• فهرس المقالات crude protein

      • حرية الوصول المقاله

        1 - The Effect of Stacking of Narrow-Barred Spanish Mackerel (Scomberoides commersonnianus) on Protein Composition and Amino Acid Profile
        Z. هادی زاده N. موراکی S. معینی
        Salt curing (Kencing) is a method used for preserving food products, including fish, that is believed to influence the quality and chemical composition of the finial product. The present study is focused on the alteration of protein quality and amino acid profile of Sco أکثر
        Salt curing (Kencing) is a method used for preserving food products, including fish, that is believed to influence the quality and chemical composition of the finial product. The present study is focused on the alteration of protein quality and amino acid profile of Scomberoides commersonnianus after stacking during 190 days of shelf life in ambient temperature. A12 assorted of specimens were collected from Gheshm Island, Hormozgan Provience, North-West of the Persian Gulf and were transferred to the laboratory for processing. The samples were divided into six batches and cured with common salt. The samples were used for quality control at six intervals, including day 0(before salt curing),15, 30, 90, 150 and 190 (after salt curing); and TVN, crude protein, ash, moisture and salt contents were measured. Moreover, the amino acid profiles of the product were also being evaluated at three intervals including day 0(before saltcuring), 90 and 190 (after saltcuring). The increment of crude protein, ash, salt, moisture and TVN contents were significant after 190 days of preservation (p<0.05).18 amino acids were distinguished in the fresh sample, including 8 and 10 essential and non essential amino acids, respectively. The total amino acid content decreased significantly after 190 days curing with salt (p<0.05). The results indicated that the salt curing of Scomberoides commersonnianus could be a helpful method in preserving the product for just 90 days after processing, and the quality of the product was decreased significantly after 90 days of preservation. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        2 - ارزیابی صفات کیفی علوفه ارقام ذرت (Zea mays L) در واکنش به تراکم کاشت
        حمداله اسکندری عبداله جوانمرد فریبرز شکاری
        ذرت نقش مهمی در تغذیه دام ها دارد. به همین دلیل، تلاش برای افزایش کیفیت علوفه آن از طریق مدیریت های زراعی اهمیت بالایی دارد. به منظور بررسی کیفیت علوفه ارقام ذرت در واکنش به تراکم کاشت، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تح أکثر
        ذرت نقش مهمی در تغذیه دام ها دارد. به همین دلیل، تلاش برای افزایش کیفیت علوفه آن از طریق مدیریت های زراعی اهمیت بالایی دارد. به منظور بررسی کیفیت علوفه ارقام ذرت در واکنش به تراکم کاشت، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه در سال زراعی 93-1392 اجرا شد. فاکتور اول شامل تراکم بوته در سه سطح، 93، 105 و 119 هزار بوته در هکتار و فاکتور دوم شامل ارقام ذرت در پنج سطح، زوالا، سیمون، NS، 540 و 370 بودند. نتایج نشان داد که تولید ماده خشک تحت تأثیر اثر متقابل تراکم و رقم قرار گرفت. به طوری که، رقم 540 در تراکم 119 هزار بوته در هکتار بیش ترین مقدار علوفه (980 گرم بر متر مربع) و رقم NS در تراکم 93 هزار بوته کمترین مقدار آن را (933 گرم بر متر مربع) تولید کردند. به نظر می رسد که هر چه تراکم کاشت بیشتر باشد، میزان دیواره سلولی فاقد همی سلولز نیز بالاتر رفته و کیفیت علوفه افزایش می یابد. از نظر شاخص دیواره سلولی فاقد همی سلولز، رقم زولا با داشتن 638 گرم بر کیلوگرم، کم ترین کیفیت را داشت، در حالی که سایر ارقام از این نظر در یک گروه آماری قرار گرفتند. میزان فسفر علوفه در تراکم 93 هزار بوته در هکتار بیش ترین مقدار را داشت ولی مقدار کلسیم تحت تأثیر تراکم کاشت قرار نگرفت. در تراکم های کمتر، از نظر پروتئین خام، علوفه ای با کیفیتی بالاتر تولید شد. رقم 540 بیش ترین عملکرد پروتئین خام (کیلوگرم در هکتار) را داشت که نشان از برتری این رقم نسبت به سایر ارقام مورد بررسی دارد و در نتیجه، برای تولید علـوفه با کیفیت بالاتر و ماده خشک بیشتر در منطقه (و سایر مناطق با شرایط اقلیمی مشابه) قابل توصیه می باشد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        3 - مدیریت تنش خشکی با استفاده از تنظیم کننده‌های رشد و عنصر روی بر عملکرد ذرت (Zea Mays L.) 704 در استان اصفهان
