An survey of Salman Herati's artistic techniques in harmonizing the music of poetry with its content
Subject Areas :fariba marandi 1 , Farhad Falahatkhah 2 * , leila adlparvar 3
1 -
2 - Department of Persian Language and Literature, Islamic Azad University, Khoy Branch, Iran
3 - assistant professor in persian language and literature, islamic azad university, khoy, iran
Keywords: Salman Harati, music of poetry, the rhythmic system of poetry, poetic imagery.,
Abstract :
Salman Harati is one of the influential figures of the Revolution poetry and one of the outstanding faces of committed and idealistic poetry. Salman, despite his commitment to the concepts of the poetry of the Sacred Defense and the inclusion of themes such as martyrdom, self-sacrifice, and giving one's life and property for the homeland, as well as some mystical concepts, has not been indifferent to the form of poetry and is an innovator in this area. One of the most important manifestations of form in a literary work is the music of words. In examining the poems of Salman Harati, it can be said that he has paid attention to the phonetic structure of language and considers the use of various types of phonetic, lexical, and syntactic balance in his poetry. He has utilized internal linguistic elements to enhance his poetry. In the poetry of Salman, sound harmony are the most important element creating internal music and are effective factors in enhancing the music and beauty of the poem. He, by repeating phonemes, not only creates music but also seeks to convey messages. The harmony of phonemes with the subject and the use of music serve the theme, which Salman has adeptly managed. In fact, repetition is another technique of Salman Harati's poetry that creates a kind of unity and coherence between form and meaning, and it is the main factor in establishing balance, movement, dynamism, and melodiousness in Salman Harati's poetry.
1ــ آقاحسینی، حسین؛ زارع، زینب. تحلیل زیباشناختی ساختار آوایی شعر احمد عزیزی. فصلنامه زبان و ادب پارسی، شماره 44: صص101- 127، 1390.
2 ــ احمدی، بابک. ساختار و تأویل متن. تهران: چاپ پنجم، مرکز. 1380 .
3 ــ خلیلی جهان¬تیغ، مریم. سیب باغ جان (جستاری در ترفندها و تمهیدات هنری غزل مولانا). تهران: سخن1380.
4 ــ روحانی، مسعود. «نگاهی زیباشناختی به ساختار آوایی شعر محمد رضا شفیعی کدکنی(بررسی جموعه شعر هزاره دوم آهوی کوهی)». فصلنامه پژوهش¬های ادبی و بلاغی، سال چهارم، شماره سیزده: صص20- 42(1394)
5 ــ شفیعی¬کدکنی، محمدرضا. موسیقی شعر. تهران: چاپ دوم، آگاه، 1368 .
6 ــ شمیسا، سیروس. نگاهی تازه به بدیع. تهران: چاپ سیزدهم، فردس، 1381.
7 ــ صفوی، کورش، از زبان¬شناسی به ادبیات. تهران: چاپ سوم، جلد 1، سوره مهر1383.
8 ــ صهبا، فروغ. «مبانی زیباشناسی شعر». مجله علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه شیراز، دوره 22، شماره3 (پیاپی44): صص 90- 109، 1384.
9 ــ علی¬پور، مصطفی. ساختار زبان شعر امروز. تهران: فردوس، 1378.
10 ــ کاردگر، یحیی. فن بدیع در زبان فارسی (بررسی تاریخی ــ تحلیلی صنایع بدیعی از آغاز تا امروز). تهران: فراسخن، 1388.
11 ــ مدرّسی، فاطمه. از واج تا جمله فرهنگ زبان شناسی ــ دستوری. تهران: چاپ اول، چاپار، 1386.
12 ــ ناتل خانلری، پرویز. وزن شعر فارسی. تهران: چاپ اول، بنیاد فرهنگ ایران، 1345.
13 ــ وحیدیان کامیار، تقی. وزن و قافیه شعر فارسی. تهران: چاپ دوم، نشر دانشگاهی، 1369 .
14 ــ هراتی، سلمان. مجموعه کامل شعرهای سلمان هراتی. تهران: چاپ چهارم، دفتر شعر جوان، 1380.
15 ــ همایی، جلال¬الدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: چاپ هشتم، موسسه نشر هما ،1371.
بررسی شگردهای هنری سلمان هراتی در هماهنگ کردن موسیقی شعر با محتوا
فریبا مرندی1
فرهاد فلاحت خواه2
لیلا عدل پرور3
چکیده4
سلمان هراتی بیگمان یکی از جریانسازان شعر انقلاب و از چهرههـای ممتـاز شعر متعهد و آرمانگرا است. سلمان هراتی، با وجود تعهد به مفاهیم شعر دفاع مقدس و درج مقولاتی مانند شهادتطلبی، ایثار، گذشتن از جان و مال در راه وطن و برخی مفاهیم عرفانی، به فرم شعر بیاعتنا نبوده و در این حوزه نیز صاحب نوآوری است. یکی از مهمترین جلوههای فرم در اثر ادبی موسیقی کلام است. در بررسی اشعار سلمان هراتی میتوان گفت او به ساختار آوایی کلام توجه داشته و کاربرد انواع مختلف توازن آوایی، واژگانی و نحوی را در شعر مد نظر داشته است. او برای تقویت و موسیقایی نمودن اشعار خود، از عوامل و عناصر درونزبانی بهره گرفته است. در شعر سلمان هراتی، واجآرایی و تناسب حروف مهمترین عنصر ایجادکنندۀ موسیقی درونی و از عوامل مؤثر در افزایش موسیقی و زیبایی شعر است. او با تکرار واجها علاوهبر ایجاد موسیقی، در پی انتقال پیام و مفاهیم نیز است. همنوایی واجها با موضوع و استفاده از موسیقی در خدمت مضمونکاری است که سلمان بهخوبی از عهدۀ آن برآمده است. هراتی با بهکارگیری گونههای مختلف تکرار در سطح واج، هجا، واژه، گروه و جمله تلاش کرده موسیقی شعرش را تقویت کند. در واقع، تکرار از دیگر شگردهای شعر سلمان هراتی است که بین فرم و معنا نوعی وحدت و یکپارچگی ایجاد کرده و عامل اصلیِ ایجادِ توازن، تحرک، پویایی و خوشآهنگی، گوشنوازی شعر سلمان هراتی است.
