بررسی امکان شناسی تزاحم فقه و اخلاق
محورهای موضوعی : فقه السیاسة و الحکومةاسکندر احمدی 1 , فرج الله براتی 2 , سیدحسام الدین حسینی 3
1 - گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد اهواز ، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
2 - استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران. (نویسنده مسئول). رایانامه:
3 - دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز
کلید واژه: اخلاق, فقه, تزاحم, امکان شناسی, سبک زندگی اسلامی,
چکیده مقاله :
علم فقه و علم اخلاق به عنوان دو دانش رفتاری در حوزه های علمیه سابقه فراوان دارند. با تبیین دقیق حقیقتِ دو حوزه فقه و اخلاق و مرز میان آنها برخی از موضوعات که به صورت مشترک در فقه و در اخلاق از آنها گفتگو می شود و یا در فقهی یا اخلاقی بودن آنها تردید می رود جداسازی و تفصیل داده می شوند. همچنین با شفاف سازی این دو حوزه می توان آنها را از چالش و تزاحم رها ساخت. برخی بر این باورند که دغدغه فقه و منشأ رشد آن تنها انسجام اجتماعی، تثبیت حاکمیت و استقرار قدرت نظام است نه سبک زندگی اسلامی و تربیت انسان ها، چرا که فقه حتی در مهم ترین مسائل سبک زندگی اسلامی به دنبال ظاهر عمل است، مثلا اسلام ادعای کلامی را برای ورود به دین کافی می داند، و یا در ابواب عبادات تأکید روی قالب عمل و صحّت و فساد است نه روح و باطن و پیرایش درون. بنابراین در سبک زندگی اسلامی غایت فقه سعادت اجتماعی و غایت اخلاق سعادت فردی است. بنابراین اخلاق و فقه هر دو از بایدها و نبایدها صحبت می کنند با این تفاوت که اگر این باید و نبایدها مستند به عقل باشند، اخلاق است و اگر مستند به شرع باشد و با قرآن و روایات ارتباط بیابد فقه است. اخلاق به جز حکم که در قلمرو مشترک با فقه قرار دارد، انتظار دیگری را هم برآورده می کند و آن این است که اخلاق راه و شیوه های اصلاح را نیز به انسان ارائه می کند یعنی در اخلاق فقط نمی گویند که غیبت، قبیح یا حرام است بلکه علاوه بر آن می گوید که غیبت یک رذیلت اخلاقی است و زمینه های ابتلا به این رذیلت چگونه در انسان پدید می آید و راه درمان فرد مبتلا به این رذیلت چیست. اخلاق از این جهت همانند پزشکی است و دغدغه معالجه دارد اما فقه متکفل راه های اصلاح نیست.
The science of jurisprudence and the science of ethics as two behavioral sciences have a long history in seminaries. By explaining the truth of the two fields of jurisprudence and ethics and the border between them, some topics that are discussed jointly in jurisprudence and ethics, or where there is doubt about their jurisprudence or ethics, are separated and detailed. Also, by clarifying these two areas, they can be freed from challenge and conflict. Some believe that the concern of jurisprudence and the source of its growth is only social cohesion, stabilization of governance and the establishment of the power of the system, not Islamic lifestyle and human education, because jurisprudence seeks the appearance of action even in the most important issues of Islamic lifestyle, for example Islam He considers the verbal claim to be enough to enter the religion, or in the chapters of worship, the emphasis is on the form of action, correctness and corruption, not on the soul, the interior, and the trimming of the inside. Therefore, in the Islamic way of life, the goal of jurisprudence is social happiness and the goal of morality is individual happiness. Therefore, ethics and jurisprudence both talk about dos and don'ts, with the difference that if these dos and don'ts are based on reason, then it is ethics, and if it is based on Sharia and is related to the Qur'an and hadiths, it is fiqh. Apart from the ruling, which is in the common realm with jurisprudence, ethics fulfills another expectation, and that is that ethics also provides the way and methods of correction to man, that is, in ethics, they do not only say that backbiting is ugly or forbidden. In addition, it says that absenteeism is a moral vice and how the causes of this vice arise in humans and what is the treatment for a person suffering from this vice. In this respect, ethics is like medicine and is concerned with treatment, but jurisprudence is not responsible for the ways of correction.