        مرتضی سام دلیری مرتضی مبلغی ساناز سلیمان پور امیر عباس موسوی میرکلائی
        به‌منظور بررسی صفات مورفولوژیک و عملکرد ذرت رقم 704 سینگل‌کراس تحت تاثیر محلول‌پاشی مواد تنظیم کننده‌های رشد و تنش خشکی در استان اصفهان آزمایشی در دو سال زراعی به صورت مجزا در قالب اسپلیت پلات با 3 تکرار به اجرا درآمد. تیمار اصلی شامل تنش خشکی در 3 سطح شاهد، تنش ملایم و أکثر
        به‌منظور بررسی صفات مورفولوژیک و عملکرد ذرت رقم 704 سینگل‌کراس تحت تاثیر محلول‌پاشی مواد تنظیم کننده‌های رشد و تنش خشکی در استان اصفهان آزمایشی در دو سال زراعی به صورت مجزا در قالب اسپلیت پلات با 3 تکرار به اجرا درآمد. تیمار اصلی شامل تنش خشکی در 3 سطح شاهد، تنش ملایم و تنش شدید (به‌ترتیب آبیاری بر اساس 100، 85 و 70 درصد نیاز آبی ذرت)، و تیمار فرعی محلول‌پاشی شامل تیمار محلول‌پاشی آب مقطر به عنوان شاهد، کود نانو روی (دو گرم در یک لیتر آب)، سالیسیلیک‌اسید (5 میلی‌مولار)، آبسزیک‌اسید (100 میکرومولار)، جیبرلین (100 پی‌پی‌ام) بود. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد اثر سال بر عملکرد بیولوژیک، پروتئین‌خام و عملکردعلوفه‌تر معنی‌دار شد. تیمارهای تنش‌های خشکی و تیمارهای محلول‌پاشی بر صفات شاخص سطح برگ، شاخص کلروفیل، عملکرد بیولوژیک، پروتئین‌خام و عملکرد علوفه‌تر معنی‌دار گردید. بیشترین عملکرد علوفه‌تر با 44/90 تن در هکتار در تیمار آبیاری کامل با سالیسیلیک‌ اسید حاصل شد. تیمار سالیسیلیک ‌اسید منجر به افزایش عملکرد علوفه‌تر تحت شرایط آبیاری کامل گردید، همچنین تیمار سالیسیلیک‌اسید به‌ترتیب باعث کاهش خسارت 27 و 9 درصدی در تیمارهای تنش ملایم و تنش شدید گشت. با توجه به نتایج آزمایش و بررسی روند رشد محصول استفاده از تیمار سالیسیلیک ‌اسید طی سه دوره محلول‌پاشی در سه مرحله هشت برگی، غلاف دوگانه و در قبل از ظهور تاسل، توانست میزان خسارت تنش خشکی به عملکرد علوفه‌تر را کاهش داده و برای شرایط مشابه با آزمایش حاضر قابل توصیه می‌باشد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        4 - Effects of Mega Doses of Phytase on Growth Performance, Bone Status and Nutrient Excretion of Broilers Fed Diets Containing High Levels of Rice Bran
        ک.جی.اس.سی. کاتوکروندا ان.اس.بی.ام. اتاپتو پی.و.یو. پررا
        Phytate in poultry rations containing rice bran (RB) critically reduce poultry performance while increasing N and P excretion. The objective of this study was to determine whether the anti-nutritive problems associated with higher inclusions of rice bran in poultry rati أکثر
        Phytate in poultry rations containing rice bran (RB) critically reduce poultry performance while increasing N and P excretion. The objective of this study was to determine whether the anti-nutritive problems associated with higher inclusions of rice bran in poultry rations (up to 40%) could be mitigated with mega doses of phytase. Twenty days old male broiler chicks (n=180) in 60 floor pens were fed on 10 dietary combinations of a completely randomized factorial design (2×5). Two dietary rice bran (RB) levels (20 or 40%) and five levels (0, 1000, 2000, 3000 and 4000 FTU/kg diet) of phytase (Natuphos 500) were main factors. Cage-wise daily feed/water intakes and body weights on day 28, 35 and 42 were determined. Weekly and total weight gain and feed conversion ratio were determined. Cr2O3 mixed diets were fed from day 35 to determine illeal digestibility of crude protein, phosphorus (P) and dry matter. On day 42, following a 12-hour fast, two birds from each pen were humanely slaughtered to determine visceral organ weights. Fat free tibia ash contents and latency-to-lie test done on day 28, 35 and 42 were used as bone parameters. Growth performance parameters were not enhanced significantly due to mega doses of