کلیدواژهها: سلمان هراتی، موسیقی شعر، نظام آوایی، تصویر.
مقدمه
استاد شفیعیکدکنی معتقد است: شعر حادثهای است که در زبان روی میدهد و در حقیت گویندۀ شعر، با شعر خود عملی در زبان انجام میدهد که خواننده میان زبان شعری او و زبان روزمره و عادی یا به قول ساختگرایان چک زبان اتوماتیکی، تمایز احساس میکند.(ر.ک: شفیعی کدکنی: 1389: 3)
فرمالیستها در زبان قائل به دو کاربرد روزمره و عادی و فرایند برجستهسازی در آن بودند. کاربرد تکراری زبان، به استفادۀ روزمره از عناصر زبان، برای بیان و انتقال مفاهیم بدون اینکه جلب توجه کند، مربوط است؛ اما فرایند برجستهسازی بهکارگیری عناصر زبانی را شامل میشود، بهگونهای که جلب توجه کند و غیرمتعارف باشد و زبان را از حالت روزمرگی و تکراری خارج کند. (ر.ک: صفوی، 1383: 40) شاعر با افزودن وزن، قافیه، ردیف و انواع تناسباتآوایی در میان کلام، قواعدی را به زبان هنجار میافزاید و از این طریق توجه مخاطب را جلب میکند.
برجستهسازی عبارت است از بهکارگیری عناصر زبان بهگونهای که شیوۀ بیان جلب توجه کند و غیرمتعارف باشد. این موضوع هنگامی رخ میدهد که یک عنصر زبانی بر خلاف معمول به کار رود و توجه مخاطبان را به خود جلب کند. ازنظر لیچ برجستهسازی به دو شکل امکانپذیر است؛ نخست آنکه در قواعد حاکم بر زبان خودکار انحراف صورت پذیرد و دوم آنکه قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خودکار افزوده شود. بدین ترتیب برجستهسازی از طریق دو شیوۀ «هنجارگریزی» و «قاعدهافزایی» تجلی مییابد. (ر.ک: صفوی: 43) انواع مختلف هنجارگریزی عبارتاند از: آوایی، واژگانی، سبکی، گویشی، نوشتاری، زمانی، معنایی و ... که ما در اینجا به این حوزه نخواهیم پرداخت.
قاعدهافزایی افزودن بر قواعد زبان هنجار است. بهنوعی میتوان بیان داشت که فرایند قاعدهافزایی چیزی نیست جز توازنی که از طریق تکرار به وجود میآید. با این توضیح که تکرار آواها، واژهها و ساختهای دستوری توازنی پدید میآورد که سبب به وجود آمدن نوعی از موسیقی میشود و به این ترتیب بر لذت خواننده و تأثیر شعر میافزاید. آنچه در این پژوهش بیشتر مورد توجه ما است همین قاعده افزایی میباشد که در سطوح توازن آوایی، توازن نحوی (دستوری) و توازن واژگانی قابل بحث است و بهنوعی ساختار آوایی کلام شاعر را شکل میدهند. هدف این است که نشان دهیم ساختار آوایی و موسیقی حاصل از آن، در شعر سلمان هرجا ساختمند و متناسب با فضای کلی شعر و در جهت القای مضمون و عاطفه شاعر به کار گرفته شده، تأثیرگذارتر و در نتیجه ماندگارتر است.
روش پژوهش
پساز بررسیهای اولیۀ مسألۀ پژوهش، پیشینۀ آن و همچنین مطالعۀ انواع روشهای پژوهش در علوم انسانی، روش توصیفی و تحلیلی مناسب این پژوهش شناخته شد. در تشریح روش توصیفی باید گفت که در تحقیق توصیفی محقق به دنبال چگونه بودن و چیستی و ماهیت کلیت موضوع و بعضاً اجزا و جوانب موضوع است و پژوهشگر در پی آن است که پدیدۀ متغیر با مطالب چگونه است و به تعبیر دیگر این تحقیق وضع موجود را بررسی میکند و به توصیف منظم و نظامدار وضعیت فعلی موضوع میپردازد ویژگیهای آن مطالعه و در صورت نیاز ارتباط بین متغیرها را بررسی میکند.
1 ــ ساختار آوایی
ساختار آوایی یکی از ساختارهای عمدۀ زبان ادبی است که این نوع ساختار حاصل ترکیب و هماهنگی در واکها، هجاها و واژگان است و در زیبایی شعر اهمیت بسزایی دارد. این ساختار از طریق تکرار کلامی و مطابق قواعد و الگوهای خاص زبانی شکل میگیرد. ساختار آوا براساس دیدگاه نظریهپردازانی چون توماشفسکی، ساختاریست که یکسره بر بافت آوایی خود نظم گرفته است. در میان فلاسفه، هگل اعتقادی به زیبایی زبان (روساخت) شعر ندارد او لایۀ آوایی شعر را کماهمیت جلوه میدهد و آن را عارضۀ ظاهری و تصادفی شعر میخواند و بر آن است که سطح زیباییشناختی ادبیات، زبان نیست. درحالیکه برخی دیگر مانند کروچه و فوسلر معتقدند شعر زیباییآفرینی با زبان است و میتوان در زبان به جستوجوی سبک و زیبایی رفت. (ر.ک: روحانی، 1392: 4- 23) «آواهای شعر علاوهبر نقشی که در زیبایی موسیقایی شعر دارند گاه هماهنگ با سایر ارکان شعر، خود القاکنندۀ معنا و بدون توجه به معنی آشکار واژهها، تصویرساز و زیباییآفرین و بیانگر عواطف هستند.» (صهبا، 1390: 94) ساختار آوا را براساس سلسلهمراتب تحلیل ساخت آوایی زبان میتوان در سه سطح توازن آوایی، توازن واژگانی و توازن نحوی طبقهبندی کرد.
