بررسی تأثیر سیاستهای بانک جهانی بر اقتصاد سیاسی ایران از منظر نئولیبرالیسم (۱۳۴۲–۱۳۵۷ و ۱۳۶۸–۱۳۷۶) و پیامدهای آن بر جهتگیری سیاست خارجی ایران
محورهای موضوعی : سیاست پژوهی ایرانی (سپهر سیاست سابق)ابوالفضل فاتحی نیا 1 , حسن عیوض زاده 2 * , ابوالفضل لطفی زاده 3
1 - گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
2 - گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
3 - گروه علوم سیاسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
کلید واژه: اقتصاد سیاسی, ایران, نئولیبرالیسم, بانک جهانی, دوره پهلوی دوم, دولت سازندگی, سیاست خارجی ایران.,
چکیده مقاله :
پژوهش حاضر با تمرکز بر دو دوره تاریخی (۱۳۴۲–۱۳۵۷ و ۱۳۶۸–۱۳۷۶)، به بررسی تأثیر سیاستهای بانک جهانی بر اقتصاد سیاسی ایران از منظر نئولیبرالیسم و تبیین پیوند آن با سیاست خارجی ایران میپردازد. در دوره نخست، همزمان با اصلاحات ساختاری پهلوی دوم و تلاش برای تسریع صنعتیسازی از بالا، توصیههای بانک جهانی ـ ناظر بر آزادسازی تجاری، کاهش کنترلهای دولتی، تقویت بخش خصوصی و جذب سرمایه خارجی ـ در چارچوبی شکل گرفت که به افزایش وابستگی اقتصاد ایران به غرب و تعمیق پیوندهای سیاسی ـ اقتصادی با ایالاتمتحده منجر شد. این سیاستها با وجود رشد اقتصادی سریع، به نابرابری، گسترش وابستگی فناورانه و شکنندگی ساختار تولید منجر گردید و در نهایت در بستر تشدید شکافهای اجتماعی و سیاسی قرار گرفت. در ایران پس از جنگ تحمیلی، دولت با هدف بازسازی اقتصاد و جبران کمبود سرمایه، به سیاستهای تعدیل ساختاری مورد حمایت بانک جهانی روی آورد. خصوصیسازی، آزادسازی قیمتها، اصلاح نظام ارزی و تجاری، و کوچکسازی دولت، بهمنظور ادغام مجدد ایران در اقتصاد جهانی دنبال شد. این دوره نیز مانند دوره پهلوی، تحت تأثیر گفتمان جهانی نئولیبرالیسم قرار داشت؛ اما برخلاف دوره نخست، در بستری از تلاش برای تنشزدایی در سیاست خارجی و احیای روابط اقتصادی با اروپا، آسیا و نهادهای مالی بینالمللی پیش رفت. پیامدهای این سیاستها ترکیبی از دستاوردهای توسعهای (مانند رشد سرمایهگذاری و بازسازی زیرساختها) و چالشهای اجتماعی ـ اقتصادی (نابرابری، تورم و آسیبپذیری طبقات پایین) بود. سوال این است که سیاستهای بانک جهانی چگونه و با چه سازوکارهایی بر اقتصاد سیاسی ایران در این دو دوره تأثیر گذاشتهاند؟ و تحول ساختار اقتصاد سیاسی ایران تحت تأثیر سیاستهای بانک جهانی چگونه بر جهتگیری سیاست خارجی ایران در هر دوره اثر گذاشته است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که در هر دو دوره، سیاستها و توصیههای بانک جهانی از طریق سازوکارهایی همچون مشروطسازی اعتبارات، انتقال ایدئولوژی نولیبرال، فشار برای اصلاحات ساختاری و ایجاد تغییر در معماری حکمرانی اقتصادی، بر الگوهای تصمیمگیری دولت ایران و در نتیجه بر اقتصاد سیاسی کشور در هر دوره تأثیر گذاشتهاند. پذیرش سیاستهای بانک جهانی نه صرفاً اقتصادی، بلکه عمیقاً ژئوپلیتیکی و مرتبط با جهتگیری سیاست خارجی ایران بوده است. نئولیبرالیسم بهعنوان گفتمان مسلّط جهانی، چارچوبی فراهم کرد که در آن، تصمیمگیری اقتصادی ایران با ملاحظات سیاست خارجی پیوند خورد؛ از همسویی با بلوک غرب در دوره پهلوی تا تلاش برای بازگشت کنترلشده به اقتصاد جهانی در دهه ۱۳۷۰. درنتیجه، ارتباط میان سیاستهای بانک جهانی و سیاست خارجی ایران را باید در تعامل پیچیده میان منافع دولت، ساختار اقتصاد نفتی، و جایگاه ایران در نظام بینالملل تحلیل کرد.