phytase. Negative effects like body weight reductions affected latency to lie time increments and further confirmed by insignificancy of tibia ash increments. Phytase significantly improved the crude protein digestibility. The optimum levels of phytase for the best crude protein digestibility with 20% and 40% dietary rice bran were 3000 and 4000 FTU/kg, respectively. Digestibility values of P and dry matter also affected. Supplementation of mega doses of phytase improved illeal crude protein digestibilities but not growth performances and bone status. Mega doses of phytase did not mitigate the adverse effects of 40% rice bran included broiler diets. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        5 - Effects of Thyme Essential Oil and Disodium Fumarate on Ruminal Fermentation Characteristics, Microbial Population and Nutrient Flow in a Dual Flow Continuous Culture System
        ه. براز ح. جهانی-عزیزآبادی ع. عزیزی
        The aim of the present study was to investigate the effects of di-sodium fumarate (DSF) and thyme essential oil (TEO) solely and simultaneously on ruminal fermentation properties and microbial abundance. A dual-flow continuous culture system (DFCC) with eight 1400-mL fe أکثر
        The aim of the present study was to investigate the effects of di-sodium fumarate (DSF) and thyme essential oil (TEO) solely and simultaneously on ruminal fermentation properties and microbial abundance. A dual-flow continuous culture system (DFCC) with eight 1400-mL fermenters was used in a period of 12 d that divided to 9 d for adaptation and 3 d for sampling. Fermenters were fed 100 g d-1 [dry matter (DM) basis] of a 50:50 alfalfa hay:concentrate ration. Treatments were no additive (control), 10 mM of DSF, 125 µL/L of TEO and simultaneous use of 10 mM of DSF, and 125 µL/L of TEO (SIMTF). Treatments had no effect on organic matter (OM) and neutral detergent fiber (NDF) disappearance, total and cellulolytic bacteria and protozoa abundance, large peptides and N-NH3 concentration of the effluent, N-NH3 and dietary N flow and molar proportions of acetate (C2), butyrate and isovalerate. DSF significantly increased crude protein (CP) degradation, the molar proportion of propionate (C3) and reduced C2:C3ratio (p <0.05). TEO decreased (p <0.05) DM disappearance (-14.4%) and total volatile fatty acid (-19.4%) concentration, relative to the DSF. Relative to the control, small peptide plus amino acid N concentration was higher (p <0.05) in TEO treatment and DSF. SIMTF increased (p <0.05) the acid detergent fiber (ADF) disappearance and decreased the N-NH3 concentration from zero to 4 h after feeding. Total N, non-ammonia N and bacterial N flow and efficiency of microbial CP synthesis increased with SIMTF. Findings demonstrated that feed efficiency and ruminal fermentation were improved by the simultaneous use of DSF and TEO. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        6 - Effect of Dietary Crude Protein Level on UT-B Expression and Nitrogen Efficiency in Growing Baluchi Male Lambs Fed Low or High Concentrate Diets
        ا. ابراهیمی خرم آبادی ع.م. طهماسبی م. دانش مسگران ع.ع. ناصریان ع. وکیلی
        An experiment was carried out to evaluate how interactions between forage to concentrate ratio and dietary crude protein level may alter nitrogen efficiency and UT-B expression in growing Baluchi male lambs. Four Baluchi male lambs [30 ± 2 kg BW] were used in a 4 أکثر