1 ـ 1 ـ توازن آوایی
توازن آوایی گونهای از توازن کلامی است که از تکرار آواها پدید میآید و بر موسیقی شعر میافزاید. این گونه توازن به دو بخش کمی و کیفی تقسیم میشود. توازن آوایی کمی سازندۀ وزن شعر است و توازن آوایی کیفی شیوههایی از تکرار آواهاست که واجآرایی را پدید میآورد:
1ـ 1ـ 1. توازن آوایی کمی برای وزن شعر تعاریف زیادی بیان شده که از میان آنها شاید بهترین تعریف این باشد که بگوییم: «وزن نوعی تناسب است. تناسب کیفیتی است حاصل از ادراک وحدتی در میان اجزای متعدد. تناسب اگر در مکان واقع شد آن را قرینه میخوانند و اگر در زمان واقع شد وزن خوانند.» (ناتل خانلری، 1345: 22)
هنگامی که یک مجموعۀ آوایی به لحاظ کوتاه و بلندی مصوتها یا ترکیب صامتها و مصوتها از نـظام خاصی برخوردار باشد، گونـهای از موسیقی پدیـد میآید که آن را وزن مینامیم. وزن ارتباطی مستقیم و تنگاتنگ با موسیقی دارد که صورتگرایان توجهی خاصی به آن داشته و در کشف و دریافت معنا سودمند میدانند. آنان در وزن شعر به نسبت هجاهای کوتاه به هجاهای بلند توجه ویژهای دارند. بهطوری که وزنهایی که تعداد هجاهای کوتاهشان بیشتر است، القاکنندۀ حالت عاطفی قویتر و هیجانانگیزتری هستند و در مقابل برای حالتهای ملایمتر، همراه با تأنی و آرامش، وزنهای دارای هجاهای بلند مناسبترند.
سلمان در برخی از سرودههای خود با شگردهایی نظیر «برتری تعداد هجای بلند، کشیده بودن هجای قافیه و ترتیب قرار گرفتن هجاهای کوتاه و بلند» (وحیدیان کامیار، 1393: 65) اوزانی نرم و سنگین و ملایم برای سرودههای خود برگزید؛ به این وسیله بین وزن و محتوای شعر توازن، تعادل و همسویی برقرار کرده است. در غزل «یک چمن داغ» و «سجّاده باد و باران» نسبت هجای بلند به کوتاه به ترتیب 12 به 4 و 11به 5 بوده و این وزن نرم و سنگین را برای غزل با مضمون «انقلاب» و سختیها و جانفشانیهای آن دوران مناسب نموده است.
مطلع غزل یک چمن داغ
دیروز اگر سوخت ای دوست غم برگ و بار من و تو |
| |||
| امروز میآید از باغ بوی بهار من و تو | |||
|
|
|
(هراتی، 1380: 294)
مطلع غزل سجّاده باد و باران:
ای خیال تو رؤیای روحانی جاری آب |
| |||
| ای سپیدار ستوار سبز گلستان | |||
|
|
|
(همان: 302)
در غزل «شوق رهایی» با مطلع:
اگرچه عمر تو در انتظار میگذرد |
| دل فقیر من! این روزگار میگذرد |
(همان: 312)
با اینکه نسبت هجاهای بلند به کوتاه 7 به 8 است و طبق قاعده برای اوزان شاد و ضربی مناسبتر است، اما کشیده بودن هجای قافیه و نیز طرز قرار گرفتن هجاهای کوتاه و بلند، این وزن را برای محتوا و مضمونی چون «انتظار» مناسب نموده است.
اشعار کلاسیک سلمان هراتی را به لحاظ وزن میتوان به دو بخش تقسیم کرد: بخش اول شامل 60 درصد اشعار اوست که همگی در بحر مضارع سروده شدهاند و حجم قابلتوجهی از اشعار او را به خود اختصاص دادهاند؛ و دستۀ دوم 40 درصد باقی اشعار اوست که نوعی تنوع در بهکارگیری اوزان عروضی را شاهد هستیم. بهکارگیری 10 وزن در 12 غزل نشان از طبع آزمونگر سلمان هراتی دارد.
به کارگیری اوزان نادر و کمکاربرد ویژگی دیگر شعر هراتی است. اوزانی نظیر:
1 ـ مفعول مستفعلن فاعلاتن فعولن یا مستفعلن فاعلاتن مفاعیل فع لن.
بس سالهایی که بیهوده بیهوده بودیم |
| بس کوچههایی که تا هیچ پیموده بودیم |
(هراتی، 1380: 151)
2 ـ مستفعلاتن فعولن فعولن
دیروز اگر سوخت ای دوست غم برگ و بار من و تو |
| |||
| امروز میآید از باغ بوی بهار من و تو | |||
|
|
|
(همان: 294)
3 ـ مستفعلن مستفعلن مستفعلاتن (بحر رجز مسدس مرفل)
در سینهام دوباره غمی جان گرفته است |
| امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است |
تا لحظههای پیش دلم گور سرد بود |
| اینک به یمن شما جان گرفته است |
(همان: 149)
اوزان 16 هجایی یا ضربی، در گذشته مرسوم بوده است. اما در غزل امروز در این زمینه نوآوریهایی صورت گرفته است. در نمونههای 1و 2، شعر در 16 ضرب هجایی سروده شده است. اما در مصراعهای دوم که مقفی و مردف است چهار هجای کوتاه پشتسرهم قرار گرفته است و همین بهنوعی وزن شعر را سنگین کرده است. اما محسوس نیست؛ در دستگاه واژگان وجود تکرار و در دستگاه دستوری جملهبندی طبیعی و دستورمندی اجزای کلام، این شعر را به طبیعت نثر و سخن گفتاری نزدیک کرده است.
هراتی در شعر «سجادۀ باد و باران» بحر متدارک را با رکنی افزوده (16 هجایی) بهصورت فاعلن فاعلن فاعلن فاعلن فاعلن فع به نمایش گذاشته است.