The present research, focusing on two historical periods (1963–1979 and 1989–1997), investigates the impact of World Bank policies on the political economy of Iran from the perspective of neoliberalism and elucidates its connection with Iran's foreign policy. In the first period, concurrent with the structural reforms of the second Pahlavi era and the effort to accelerate top-down industrialization, the World Bank's recommendations—concerning trade liberalization, the reduction of state controls, the strengthening of the private sector, and the attraction of foreign capital—were formed within a framework that led to an increase in the Iranian economy's dependency on the West and the deepening of political-economic ties with the United States. Despite rapid economic growth, these policies resulted in inequality, the expansion of technological dependency, and the fragility of the production structure, ultimately situated within a context of intensifying social and political gaps. In post-Imposed War Iran, the government turned to Structural Adjustment Policies supported by the World Bank with the aim of reconstructing the economy and compensating for capital shortages. Privatization, price liberalization, the reform of the exchange and trade systems, and government downsizing were pursued in order to reintegrate Iran into the global economy. This period, like the Pahlavi era, was under the influence of the global discourse of neoliberalism; however, unlike the first period, it proceeded within a context of efforts toward détente in foreign policy and the revival of economic relations with Europe, Asia, and international financial institutions. The consequences of these policies were a combination of developmental achievements (such as growth in investment and infrastructure reconstruction) and socio-economic challenges (inequality, inflation, and the vulnerability of the lower classes). The question is: How and through what mechanisms have World Bank policies affected Iran's political economy in these two periods? And how has the transformation of the structure of Iran's political economy under the influence of World Bank policies affected the orientation of Iran's foreign policy in each period? Research findings indicate that in both periods, the policies and recommendations of the World Bank, through mechanisms such as credit conditionality, the transfer of neoliberal ideology, pressure for structural reforms, and the creation of change in the architecture of economic governance, have influenced the decision-making patterns of the Iranian government and, consequently, the country's political economy in each period. The acceptance of World Bank policies was not merely economic, but deeply geopolitical and related to Iran's foreign policy orientation. Neoliberalism, as the dominant global discourse, provided a framework in which Iran's economic decision-making was linked with foreign policy considerations; from alignment with the Western bloc in the Pahlavi era to the effort for a controlled return to the global economy in the 1990s. Consequently, the relationship between World Bank policies and Iran's foreign policy must be analyzed within the complex interaction between state interests, the structure of the oil economy, and Iran's position in the international system.
آبراهامیان، یرواند (1387). تاریخ ایران مدرن. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج.
آربلانستر، آنتونی (۱۳۶۷). ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب. ترجمه عباس مخبر. تهران: نشر مرکز.
ابراهیمیان، فریدون (۱۳۹۲). تاریخ ایران معاصر: از مشروطه تا انقلاب اسلامی. مترجم: کاظم فیروزمند. تهران: نشر مرکز.
ازغندی، علیرضا (1379). ناکارآمدي نخبگان سیاسی ايران بین دو انقلاب. تهران: نشر قومس.
ازغندی، علیرضا (1389). تاريخ تحولات سیاسی و اجتماعی ايران 1357ـ 1320. تهران: سمت.
افخمی، غلامرضا (1387). زندگی و دوران شاه. برکلی: انتشارات دانشگاه کالیفرنیا.
التجائی، ابراهیم؛ پورباقر، زهرا (1393). بررسی جهتگیری سیاستهای بازرگانی خارجی ایران. سیاستهای مالی و اقتصادی، 2(7).