        An experiment was carried out to evaluate how interactions between forage to concentrate ratio and dietary crude protein level may alter nitrogen efficiency and UT-B expression in growing Baluchi male lambs. Four Baluchi male lambs [30 ± 2 kg BW] were used in a 4 × 4 latin square design with 28-d periods and a 2 × 2 factorial arrangement of dietary treatments. The treatments fed forage: concentrate [FC; DM basis] ratios of 45:55 low concentrate (LC) or 25:75 high concentrate (HC) with dietary levels of CP of 14 low protein (LP) or 18% high protein (HP) [CP, DM basis]. Dry matter intake increased as dietary concentrate level increased. Treatments, dietary CP content and F: C ratio had significant effect on CP intake. Increasing dietary N content of the diet increased dry matter (DM), crude protein (CP) and organic matter (OM) digestibility. Forage to concentrate ratio had a significant effect on neutral detergent fiber(NDF) and OM digestibility. Treatments had significant effect on the CP, NDF and OM digestibility. There were an interaction between dietary CP content and F: C ratio on the ruminal pH, NH3-N concentration, individual volatile fatty acids (VFA) concentration, acetate: propionate ratio and BUN concentration. Except ruminal pH, all ruminal fermentation and blood metabolitefactors were affected by both dietaryCP content and F: C ratio in trial.Treatments had significant influence on the NI (g/d) and urinary N excretion (g/d) (% of N intake). Also, both dietary CP content and F: C ratio had significant effect on NI. The lambs consume high crude protein treatments tended to have greater urinary N excretion (g/d) than those consume low crude protein treatments. The F: C ratio had a significant effect on urinary N excretion (g/d). Approximately 6.56 times more UT-B was expressed by the rumen ventral sac for lambs on the treatments contain 18% crude protein relative to those on the treatments contain 14% crude protein. In conclusion this study shows that changes in characteristic of the diet produce significant changes in UT-B urea transporter expression within the ovine rumen. Changing urea entry into the GIT via dietary regulation of UT-B could serve as important mechanism to maintenance of nitrogen balance and increase nitrogen efficiency in Baluchi growing lambs. Our findings suggest that the dietary regulation of urea transporters plays a major role in altering urea entry into the gastrointestinal tract. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        7 - Crude Protein Fractions and <i>in vitro</i>Gas Production of Alfalfa Silages Treated with Pistachio by-Products Extract
        ا. مختارپور ع.ع. ناصریان ر. ولی‌زاده م. دانش مسگران ف. پورملایی
        Two experiments were conducted to evaluate the crude protein fractionation, in vitro gas production and the biological effects of tannins in alfalfa silage treated with different levels of pistachio by-products (PB) extract. PB was soaked in water with a ratio of 1:5 (w أکثر
        Two experiments were conducted to evaluate the crude protein fractionation, in vitro gas production and the biological effects of tannins in alfalfa silage treated with different levels of pistachio by-products (PB) extract. PB was soaked in water with a ratio of 1:5 (w/v) for 12 h. After filtering and concentrating, the crude extract was added to fresh alfalfa to a final concentration of 1%, 2% and 3% tannin dry matter (DM) and then ensiled for 60 days. Four treatments were as follows: alfalfa silage without addition of PB extract as a control (T0), PB tannin added at 1% (T1), 2% (T2) and 3% DM (T3). Treating alfalfa silage decreased the formation of non-protein nitrogen (NPN) compounds and increased crude protein fraction B2 during ensilage. Cumulative in vitro gas production after 96 h incubation, organic matter digestibility (OMD) and metabolizable energy (ME) decreased in T2 and T3 compared to the control. The gas production and short chain fatty acids (SCFA) of treated silages increased in the presence of polyethylene glycol (PEG) which indicates that the presence of phenolic compounds and tannins depressed the gas production. It can be concluded that treating alfalfa silage with PB extract can reduce the nitrogen losses during ensilage and degradability of organic matter (OM) by microbial inhibition. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        8 - Effect of Different Amounts of Protein and Varying Proportions of Corn Silage and Alfalfa Hay on Milk Production and Nitrogen Excretion of Dairy Holstein Cows