ای خیال تو رؤیای روحانی جاری آب |
| ای سپیدار ستوار سبز گلستان محراب |
(همان: 302)
موفقترین و ماندگارترین اشعار هراتی در وزن مضارع سروده شدهاند. اشعاری چون: «معصیت بودن، ای عشق، پیشاز تو، داغدارین لاله، و ...» برای نمونه به شعر «پیشاز تو» که در بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور بر وزن «مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلان» سروده شده است، اشاره میشود:
پیشاز تو آب معنی دریا شدن نداشت |
| شب مانده بود و جرئت فردا شدن نداشت |
بسیار بود رود در آن برزخ کبود
|
| اما دریغ زهره دریا شدن نداشت |
(همان: 296)
شش چهارپارهای که در مجموع اشعار سلمان هراتی به چشم میخورد، در بحر مضارع سروده شدهاند. برای نمونه چهارپارۀ «تا کومههای آبی دریا» در بحر مضارع مثمّن اخرب مکفوف محذوف بر وزن «مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن» سروده شده است.
از برق پُرفروغ سُم مرکب سحر |
| شب مانده بود و جرئت فردا شدن نداشت |
گلبوتههای معنی و اشراق میدمند
|
| آنک بهار حادثه آغاز میشود ... |
(همان: 139)
دو مثنوی که سلمان هراتی سروده، در بحر رمل به نظم درآمدهاند. برای نمونه به شعر زیر توجه کنید:
ای شهید ای جاری گلگون |
| جایت از پندار ما بیرون |
رفتهای با اسب خونینیال
|
| ای شهید ای مرغ آتشبال |
حجلۀ تو مثل یک فانوس |
| گشت روشن با پر ققنوس ... |
(همان: 62- 161)
بیست و دو رباعی که سلمان هراتی سروده در سه وزن مختلف «مفعولُ مفاعلن مفاعیلُ فَعَل»، «مفعولُ مفاعلن مفاعیلن فع» و «مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن فع» آمده است. برای نمونه به سه رباعی در این اوزان اشاره میشود:
مفعولُ مفاعلن مفاعیلُ فَعَل:
بالای تو مثل سرو آزاد افتاد |
| تصویری از آن حماسه در یاد افتاد |
در حنجرۀ گرفته صبح غریب
|
| تا افتادی هزار فریاد افتاد |
(همان: 166)
مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلن فع:
بیزارم از آن حنجره کو زارت خواند |
| چون لاله عزیز بودی و خارت خواند |
پیغام تو ورد سبز بیداران است
|
| بیدار نبود آن که بیمارت خواند |
(همان: 166)
مفعولُ مفاعلن مفاعیلن فع:
ز آن دست که چون پرنده بیتاب افتاد |
| بر سطح کرخت آبها تاب افتاد |
دست تو چو رود تا ابد جاری شد
|
| ز آن روی که در حمایت از آب افتاد |
(همان: 161)
سهم اشعار نیمایی در مجموعۀ اشعار سلمان هراتی بسیار کم است. و تقریباً یکپنجم حجم اشعار سلمان را به خود اختصاص داده است. هراتی، شاعری نوپرداز است و با آنکه تعداد قابلتوجهی از اشعار او در قالب سپید است اما برخی اشعار موزون نیمایی او عبارتاند از: «دست جادوگر آب»، «مهمان ناخوانده»، «اندر مذمّت تکلّف»، «از خواب همیشه علف»، «در حاشیۀ یادهایت»، «قیامت»، «دریایی»، «ای که امکان بهاری» و ... سلمان در این اشعار معدود نیز آثار ماندگاری دارد. تنوع وزن در همین تعداد کم از شعر قابلتوجه است. بااینحال اوزان غالب این اشعار رمل و متدارک است. برای نمونه اشعار «زندگی» در بحر متدارک، «در حاشیۀ یادهایت» در بحر متقارب، «مهمان ناخوانده»، در بحر مضارع و «اندر مذمّت تکلّف» در بحر رمل سروده شده است.( ر.ک: آقاحسینی ، 1390: 69)
1 ــ1 ــ2 توازن آوایی کیفی (توازن واجی)
توازن آوایی کیفی به شیوههایی گفته میشود که در آن صامتها و مصوتها با تناسب و هماهنگی خاصی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و با تکرارشان گونهای توازن موسیقایی پدید میآورند و بر موسیقی شعر میافزایند. ازآنجاکه تکرار شدن صامتها (همخوانها) و مصوتها (واکهها) در زبان هنجار و گفتار بهطور عادی کمتر رخ میدهد، این شیوه در چارچوب فرایند برجستهسازی جای میگیرد.( ر.ک: احمدی ، 1380: 125)
در این نوع توازن به آن دسته از تکرارهای آوایی پرداخته میشود که درون یک هجا تحقق مییابند. به عبارت دیگر توازن واجی از تکرار واحد زبانی کوچکتر از واژه ایجاد میشود. شـاعر با انتخاب واژگانی که دارای واجهای خاصی هستند به برجستگی آوایی دست میزند و حتی گاهی تصویری از آنچه را که قرار است به یاری واژه و تصویر بیان کند، بهوسیلۀ آن واجها القا میکند. توازن واجی ازنظر اینکه دارای ارزش موسیقایی باشد به هفت گروه قابلتقسیم است.
