) یکی از بزرگ ترین عارفانان و عالمان قرن پنجم هجری قمری است. او در میدانهای علم و معرفت روزگار خود، سرآمد اقران بود. آثار فراوانی که از او برجای مانده گواه این است که نه تنها در سلوک عرفانی و حکمت عملی، بلکه در حدیث و تفسیر و فقه و کلام هم از ت أکثر
    ابوالقاسم قشیری(465- 376هـ) یکی از بزرگ ترین عارفانان و عالمان قرن پنجم هجری قمری است. او در میدانهای علم و معرفت روزگار خود، سرآمد اقران بود. آثار فراوانی که از او برجای مانده گواه این است که نه تنها در سلوک عرفانی و حکمت عملی، بلکه در حدیث و تفسیر و فقه و کلام هم از توانمندی زایدالوصفی برخوردار بوده است. یکی از دغدغه های قشیری بر اساس آنچه که از منابع مختلف گزارش شده، اندیشه های کلامی است. به نظر می رسد باورهای کلامی قشیری در بازخوانی اندیشه های او، همخوانی و تطابق بیشتری با کلام اشعری داشته باشد. این مسأله را می توان در آثار او به وضوح مشاهده کرد. در رساله ی قشیریه، تفسیر لطایف الاشارات، نامه ی شکایت اهل سنت و قصیدة الصوفیهآشکارا منظومه ی فکری قشیری آمده است. نگارنده در این مقاله که به روش کتابخانه ای صورت گرفته در پی آن است تا با مراجعه به آثار مذکور هر چه بیشتر به اندیشه های قشیری وضوح ببخشد. نتیجه ای ک از مقاله گرفته می شود حاکی از آن است که آراء قشیری بجز مسأله ی صفات خبریه و راه شناخت خداوند همان آراء ابوالحسن اشعری است. تفاصيل المقالة

  • المقاله

    3 - بررسی تطبیقی بخشی از ترجمه‌ی رساله‌ی قشیریه با متن اصلی عربی و استخراج کاستی‌های ترجمه‌ی آن
    زبان و ادب فارسی واحد سنندج , العدد 5 , السنة 1 , زمستان 1388
    چکیده استاد ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحه قشیری(465-376 هـ ) از عارفان و عالمان قرن پنجم هجری است. در حدیث، تفسیر، کلام و فقه سرآمد اقران بود و در دوران خود آوازه اش تا اقصی نقاط عالم اسلامی رفته بود. یکی از آثار او کتاب ارزشمند الرساله القشیریه است. أکثر
    چکیده استاد ابوالقاسم عبدالکریم بن هوازن بن عبدالملک بن طلحه قشیری(465-376 هـ ) از عارفان و عالمان قرن پنجم هجری است. در حدیث، تفسیر، کلام و فقه سرآمد اقران بود و در دوران خود آوازه اش تا اقصی نقاط عالم اسلامی رفته بود. یکی از آثار او کتاب ارزشمند الرساله القشیریه است. این کتاب دو بار در گذشته (قرن‌های پنجم و ششم هـ‌‌ ‌‌.ق) به زبان فارسی برگردانده شده است. برگردان های این اثرِ ارجمند دارای نواقص فراوانی است که فهم و دریافت متن را با دشواریِ بسیار مواجه کرده است. نگارنده، در این مقاله، با تطبیق باب سوم برگردان فارسی با دو متن عربی، نواقص و کاستی های ترجمه ای آن را استخراج و سعی کرده ترجمه ی دقیق تری به دست دهد. تفاصيل المقالة

  • المقاله

    4 - بررسی و تبیین مصداق های حسن وقبح درمثنوی معنوی
    زبان و ادب فارسی واحد سنندج , العدد 59 , السنة 16 , تابستان 1403

    خوبی یا بدی کارها از مهم ترین مباحث کلامی و مذهبی و نحله های کلامی است و با توجّه به ماهیّت آن ، اختلاف نظربین عالمان و متکلّمین پدیدآمده است.نخست آنچه ذهن آدمی را درگیر می نماید این است که خوب بودن و شایستة بودن کارها بدان جهت است که این افعال در ذات خود خوب یا بد ه أکثر

    خوبی یا بدی کارها از مهم ترین مباحث کلامی و مذهبی و نحله های کلامی است و با توجّه به ماهیّت آن ، اختلاف نظربین عالمان و متکلّمین پدیدآمده است.نخست آنچه ذهن آدمی را درگیر می نماید این است که خوب بودن و شایستة بودن کارها بدان جهت است که این افعال در ذات خود خوب یا بد هستند. برخی بر عقلی بودن آن اصرار داشته و گروهی نیز آن هارا شرعی می خوانند. اشعري و به تبع او، اشاعره قائل به شرعي بودن حسن و قبح بودند و معتزله نيز بر عکس اشاعره قائل به ذاتي بودن، يا عقلي بودن حسن و قبح بودند. در کنار آنها ماتريديه نظر ميانهاي ابداع کرده و برخي از امور را شرعي و برخي را نيز عقلي ميداند. مولانا حسن و قبح را به زیبایی و زشتی تأویل در مورد ماهیّت کرده وبه ضرورت و نتیجه آن بیشتر اندیشیده است . در این مقاله، به بررسی وتبیین نمودها ومصداق های حسن و قبح، با ذکر شواهدی از مثنوی معنوی که با باریک اندیشی های ذهن پرتکاپوی مولوی در هم آمیخته، می پردازیم.

    تفاصيل المقالة