        ب. محتشمی ح.ر. میرزایی ح. امانلو
        Four treatments were assigned to determine the effects of dietary potential digestible fiber (pdF) and crude protein (CP) levels in mid lactating Holstein cows on milk production and nitrogen efficiency. Sixteen primiparous (n=8) and multiparous (n=8) Holstein cows (bod أکثر
        Four treatments were assigned to determine the effects of dietary potential digestible fiber (pdF) and crude protein (CP) levels in mid lactating Holstein cows on milk production and nitrogen efficiency. Sixteen primiparous (n=8) and multiparous (n=8) Holstein cows (body weight (BW)=546&plusmn;72 kg; days in milk (DIM)=118&plusmn;50 day) were allocated to one of four diets in balanced randomized complete design in two periods (each period including 28 day). Diets consisted of 50% forage and 50% concentrate. The experimental diets were as follows: 1) 19% CP and low pdF (HPLDF); 2) 17% CP and low pdF (MPLDF); 3) 15% CP and high pdF (LPHDF) and 4) 17% CP and high pdF (MPHDF). Milk yield was similar among dietary protein levels in each treatment, when data were combined across treatments. Both milk urea nitrogen and blood urea nitrogen concentrations increased as the protein content of diet was increased. As dietary protein was increased from the lowest to the highest concentrations, mean fecal N concentration increased from 2.8 to 3.0% and urinary N from 5.8 to 7.3 g/L (P&lt;0.05). Overall, based on N utilization as well as milk production, 17% protein in diets utilizing various proportions of alfalfa hay and corn silage as the forage source appeared sufficient for cows producing 27 kg/d of milk in this study. Reducing protein to this amount can reduce N excretion, especially environmentally labile urinary N, without affecting milk production. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        9 - Determination of Apparent and True Digestibility of Poultry by Product Meal in Broiler Chickens
        A. Zarei V. Jaberzadeh B. Hemmati
        In order to determination of ileum apparent and true digestibility of two samples of poultry by product meal, an experiment was conducted with a total of 60 day-old broiler chicks, Ross 308 strain. Poultry by-product meal was prepared from two slaughter house in Alborz أکثر
        In order to determination of ileum apparent and true digestibility of two samples of poultry by product meal, an experiment was conducted with a total of 60 day-old broiler chicks, Ross 308 strain. Poultry by-product meal was prepared from two slaughter house in Alborz province. Samples were sent to laboratory for determination of chemical analysis. The birds received commercial broiler starter and grower diets from day l to 30. On day 30, sixty birds of uniform nearly some body weight (38&plusmn;4 g) were allocated to twelve groups of five birds each and assigned to twelve cages. There were three dietary treatments, two diets containing two samples of poultry by-product meal (PBPM) and a nitrogen-free diet. Apparent digestibility values of the assay diet, using ileal contents, were calculated using chromic oxide as indigestible marker. True digestibility values were calculated using endogenous output determined by feeding a nitrogen-free diet. In day 42, birds were slaughtered by CO2 and ileum content was collected. Apparent and true digestibility of protein, Ca, P and metabolizable energy were calculated. Result showed there is difference between two samples of PBPM in chemical composition and nutrient digestibility. Apparent metabolizable energy (AME) and apparent metabolizable energy corrected for nitrogen (AMEn) in sample 2 were higher than sample 1 (3665&plusmn;137.75 vs. 3241&plusmn;2.85 and 3495&plusmn;134.45 vs. 3111&plusmn;1.50, respectively) however these differences were not significant in some cases. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        10 - The Effect of Cattle Seminal Plasma Crude Protein on the Cryopreservation of Goat Semen