1 ــ1 ــ2 ــ1 تکرار همخوان آغازین
در این نوع تکرار، یک صامت (همخوان) در ابتدای چندین واژه تکرار میشود. شمیسا برای این نوع تکرار صامتها اصطلاح «همحروفی» را به کار برده است. (شمیسا، 1381: 79) برای نمونه تکرار صامت آغازین «س» در مثال ذیل:
و دنیا را میگویم / تا از تو بیاموزد ایستادن را / اینسان که تو از دهلیزهای عقیم / سر بر آوردی سبز و صنوبروار / ای بهار استوار / ستارگان گواه روشنان تواند. (هراتی، 1380: 18)
یا تکرار صامت آغازین «ش» و «غ» در نمونههای زیر:
چنان شهاب شکفت و چنان سکوت شکست |
| به ذهن مرده شب، برق ارتجالی بود |
(همان: 340)
غرق غباریم و غربت، با من بیا سمت باران |
| صد جویبار است اینجا در انتظار من و تو |
(همان: 295)
1 ــ1 ــ2 ــ 2 تکرار واکهای
توازن واجی ممکن است از تکرار مصوت (واکه) در چند واژه ایجاد شود. شمیسا برای تکرار مصوتها، اصطلاح «همصدایی» را ذکر کرده است. (ر.ک: شمیسا،1381: 80)
تکرار مصوت بلند «ا» در مثالهای ذیل:
میدانم / میآیی میآیی / اما کی دریا دل ، / دریایی؟ (هراتی، 1380: 373)
روبهروی آینه میایستد / به آسمان نگاه میکند / آبی میشود . (همان:213)
تکرار مصوت «-» در مثالهای ذیل:
ای ایستاده در چمنِ آفتابی معلوم / وطنِ من! / ای آفتاب شمایلِ دریا دل / ای منظومۀ نفیسِ غم و لبخند / ای فروتنِ نیرومند! (همان: 16- 15)
هم بدین سبب به رود زد / تا غبارِ تاختِ ستمگرانِ دهر را / در گذار آب شستشو دهد.../ در فضایِ پاکِ چشمِ روشنت / محو میشود غروب میکند. (همان: 94)
1 ــ1 ــ2 ــ3 تکرار همخوان پایانی
در این شیوه از تکرار آوایی، صامت (همخوان) پایانی در چند واژه تکرار میشود. این نوع تکرار، به شیوههای مختلف ازجمله به شکل قافیه در اشعار تجلی مییابد. برای نمونه تکرار صامت پایانی «ن» در شعر زیر:
باغ خیال خیابان / آرامش خیس خود را / مدیون باران و مه بود. (هراتی،1380: 124)
تکرار صامت پایانی «ت» و «م» در مثالهای زیر:
با خنجرش / فرق منور خورشید را شکافت / زمین ایستاد / در احتیاج حجت میسوخت / و ترس ویرانی / بر خاک میگذشت / و آسمان تا صبح میگریست. (همان:25)
دلم تنهاست ماتم دارم امشب |
| دلی سرشار از غم دارم امشب |
(همان :178)
1 ــ1 ــ2 ــ4 تکرار واکه و همخوان آغازین
در این نوع تکرار یک واکه و یک همخوان در ابتدای واژه تکرار میشوند. این نوع تکرار کلامی باعث زیبایی دیداری و شنیداری میشود. برخی گونههای سجع متوازن در همین مقوله جای دارند.
برای نمونه تکرار صامت و مصوت آغازین در این اشعار سلمان هراتی واجآرایی، موسیقی و آهنگ دلنشینی را به وجود آورده است:
ای وطن من، ای عشق / ای ازدحام درد / جان من از بیدردی / درد میکند. (همان: 64)
شالیزار، / سرت سبز و سلامت باد. (همان: 255)
1 ــ1 ــ2 ــ5 تکرار تمامی صامتها
در این شیوه از تکرار آوایی، تمامی صامتهای هجا تکرار میشود. در بدیع سنتی برای این دسته از تکرارها از اصطلاح جناس اشتقاق یا اقتضاب استفاده کردهاند. (ر.ک: شمیسا،1381: 61) در اشعار سلمان هراتی این نوع تکرار جز در یک مورد کاربرد ندارد.
ـ کوهها سرگردان، آشفته / و زمینش دیگر / و زمانش دیگر / آسمانش را خورشیدی نیست ( هراتی ،1380: 34- 133 )
1 ــ1 ــ2 ــ6 تکرار واکه و همخوان پایانی
در این نوع، واکه و همخوان یا همخوانهای پساز آن تکرار میشوند. برای نمونه تکرار صامت و مصوت پایانی «دی» و موسیقی حاصل از این تکرار صامت و مصوت، شعر سلمان را کاملاً مسجّع و آهنگین نموده است:
بهار میپرسد / که باغ را با کدام چشم تماشا کردی / و آب را چگونه تلاوت کردی / و گاهی دستهایت را برای وجین به مزرعه بردی؟ / تو با چه نیّتی به جبهه کمک کردی؟ / و در سبدت برای بهار چه کردی؟ (همان: 58)
و یا نمونههایی همچون:
که آسمان را از ما مضایقه میکند / من میخواهم برف را باران را بهاران را بفهمم.(همان: 86)
|
تو چون باران و آب جویباران کجا رفتی گل سرخ بهاران؟
( همان : 393)
ماندیم و نراندیم، نشستیم و شکستیم |
| رفتید و شنیدیم شهیدان خدایید |
(همان: 289)
1 ــ1 ــ2 ــ7 تکرار کامل هجایی
گاهی تکرار آوایی در سطح واج این گونه است که هجایی کامل در 2 یا 3 یا 4 واژه تکرار میشود. مانند هجای «تَند» در شعر ذیل:
باید به آن قبیله دشنام داد / که در راحت سایه نشستند / و امان شکفتن در خویش را کشتند / باید به آن طایفه پشت کرد / که دل خورشید را شکستند. (همان: 28)
تکرار هجای «لوم» در شعر زیر :
ای ایستاده در چمن آفتابی معلوم / وطن من! / ای تواناترین مظلوم / تو را دوست دارم / من فرزند مظلوم توام / تو مظلوم سترگی / نه ضعیفهای که / پیراهنش را دریده باشند. (همان: 17- 15)
تا نفس هست و قفس هست، الهی |
| منِ شوریده غزلخوان تو باشم |
(همان: 156)
توازنهای واجی یاد شده ازنظر موسیقایی دارای عملکرد و ارزش یکسان نیستند. به نظر میرسد که اگر تکرار در سطح مصوت باشد، عملکرد موسیقایی قویتری از تکرار صامتها خواهد داشت و همچنین تعداد تکرار صامت و مصوتها هم در توازن آوایی و موسیقایی آن تأثیر زیادی دارند؛ گویا هرچقدر نسبت واجهای مشابه به متباین بیشتر باشد، ارزش موسیقایی بیشتر میشود. (ر.ک: شفیعی کدکنی، 1391: 51)
سلمان استفادۀ خاصی از واجها کرده و بهعنوان یک شگرد زبانی از آنها بهره گرفته است. بهطوری که واجهای هماهنگ در اشعار وی بسیار محسوس و چشمگیر است. «واجها به دلیل انعطافپذیری ویژه در معنا و دگرگونیهای کارکردی که در طول شعر فارسی گرفته، همانند سایر عناصر زبان دارای نقش تعیینکنندهای است که باعث تشخص زبان و استحکام بافت آوایی شده است.» (علیپور، 1399: 200) سلمان هراتی بهخوبی از این امکان در جهت بافت آوایی کلام خود بهره گرفته است.