بانک جهانی (1971م). ایران: گزارش توسعه. انتشارات بانک جهانی.
بختیاری، شهلا (1384). مفاسد خاندان پهلوی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
برزگر، کیهان (۱۳۸۲). سیاست خارجی ایران در دوران سازندگی. تهران: وزارت خارجه.
برکشلی، محمد (1379). اقتصاد ایران و سیاستهای توسعه در دوره پهلوی. تهران: نشر نی.
بشیریه، حسین (۱۳۸۱). توسعه سیاسی و دولت مدرن. تهران: نشر نی.
بشیریه، حسین (1384). موانع توسعه سیاسی در ايران. تهران: گام نو.
بشیریه، حسین (1386). جامعهشناسی سیاسی، نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی. تهران: نشر نی.
بشیریه، محمد (۱۳۸۳). پیامدهای اجتماعی سیاستهای تعدیل ساختاری در ایران. تهران: نشر اندیشه نو.
بیل، جیمز آلن (1387). سیاست در ايران: گروهها، طبقات و نوسازي. ترجمه علی مرشدیزاد. تهران: نشر اختران.
تاجيك، محمدرضا (1383). سياست خارجي عرصه فقدان تصميم و تدبير. تهران: مركز بررسي استراتژيك رياست جمهوري.
تقوایی، مسعود؛ سروری، زهتاب (1384). اثر لیبرالیسم بر فضای شهری. سیاسی ـ اقتصادی، 20(218 ـ 217).
تودارو، مایکل. پی.؛ اسمیت، استیون. سی. (۲۰۰۹م). اقتصاد توسعه. ترجمه وحید محمودی.
تهران: نشر نگاه دانش.
جوشنلو، حسین؛ خانیها، نسرین (1391). نئولیبرالیسم و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی در نظام جمهوری اسلامی ایران. جغرافیا، 5(23)، ص 39 ـ17.
حاجییوسفی، امیرمحمد (1393). دولت، نفت و توسعه اقتصادي در ايران. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
خادمی، سعید (۱۳۹۹). اقتصاد سیاسی ایران و تعامل با نهادهای مالی بینالمللی. تهران: انتشارات سمت.
دهقانيفيروزآبادي، سيدجلال (1384). تحول گفتماني در سياست خارجي ايران. تهران: نشر ايران.
رنانی، محسن (۱۳۸۰). اقتصاد سیاسی توسعه در ایران. تهران: مرکز.
رئیسدانا، فریبرز (1381). اقتصاد سیاسی توسعه. تهران: نشر نگاه.
سریعالقلم، محمود (1387). فرهنگ سیاسی ايران. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
سلیمانی، رضا (1385). اقتصاد سیاسی کارکرد نومحافظهکاران در آمریکا. اقتصادی ـ سیاسی، 4(13).
سلیمی، حسین؛ ایمانی، همت (1404). رهیافت نئولیبرالی در اقتصاد سیاسی جهانی؛ گذار از دولتمحوری به جهان شبکهای. مطالعات اقتصاد سیاسی بینالملل، 8(1)، ص 26 -1.
شریعتی، محمد (۱۳۸۳). دیپلماسی اقتصادی ایران. تهران: سمت.
شریف امامی، رضا (1384). برنامههای توسعه عمرانی ایران. اقتصاد و جامعه، 5(2).
شکوئی، حسین (1385). دیدگاههای نو در جغرافیای شهری. تهران: سمت.
شیخی، محمدمهدی (1392). نقش نهادهای مالی بینالمللی در اقتصاد ایران. اقتصاد سیاسی، 12(1).
صالحی امیری، سیدرضا (۱۳۹۰). سیاست خارجی ایران: از جنگ تا سازندگی. تهران: علمی فرهنگی.
عبداللهزاده، محمود (1386). گفتمانهای نئولیبرالیسم در اقتصاد سیاسی بینالملل، نئولیبرالیسم درونیشده. اقتصاد سیاسی، 4(14).