        ت. وایو سوپرایوگی س. سوسیلواتی
        This study aimed to improve the quality of cryopreserved goat semen for artificial insemination by the addition of cattle seminal plasma crude protein. Semen collected from cattle and centrifuged to obtain seminal plasma. Then it was purified to obtain the crude protein أکثر
        This study aimed to improve the quality of cryopreserved goat semen for artificial insemination by the addition of cattle seminal plasma crude protein. Semen collected from cattle and centrifuged to obtain seminal plasma. Then it was purified to obtain the crude protein. The diluent used in this study was milk-yolk. There were three groups, control group without crude protein (P0), the addition of 2.5 mg crude protein/mL diluent (P1); and the addition of 5 mg crude protein/mL diluent (P2). The results showed that P1 had the highest percentage of progressive motility and viability. Meanwhile, P1 had the lowest percentage of cytochrome C expression. The lowest cytochrome C expression indicates that the mitochondria have a good function. So, by the addition of 2.5 mg crude protein/mL diluent, the quality of frozen goat semen in terms of sperm motility, viability, and cytochrome C expression in the spermatozoa could be improved. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        11 - Effects of Dietary Crude Protein Level and Stocking Density on Growth Performance, Nutrient Retention, Blood Profiles, and Carcass Weight of Growing-Meat Quails
        وی. بونتیام اس. سنگسوپونجیت آ. کلومپانیا
        Two experiments were conducted to evaluate the effect of stocking density on growing-meat quail performance (experiment I) and the effect of dietary crude protein (CP) levels and stocking density on growth performance, nutrient retention, blood metabolites, and carcass أکثر
        Two experiments were conducted to evaluate the effect of stocking density on growing-meat quail performance (experiment I) and the effect of dietary crude protein (CP) levels and stocking density on growth performance, nutrient retention, blood metabolites, and carcass weight of growing-meat quails under high ambient temperature (experiment II). Three hundred and eighty male growing-meat quails were raised under 4 different stocking densities of 13, 17, 21, and 25 quails per cage (experiment I). Each treatment was performed in 5 replicates using a completely randomized design. In experiment II, 600 male growing-meat quails were assigned to 6 treatments (5 replicates) with 2 stocking densities (17 and 23 quails per cage) and 3 levels of CP (20, 22, and 24%) in a 2 &times; 3 factorial arrangement. In experiment I, the growing quails raised at 25 birds per cage had lighter body weight (BW) and body weight gain (BWG) than those at 13 and 17 quails per cage (P&lt;0.05). Linear reductions in BW (P=0.008), feed intake (P=0.033), and BWG (P=0.012) as increasing stocking density were detected. In experiment II, CP levels and stocking density had no effect on growth performance, nutrient retention, blood profiles, and relative carcass weight (P&gt;0.05). However, a 20% CP level significantly increased CP digestibility and decreased uric acid concentration compared to 24% CP (P&lt;0.05). Furthermore, increased relative breast weight was detected in the quails raised under a high stocking density (P&lt;0.05). The growing-meat quails have enhanced growth performance at the density of 32.10 to 51.85 birds/m2. With a 20% CP diet, increased growth performance and CP digestibility were observed. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        12 - Effects of Mixed and Row Intercropping on Yield and Quality Traits of Alfalfa and Three Grass Species in Rainfed Areas of Northern Khorasan, Iran