1 ــ2 توازن واژگانی
شعر آفرینش زیبایی با واژهها است و یاکوبسن این آفرینش زیبایی در توالی آهنگین واژهها را براساس ترکیب آنها بر منش موازنه و تشابه در ضرب آهنگی خاص جستوجو میکند و مانند تینیانوف بر این باور است که «معنای واژگان با آواها تعدیل مییابد.» (احمدی،1380: 76) در حقیقت ترکیب سازندۀ تشابه میان واژگان به واژه اهمیت و تشخص میبخشد و اینگونه واژه بهسادگی در مدار زبان قرار میگیرد؛ با روح زبان آمیخته میگردد و به وحدت میرسد.
واژگان بهکارگرفتهشده در شعر در ایجاد لذت و زیبایی نقش مهمی دارند. هرچند در شعر واژۀ خوب یا بد وجود ندارد و این خلاقیت و هنر شاعر است که با بهکارگیری صحیح واژگان در موقعیت و جای مناسب در بافت کلام به آنها تشخص و زیبایی میبخشد. واژهها در زمرۀ اصواتاند؛ برخی از آنها گوشنوازند و برخی دیگر چنین حالتی ندارند و این هنر گوینده است که در موقعیتهای مختلف از هرکدام بهخوبی استفاده میکند. تکرار واژهها و نسبت آنها با یکدیگر توازنی پدید میآورد که موسیقی میآفریند. بسته به اینکه واژههای تکرارشونده در چه نقاطی از شعر قرار گیرند و چه نسبتی با هم برقرار کنند، گونههای مختلفی برای توازنی واژگانی میتوان در نظر گرفت.
توازن واژگانی از تکرار دو یا چند واژه که ساختاری بزرگتر از هجا دارند در سطح یک جمله (مصراع، بیت، بند و شعر) ایجاد میشود و بهصورت همگونی کامل و همگونی ناقص قابلبررسی است.
منظور از همگونی ناقص تشابه آوایی بخشی از دو یا چند واژه است و همگونی کامل در اصل تشابه آوایی کامل میان دو یا چند عنصر دستوری میباشد. این امر را میتوان در سطحی بزرگتر از واژگان یعنی گروه و جمله هم لحاظ نمود. (ر.ک: صفوی، 1383: 208)
صناعاتی چون سجع متوازی، سجع مطرف، سجع متوازن و جناسهایی چون جناس مضارع، جناس ناقص، جناس مطرف، جناس مرکب، جناس زاید، جناس مذیل و آرایههایی چون اشتقاق، ردالصدر الیالعجز، ردالعجز الیالصدر، ردالقافیه و قلب را میتوان از توازنهای واژگانی به شمار آورد؛ چراکه از همگونی ناقص یا کامل توازن واژگانی به وجود آمدهاند. در ضمن صناعات دیگری چون ترصیع، موازنه، تضمینالمزدوج را نیز میتوان در همین مقوله گنجاند؛ چراکه در اصل کاربرد سجع متوازی یا متوازن هستند که بهصورت متقارن بر روی زنجیرۀ گفتار میآیند. (ر.ک: صفوی: 213)
1 ــ2 ــ1 تکرار آوایی کامل یک صوت زبانی
در این شیوه یک صورت زبانی ـ یعنی یک واژه، عبارت یا جمله ـ عیناً تکرار میشود. این تکرار میتواند به طرق مختلف صورت پذیرد. ازجمله: تکرار آغازین (در آغاز هر مصراع یا بیت ـ در آغاز مجموعهای از مصراعها یا ابیات)، تکرار پایانی(در پایان هر مصراع یا بیت (مقید به همنشینی پساز قافیه ـ آزاد نسبت به قافیه)، در پایان مجموعهای از مصراعها یا ابیات)، تکرار میانی (بدون فاصله ـ با فاصله)، تکرار در آغاز و پایان یا تکرار در پایان و آغاز.