غنینژاد، موسی (1387). جامعه مدنی: آزادي، اقتصاد و سیاست. تهران: انتشارات طرح نو.
فاتحی¬نیا، ابوالفضل (1399). تأثیر سیاستهای بانک جهانی بر اقتصاد و نظام بانکی ایران (1368ـ 1376). سنجش و دانش.
فاضلی، حسن (1394). اقتصاد سیاسی ایران معاصر. تهران: سمت.
فایضی، علیرضا (1378). هویدا از آغاز تا پایان. کیهان فرهنگی، شماره 161، ص 52.
فرجینیا، رضا (1390). خصوصیسازی در ایران؛ از نظریه تا عمل. پژوهشنامه اقتصادی، 10(3).
فصیحی، حبیبالله (1380). جهانی شدن و نابرابری در جوامع شهر و جنوب شرق آسیا. اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، 161(169-170).
کاتوزیان، همایون (1360). اقتصاد سیاسی ایران مدرن: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی، انتشارات دانشگاه آکسفورد.
کاتوزیان، همایون، (1351). اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی. مترجم: محمدرضا نفیسی. تهران: نشر مرکز.
کاتوزیان، همایون (۱۳۸۴). اقتصاد سیاسی ایران. تهران: نشر مرکز.
کاظمی، محمود (۱۳۹۴). اقتصاد سیاسی نئولیبرالیسم در ایران. تهران: نشر نی.
کمالی، داود (1380). تحلیل سیاستهای تعدیل ساختاری در ایران. سیاست اقتصادی، 2(1).
گیدنز، آنتونی (۲۰۰۲م). جامعهشناسی. ترجمه: منوچهر صبوری. تهران: نشر نی، چاپ سی و هفتم.
مرادی، حسین (۱۳۹۲). اقتصاد نفتی و توسعه وابسته در ایران. قم: پژوهشگاه علوم انسانی.
ملکمحمدی، حمیدرضا (1381). از توسعه لرزان تا سقوط شتابان. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
موسوی، جمشید (۱۳۹۶). سیاست خارجی ایران و اقتصاد جهانی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
میرترابی، سعید (1386). نفت، سیاست و دموکراسی. تهران: نشر قومس.
نجاتی، غلامرضا (۱۳۷۱). تاریخ سیاسی ۲۵ ساله ایران. مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
هاروی، دیوید (۱۳۸۶). تاریخ مختصر نئولیبرالیسم. ترجمه محمود عبدالهزاده. تهران: نشر اختران.
هاشمی، سهراب (۱۳۹۷). تنشزدایی در سیاست خارجی ایران، (۱۳۷۶–۱۳۶۸). تهران: انتشارات نگاه معاصر.
هاشمی¬رفسنجانی، یاسر (1387). عبور از بحران: کارنامه و خاطرات 1360 هاشمیرفسنجانی. دفتر نشر معارف انقلاب، همشهری.
هویدا، فریدون (1365). سقوط شاه. ترجمه ح. مهران. تهران: انتشارات اطلاعات.
Abrahamian, E. (1982). Iran Between Two Revolutions. Princeton University Press.
Amuzegar, J. (1997). Iran’s Economy Under the Islamic Republic. Washington, DC: The Middle East Institute.
Ashraf, A. & Banuazizi, A. (1985). The State, Classes and Modes of Mobilization in the Iranian Revolution. State, Culture and Society, 1(3), p. 3–40.
Ayres, J. (2004). Framing collective action against neoliberalism: the case of the “anti-globaliztion” movement. Journal of world-systems research, X(1).
Pramono, S. (2008). The Genocidal Politics and Neoliberalism. Journal of Economic and Social Research, 4 (2), p. 115-138.
Stiglitz, J.E. (2002). Globalization and Its Discontents. W. W. Norton & Company.
World Bank (1945). Membership of the International Bank for Reconstruction and Development. Washington, DC: World Bank.
World Bank (1963). Annual Report for the Fiscal Year Ended June 30, 1963. Washington, D.C.: The Bank.
World Bank Archives. (1957). Iran – First IBRD Loan Documentation. Washington, DC: World Bank Group.