        Ali Akbar Ameri Ali Ashraf Jafari
        Strong benefits of species diversity have been demonstrated in mixed cropping on rangelands. In order to determine the best composition of mixed cropping of alfalfa (Medicago sativa) with three cool season grass species (Agropyron elongatum, Agropyron desertorum and Fes أکثر
        Strong benefits of species diversity have been demonstrated in mixed cropping on rangelands. In order to determine the best composition of mixed cropping of alfalfa (Medicago sativa) with three cool season grass species (Agropyron elongatum, Agropyron desertorum and Festuca arundinacea), on yield and quality traits, an experiment was conducted during two years (2009 and 2010) in Bojnourd, Iran. The used experimental design was a split plot based on randomized complete block design with three replications. Main factor was different compositions of alfalfa and grasses and sub factor were two intercropping methods (Mixed intercropping and Row intercropping). Dry matter (DM) yield, Land Equivalent Ratio (LER) and quality traits including Crude Protein (CP), Water Soluble Carbohydrates (WSC), Dry Matter Digestibility (DMD) and Acid Detergent Fiber (ADF) were determined. Results showed that the effects of treatments were significant for all of traits. The highest DM yield was obtained in mixed intercropping ratio of alfalfa 25% +A.elongatum 75% (2317 kg.ha-1) that increased 23.3% compared with alfalfa monoculture treatment. The effects of cropping method were significant for all of traits. The highest CP was obtained by mixed intercropping of alfalfa 75% + Festuca 25% (14.51%). In conclusion, mixed intercropping of alfalfa and Festuca arundinacea produced moderate DM yield coupled with higher quality traits. Whereas, mixed intercropping of alfalfa and A. elongatum produced highest DM yield but lower forage quality. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        13 - تاثیر مراحل فنولوژیک بر کیفیت علوفه چند گونه مرتعی در منطقه جلگه‌ای ساری
        محمدرضا طاطیان رضا تمرتاش حسین آقاجان تبار عالی سیدجابر نبوی
        تعیین کیفیت علوفه از عوامل مهم در مدیریت صحیح مراتع است. گونه‌های مرتعی در مکان‌ها و زمان‌های مختلف، کیفیت علوفه ای متفاوتی دارند . در ارزیابی مراتع و برنامه ریزی برای تهیه مواد مغذی مورد نیاز دام بسته به فصل چرا و محاسبه ظرفیت چرایی، آگاهی از کیفیت علوفه گیاهان غالب من أکثر
        تعیین کیفیت علوفه از عوامل مهم در مدیریت صحیح مراتع است. گونه‌های مرتعی در مکان‌ها و زمان‌های مختلف، کیفیت علوفه ای متفاوتی دارند . در ارزیابی مراتع و برنامه ریزی برای تهیه مواد مغذی مورد نیاز دام بسته به فصل چرا و محاسبه ظرفیت چرایی، آگاهی از کیفیت علوفه گیاهان غالب منطقه ضروری است. این پژوهش در منطقه جلگه ای ساری انجام شده و کیفیت علوفه ای چهار گونه مرتعی شامل یونجه معمولی ( (Medicago sativa L.، اسپرس (Onobrychis sativa L.)، شبدرسفبد (Trifolium repens L.) و یونجه یکساله حلزونی (Medicago scutellata L.) بررسی شده است. نمونه برداری از گونه ها در سه مرحله رشد رویشی، گلدهی و بذردهی صورت پذیرفت و سپس به منظور تعیین شاخص های کیفیت علوفه که شامل پروتئین خام ((CP، دیواره سلولی منهای همی سلولز(ADF)، ماده خشک گوارش‌پذیر (DMD) و انرژی متابولیسمی (ME) بودند، مورد تجزیه شیمیایی قرار گرقتند. نتایج نشان داد که تأثیر مرحلة رشد فنولوژیکی بر شاخص‌های ADF و DMD مشخص‌‌تر از سایر شاخص‌ها بود، به نحوی که درصد ADF در گونه‌های اسپرس و شبدر سفید در مراحل انتهایی رشد نسبت به ابتدایی آن افزایش و میزان DMD نیز در این گونه‌ها کاهش معنی‌دار نشان داد. به طور کلی گونه شبدر سفید در شروع دوره رشد و گلدهی غذایی ‌ بالاتری نسبت به سایر گونه‌ها داشت. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        14 - تاثیر محلول‌پاشی منگنز بر صفات کمی و کیفی علوفه گیاه جو (Hordeum vulgare) و رابطه بین آنها