چنین تکرارهای در شعر سلمان هراتی نمونههای فراوان دارد که به برخی از این نمونههای تکرار اشاره میشود:
1 ــ2 ــ1 ــ1تکرار آغازین
1 ــ2 ــ1 ــ1 ــ1در آغاز هر مصراع یا بیت
شاعر گاه برخی از واژگان و عبارات را در ابتدای مصراعها و بیتها بهصورت مرتب تکرار میکند که این تکرار شباهت بسیاری به ردیف آغازین دارد؛ برای نمونه:
زندگی در روستا اما / بستگی دارد به اسب / ساده و خوشرنگ / بستگی دارد به باران / بستگی دارد به خورشید و درخت / بستگی دارد به فصل / بستگی دارد به کار. (هراتی، 357:1380)
چرا خدیجه بهتر از شهلا نیست ؟
چرا خدیجه نمیداند تهران کجاست ؟
چرا خدیجه نمیتواند به زیارت امام رضا برود؟ (همان :200)
بگذار گریه کنم / برای انسان 135 / انسان نیمدایره / انسان لوزی / انسان کجومعوج / انسان واژگون / و انسانی که در بزرگداشت جنایت هورا می کشد.(همان :21)
تو از شکوفه پری از بهار لبریزی
تو سرو سبز تنی با خزان نمیریزی
تو آفتاب بلندی ز عشق سرشاری
تو در حال این شب ستاره میریزی.(همان:159)
|
|
1 ــ2 ــ1 ــ1 ــ2 در آغاز مجموعهای از مصراعها یا ابیات
این روش از تکرار را نوعی اعنات میتوان شمرد. برای نمونه:
کسی که مثل درختان به باغ عادت داشت |
| شبیه لاله به انبوه داغ عادت داشت |
کسی که همنفس موجهای دریا بود |
| صداقت نفسش در نسیم پیدا بود |
کسی که خرقهای از جنس آب در برداشت |
| کسی که شعر مرا از ترانه میانباشت |
در انتهای عطش آفتاب مینوشید |
| کسی که از دل او شعر آب میجوشید |
کسی که از ورق سرخ گل کتابی داشت |
| برای پرسش و تردید ما جوابی داشت |
کسی که آب شدن را در التهاب آموخت |
| شکوه سبز شدن را در آفتاب آموخت |
کسی که شائب آن نقاب را فهمید |
| کسی که حیلۀ سنگ و سراب را فهمید |
کسی که با تپش مرگ زندگانی کرد |
| کسی که با همه جز خویش مهربانی کرد |
کسی که با دل ما ارتباطی آبی داشت |
| هزار پنجره مضمون آفتابی داشت |
(همان: 18- 317)
1 ــ2 ــ1 ــ2. تکرار پایانی
1 ــ2 ــ1 ــ2 ــ1. مقید به همنشینی پساز قافیه (ردیف)
ردیف به کلمه یا کلماتی اطلاق میشود که پساز قافیه و در آخر مصراعها و بیتها عیناً و با یک معنای یکسان تکرار میشود. در واقع ردیف در حوزۀ تکرار آوایی کامل قرار دارد، زیرا در ردیـف واژه، گروه، بنـد و جمله تکرار میشود و این تکرار بهصورت کامل انجام میگیرد.( ر.ک: احمدی ، 1380: 98)
ردیف در شعر سلمان هراتی نقشی محوری دارد و در بیشتر اشعار کلاسیک وی حضور ردیف محسوس است. از بیست و سه غزل سلمان هراتی فقط سه غزل ردیف ندارد و از بیست و دو رباعی، بیست و یک مورد دارای ردیف است و از پانزده دوبیتی هشت مورد دارای ردیف است. در واقع از 60 مورد شعر در قالب سنتی 49 مورد دارای ردیف هستند. به عبارت دیگر 81 درصد اشعار سلمان هراتی مردّفاند و این درصد بیانگر توجه ویژۀ شاعر به تأثیر ردیف در ساختار آوایی اشعارش است. نکتهای که در این باره شایان ذکر است این است که هراتی در انتخاب برخی ردیفها در شعرش به القای مفهوم موردنظر بسیار کمک کرده و به نوعی میتوان گفت که ردیفی همسو با مضمون شعر انتخاب نموده است. برای نمونه در غزل «پیشاز تو» سلمان هراتی از ردیف و قافیههایی بهره گرفته است که بهخوبی با مضمون «امام» و قیامش و خفقان دوران ستمشاهی همراه و همسو میباشد:
پیشاز تو آب معنی دریا شدن نداشت |
| شب مانده بود و جرئت فردا شدن نداشت |
بسیار بود رود در آن برزخ کبود |
| اما دریغ زهرۀ دریا شدن نداشت |
در آن کویر سوخته، آن خاک بیبهار |
| حتی علف اجازۀ زیبا شدن نداشت |
گم بود در عمق زمین شانۀ بهار |
| بی تو ولی زمینۀ پیدا شدن نداشت |
دلها اگرچه صاف ولی از هراس سنگ |
| آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت |
چون عقدهای به بغض فرو برد حرف عشق |
| این عقده تا همیشه سرِ وا شدن نداشت |
(هراتی،1380: 297)
ردیف در غزل مذکور، که زمان گذشته را شامل میشود، خود گویای اوضاع ناپایدار و ناآرام دوران پیشاز انقلاب و بیتحرکی و هراس و بیجرئتی مردم تا قبلاز قیام امام خمینی (ره) میباشد. واژگان قافیه ازجمله «فردا شدن»، «زیبا شدن»، «پیدا شدن» و... همانا بیانگر آرزوها و آرمانهای مردم آن روزگار است که در برزخ کبود جامعۀ آن دوران، فقط در یادها جای داشت.( ر.ک: خلیلی، 1380: 89)
در غزل «محض رضای عشق» نیز سلمان با آوردن ردیف «کُن» که فعل امر است، خواهش و تقاضای خود را از عشق، که «تبلور آرزوی سبز شهادت» و نیز مضمون و تِم تأثیرگذار این غزل است، بیان میدارد. واژگان قافیه «آفتاب»، «مجاب»، «آب» و... نیز در جهت القای این مفهوم مؤثر افتادهاند. عشق چون آفتاب تاریکیها را رفع میکند، با داغهای تازه به دل پاسخ میدهد، با اشک، دل را پاک میگرداند و عاشق را به تسلیم در برابر رضای دوست وامیدارد:
تاریک کوچههای مرا آفتاب کن |
| با داغهای تازه دلم را مجاب کن |
ابری غریب در دل من رخنه کرده است |
| بر من بتاب چشم مرا غرق آب کن |
ای عشق ای تبلور آن آرزوی سبز |
| برخیز و چون سکوت دلم را خطاب کن |
ای تیغ سرخ زخم کجا میروی |
| محض رضای عشق مرا انتخاب کن |
ای عشق زیر تیغ تو ما سر نهادهایم |
| لطفی اگر نمیکنی اینک عتاب کن |
چون عقدهای به بغض فرو برد حرف عشق |
| این عقده تا همیشه سرِ وا شدن نداشت |
(هراتی، 1380: 311)
پیشاز تو آب معنی دریا شدن نداشت شب مانده بود و جرئت فردا شدن نداشت
(همان:296)
حرف تو به شعر ناب پهلو زده است آرامش تو به آب پهلو زده است
(همان:169)
آنچه در ردیفهای اشعار سلمان هراتی قابلبیان است، بهکارگیری ردیفهای فعلی است. در واقع از مجموع 49 ردیف استفاده شده در شعر هراتی، 44 مورد ردیف فعلی است. به بیان دیگر 89 درصد ردیفهای بهکارگرفتهشده، از نوع فعل هستند که حضور بیشتر ردیفهای فعلی در اشعار هراتی بیانگر تحرک و پویایی در شعر سلمان هراتی است.
