نقد بینامتنی دو اثر ادبی بوستان و قابوس نامه
محورهای موضوعی : متون زبان و ادبیات فارسی
1 - استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
کلید واژه:
چکیده مقاله :
براساس رویکرد بینامتنیت در حوزه ادبیات هیچ متنی زاده نشده است؛ بلکه، بینامتنی از متون قبل از خود محسوب می شود. نظریۀ بینامتنیت از ارتباط بین متون سخن می گوید؛ ارتباطی که مکرر در آثار ادبی تکرار می شود. نظریه پردازان این حوزه چون بارت و کریستوا معتقدند که هیچ متن ناب و خالصی وجود ندارد و همۀ متون قبلاً متولد شده اند، و فقط شخص روایت کنندۀ آن فرق می کند. نگارندۀ مقاله بر آن است تا با روش تحلیلی-تطبیقی پس از تشریح نظریه بینامتنیت بر اساس این رویکرد به بررسی و تحلیل قابوس نامه عنصرالمعالی و بوستان سعدی بپردازد تا ضمن بیان وجوه اشتراک و عناصر تکرار شوندۀ این دو اثر مهم ادبی بر این نکته تأکید کند که طبق نظریه بینامتنیت هیچ متنی اصیل نیست. بوستان سعدی نیز از لحاظ محتوا واگویه ای از متون پیش از خود است. از جمله قابوس نامه عنصرالمعالی که هدف از این جستار بررسی آن است.
Based on the intertextuality approach, in the field of literature, a new text is not formed as it is considered as an intertextuality of the texts before it. The theory of intertextuality is concerned with the relationship between the texts; a relationship recurrent in literary works. The theorists in this field, such as Kristeva and Barthes, argue that there is no pure text and all the texts have already existed , and only the narrator is different. This article seeks to study and analyze The Bustan of Saadi and Qabousnameh of Onsor al-Ma’ali in order to explain the commonalities and recurrent elements of these two significant literary works and stress the point that, according to the theory of intertextuality that states that no text is original, in terms of content. Hence The Bustan of Saadi is a reflection of the texts before itself, including Qabousnameh of Onsor al-Ma’ali, which is the aim of this research.