        نفیسه مهدی نژاد محمود محمد خانی براتعلی فاخری
        این تحقیق در مزرعه مرکز تحقیقات کشاورزی سیستان در سال زراعی 94-93 به‌صورت طرح آلفالاتیس با دو تکرار تحت دو شرایط نرمال و محلول‌پاشی منگنز اجرا شد. محلول‌پاشی منگنز با غلظت یک کیلوگرم در هکتار در سه مرحله پنجه‌زنی، ساقه‌دهی و گل‌دهی بر روی 148 رقم جو بهاره انجام شد. نتای أکثر
        این تحقیق در مزرعه مرکز تحقیقات کشاورزی سیستان در سال زراعی 94-93 به‌صورت طرح آلفالاتیس با دو تکرار تحت دو شرایط نرمال و محلول‌پاشی منگنز اجرا شد. محلول‌پاشی منگنز با غلظت یک کیلوگرم در هکتار در سه مرحله پنجه‌زنی، ساقه‌دهی و گل‌دهی بر روی 148 رقم جو بهاره انجام شد. نتایج نشان داد که در مراحل مختلف رشد، محلول‌پاشی منگنز موجب افزایش صفات کمی ارتفاع، وزن تر و خشک علوفه، تعداد پنجه در بوته، نسبت برگ به ساقه و کاهش صفت نسبت دانه به علوفه در مقایسه با تیمار نرمال گردید. محلول‌پاشی منگنز باعث افزایش صفات الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی، پروتئین خام، فیبر خام و لیگنین شوینده اسیدی و همچنین کاهش صفات کیفی قابلیت هضم ماده خشک، هیدرات‌های کربن محلول در آب و خاکستر خام در مقایسه با تیمار نرمال شد. ضرایب همبستگی ساده بین صفات نشان داد که بین کمیت و کیفیت علوفه رابطه معکوسی وجود دارد. در نتیجه عواملی که سبب افزایش کمیت علوفه می‌گردند، کیفیت آن را کاهش می‌دهند و بالعکس. در ادامه با استفاده از تجزیه به عامل‌ها، 14 متغیر در پنج عامل برای شرایط نرمال و چهار عامل برای شرایط محلول‌پاشی منگنز تعریف شدند که در مجموع به ترتیب 81/80 و 83/75 درصد از تغییرات داده‌ها را توجیه کردند. نتایج این تحقیق در مجموع قابلیت هضم ماده خشک، هیدرات‌های کربن محلول در آب، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی و خنثی را از پارامتر‌های خوراکی علوفه معرفی کرد که می‌تواند در کیفیت علوفه و میزان تغذیه حیوان از علوفه تأثیرگذار باشد. تفاصيل المقالة
      • حرية الوصول المقاله

        15 - بررسی عملکرد و کیفیت علوفه توده‌های بومی اسپرس (Onobrychis viciifolia Scop.) در منطقه اصفهان
        سعید دوزاده امامی محمد علی علیزاده مرضیه اله دادی حسین زینلی صادق جلالی
        اسپرس (Onobrychis viciifolia Scop.) یکی از گیاهان علوفه ای مهم است که به دلیل سازگاری های ویژه و کیفیت علوفه، در بسیاری از مناطق ایران کشت می شود. آزمایشی مزرعه ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار از سال 1392 تا 1395 در ایستگاه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی أکثر
        اسپرس (Onobrychis viciifolia Scop.) یکی از گیاهان علوفه ای مهم است که به دلیل سازگاری های ویژه و کیفیت علوفه، در بسیاری از مناطق ایران کشت می شود. آزمایشی مزرعه ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار از سال 1392 تا 1395 در ایستگاه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان انجام شد. 20 توده بومی از مناطق مختلف ایران، مورد ارزیابی قرار گرفتند. صفات مورفولوژیکی، عملکرد و کیفیت علوفه اندازه گیری شد. بر اساس نتایج بدست آمده، در میان توده ها اختلاف کمتر از 10 روز بین حداقل تا حداکثر روز از زمان کشت تا گلدهی، وجود داشت. در سال دوم، مراحل فنولوژیکی (شروع رشد بهاره، زمان گلدهی) در تاریخ های زودتری نسبت به سال اول، بوقوع پیوست. حداکثر تعداد برگ (127 عدد) از توده اشنویه و حداکثر نسبت برگ به ساقه (5/2) از توده 2759، حاصل شد. در بین توده های مختلف، پلی کراس، بیشترین محتوای ماده خشک (27/31 درصد) و عملکرد علوفه خشک در واحد سطح (3/3179 کیلوگرم در هکتار) را تولید کرد. همچنین، توده های اسپرس، کیفیت متفاوتی داشتند. بیشتر جمعیت ها از نظر عملکرد و کیفیت، برای تغذیه دام مناسب بودند. با توجه به وجود تنوع در بین جمعیت ها از نظر صفات مختلف، از هر جمعیت می توان برای اهداف مختلفی از جمله برنامه های اصلاح نژاد، حفاظت از خاک و تولید عملکرد ماده خشک بالا، استفاده کرد. بطور کلی برای تولید علوفه، جمعیت هایی مانند 3001 و 13535 (متحمل به بیماری سفیدک سطحی) با عملکرد و کیفیت علوفه قابل قبول را می توان در شرایط آب و هوایی اصفهان، توصیه نمود. تفاصيل المقالة