1 ــ2 ــ1 ــ2 ــ2 آزاد در قیاس با قافیه
ردیف در اشعار نیمایی و سپید سلمان هراتی به شکلهای گوناگون بهکارگرفتهشده است. وی در برخی مواقع مثل شعر کلاسیک در کنار قافیه از ردیف بهره گرفته است؛ برای نمونه:
ما ظهور نور را به انتظار
با طلوع هر سپیپده آه میکشیم
ای دلیل جنبش زمین قسم به فجر
تا تولد بهار عدل در جهان
ظالمان دهر را به دار میکشیم.(همان:119)
شاعر گاهی ردیف را در برخی از اشعار نیماییاش بدون قافیه میآورد:
آه ای دل، دل من / چرا حسرت دیدگان ترم را / تا تماشای غوغای طوفان نبردی؟ / آه آواره من، چرا ره به دریا نبردی؟ (همان: 122)
گاهی هم ردیف آغازی بدون قافیه میآید:
یک سبد ستاره چیدهام برای تو / یک سبد ستاره / کوزهای پُر آب. (همان: 98)
علاقۀ سلمان هراتی به قافیه، به شعر سپید او نیز تسری یافته است و اشعار سپید بهرهمند از موسیقی کناری در شعر او کم نیست؛ برای نمونه:
آرامش موقت! / میآیی/ به غارت خلوت / و بوی عادت / با تو میآید. (همان: 54)
قافیه گاهی در اشعار سپید سلمان هراتی به روش شعر سنّتی در آخر مصراعها میآید:
انکار عشق / اقرار فضاحت آن دلی است / که چشم از روشنی بر میدارد / و روبهروی بهار حصار میکارد / باید دستها را به قبضۀ شمشیر سپرد / و حنجرۀ بدی را فشرد. (همان: 25)
گاهی قافیه در اشعار سپید هراتی همراه با ردیف میآید:
و لال باد آن / که دهان به غیظ میگشاید / و باغ را / و چراغ را / با دم هرز خویش / مسموم میدارد. (همان: 24)
گاهی ردیف آغازی همراه قافیه و ردیف پایانی میآید:
او خیلی مهربان است / او مثل آسمان است / او در بوی گل محمدی پنهان است. (همان: 83)
گاهی ردیف آغازی و پایانی بدون قافیه میآید:
او را بر بوریای محقر مردم دیدم / او را در میدان شوش در کورهپزخانه دیدم. (همان: 80)
گاهی ردیف پیشاز قافیه میآید. مانند:
تو بیقرار کدام نگاهی / و نشئۀ کدام صدایی. (همان: 37)
گاهی تمام مصراع ردیف آغازی به همراه قافیه پایانی است؛ مانند:
میزبانان موافق / میزبانان منافق. (همان: 19)
جنگل به نام تو میروید / جنگل به نام تو میرویاند. (همان: 33)
1 ــ2 ــ1 ــ3 تکرار میانی
1 ــ2 ــ1 ــ3 ــ1 بدون فاصله (تکریر)
تکرار یا تکریر آن است که در بیتی یا جملهای یک کلمه را پشتسرهم تکرار کنند. (ر.ک: شمیسا،79:1381) در شعر سلمان هراتی در برخی مواقع چنین تکراری را شاهد هستیم؛ برای نمونه:
ـ چرا سهم عبدالله/ جریبجریب زحمت است و حسرت/ و سهم ناصرخان/ هکتارهکتار محصول است و استراحت؟ (هراتی،1380 : 201)
ـ و ما را در شعار / جنگجنگ تا پیروزی یاری میدهد.(همان:105)
ـ زمستانی دراز را/ با گریه و خون کشتیم/ با دامندامن گل سرخ / آمدیم. (همان: 234)
ـ از جبهه/ از سنگر/ با پرچم/ میدانم/ میآیی میآیی/ اما کی دریا دل،/ دریایی؟ (همان: 373)
بس سالهایی که بیهوده بیهوده بودیم |
| بس کوچههایی که تا هیچ پیموده بودیم |
(همان: 117)
1 ــ2 ــ1 ــ3 ــ2 با فاصله
گاهی یک واژه بهصورت پراکنده و با فاصله در یک بیت یا جمله تکرار میشود؛ برای نمونه:
چنان شهاب شکفت و چنان سکوت شکست |
| به ذهن مرده شب برق ارتجالی بود |
(همان: 340)
ـ تخته سیاه ما/ قلب سیاه دشمن اسلام است (همان: 364)
ـ ای وطن من ای عشق/ ای ازدحام درد/ جان من از بیدردی/ درد میکند (همان: 64)
1-2-1-4 تکرار در آغاز و پایان (رد الصدر الی العجز)
یعنی شاعر کلمهای را می آورد که در اول و آخر بیت یکسان است. چنین تکراری در شعر سلمان زیاد نیست؛ از جمله:
[1] Marandifariba9@gmail.com دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد خوی،دانشگاه آزاد اسلامی ، خوی ،ایران.
[2] farhadfalahati@gmail.com (نویسنده مسؤول).استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد خوی،دانشگاه آزاد اسلامی، خوی ،ایران
[3] adlparvar12@gmail.com.استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد خوی،دانشگاه آزاد اسلامی، خوی ،ایران
تاریخ ارسال 24/10/1403 تاریخ پذیرش 30/11/1403