• قرآن کریم
• نهج البلاغه
اتکینسون. آر. اف (1369)، درآمدی به فلسفه اخلاق، ترجمه سهراب علوی نیا، تهران، مرکز ترجمه و نشر کتاب.
آخوند خراسانی، محمد کاظم (1424ق)، کفایه الاصول، چاپخانة مهر، چاپ اول.
آملی محمدتقی (1384)، حیات جاوید در علم اخلاق، نشر مرتضوی ویراستار: اکبر صفدریقزوینی.
انصاری، نجمه و عارفخانی، صفرعلی (1401)، بررسی تطبیقی رابطه فقه و اخلاق از منظر اسلام، هشتمین کنفرانس بین المللی پژوهشهای دینی، علوم اسلامی، فقه و حقوق در ایران و جهان اسلام، تهران.
بهرامی، محسن و اح فرامرز قرا ملکی (1391)، «تحلیل مفهومی تعارضات اخلاقی»، اخلاق و تاریخ پزشکی، دوره پنجم، ش 2.
بوازار مارسل (1369) اسلام و جهان امروز، ترجمه مسعود محمدی، نشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
خمينى، سيد روح اللّه (1378)، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
داوید رنه (1379) نظامهای بزرگ حقوقی معاصر، نشر مرکز نشر دانشگاهی ترجمه سیدعزتالله عراقی، محمد آشوری، سیدحسین صفایی.
روحانی، سید محمد (1383)،تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی در اسلام، بازتاب اندیشه شماره 49
شفیعیسروستانی ابراهیم (1395)، فقه و قانونگذاری: آسیبشناسی قانونگذاری در نظام جمهوری اسلامی، نشر کتاب طه.
صدر، سید محمد باقر (1359) همراه با تحول اجتهاد، مترجم آیت الله سید محمد باقر صدر، تهران: انتشارات روزبه.
طباطبایی، محمدحسین ( 1360 ). المیزان، ترجمۀ محمد باقرموسوي، دفتر انتشارات اسلامی، قم.
طوسی، جعفربن حسن (1365)، تهذیب الاحکام، تحقیق سیدحسن موسوی، چ سوم، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
عالم زاده نوری، محمد؛ هدایتی محمد (1387)، مقایسه تطبیقی فقه و اخلاق، پگاه حوزه شماره 244
غزالی، محمد (1393)، احیاء علوم الدین، ج۲، تهران: انتشارات فردوس.
فصلنامه فقه (1383)، دفتر تبلیغات اسلامی، برگرفته از مقاله«فقه و زندگی»، شماره۳۹.
فقه تئورى اداره جامعه (1370)، مجله حوزه، شماره 45 .
فیض، علیرضا (1371)، مبادی فقه و اصول، تهران، دانشگاه تهران.
کاتوزیان ناصر (1401)، فلسفه حقوق، جلد اول، نشر گنج دانش، چاپ سوم.
مجلسی، محمد باقر ( 1364 ). بحارالانوار، ترجمۀ موسوي همدانی، تهران.
مجلسی، محمد باقر ( 1364 ). بحارالانوار، ترجمۀ موسوي همدانی، تهران.
مطهری مرتضی (1381)، ربا، بانک و بیمه، نشر موسسه انتشارات صدرا.
مطهری مرتضی (1381)، کتاب اسلام و نیازهای زمان، نشر موسسه انتشارات صدرا.
مطهری مرتضی (1382)، ده گفتار، نشر موسسه انتشارات صدرا.
مطهری، مرتضی (1385)، آشنایی با علوم اسلامی، ج۳، تهران: انتشارات صدرا.
موسوی بجنوردی، سیدمحمد (1393)، نقش اخلاق درفقه و حقوق، بی جا.