طراحی مدل اندازه گیری شرایط علّی استارت آپ ناب در شرکت های نوپای ورزشی در ایران
محورهای موضوعی : علوم ورزشی و سلامت
صادق رمضانی زاده نی ریزی
1
,
احمد ترک فر
2
*
,
سید محمدعلی میر حسینی
3
,
کاملیا عبدی
4
1 - گروه مدیریت ورزشی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
2 - گروه مدیریت ورزشی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
3 - گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی،شیراز،ایران
4 - گروه تربیت بدنی، واحد شیراز ، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
کلید واژه: عوامل, علی, استارت آپ ناب, شرکت های نوپا, ورزش,
چکیده مقاله :
امروزه سرعت کارآفرینی و نوآوری به قدری بالاست که منطقی نیست منتظر بمانیم تا مشتریان خودشان محصولات و خدمات نوآورانه را رویاپردازی کنند. استارت آپ نهادی است انسانی که به منظور ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی با ابهام بالا به وجود آمده است. با چنین ابهام و عدم قطعیت، آزمایش راه حل، بسیار بهتر و مؤثرتر و کارآمدتر به نظر می رسد. یک استراتژی خوب این است که نسخههای ساده یک محصول را بسازید و ابتدا آن را با مشتریان واقعی آزمایش کنید، قبل از سرمایهگذاری تا حد زیادی برای توسعه بیشتر. هدف همه چیز در مورد یادگیری نحوه ایجاد یک کسب و کار و یک مدل کسب و کار کارآمد است. بنابراین، رویکرد مدیریتی جدیدی در حوزه استارت آپ به نام رویکرد استارت آپ ناب پدید آمده است.
هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل اندازه گیری شرایط علّی استارت آپ ناب در شرکت های نوپای ورزشی در ایران بود. پژوهش از نظر هدف تحقیق، جزء تحقیقات کاربردی بود و از منظر متغیرها، یک پژوهش آمیخته اکتشافی بود. از نظر روش، از نوع توصیفی-پیمایشی و بر اساس رویکرد استقرایی-قیاسی و راهبرد آن ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی است که در مرحله طراحی مدل مفهومی، بنیادی و در مرحله آزمون مدل مفهومی در شرکت های نوپای ورزشی، کاربردی است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از صاحب نظران و کارشناسان در حوزه کارآفرینی و استارت آپ بودند که به روش هدفمند قضاوتی انتخاب شدند؛ و از روش رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین استفاده شده است. جهت جمعآوری اطلاعات از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته استفاده گردید. در بخش کمی بر اساس جدول مورگان 317 نفر از مدیران و متخصصان حوزه استارت آپ به عنوان نمونه آماری به روش تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. این جامعه شامل: مدیران عامل یا ارشد اجرایی؛ مدیران ارشد فناوری؛ مدیران فروش؛ مدیران ارشد بازاریابی؛ مدیران ارشد مالی؛ اشخاص روابط عمومی؛ مدیر توسعه کسب و کار؛ و نماینده خدمات مشتریان دارای سابقه اجرایی و مدیریتی بودند که از گروه های 8 گانه: 1-آموزش، ترویج و توسعه ورزش؛ 2-مدیریت ورزشی؛ 3-بازارگاه های ورزشی؛ 4-سامانه ها و گجت های بهبود دهنده و تجزیه وتحلیل ورزشی، 5-تجهیزات ورزشی؛ 6-ورزش معلولان و مکمل های ورزشی؛ 7-دستیاران تندرستی و 8-شتاب دهنده ها و سرمایه گذاران انتخاب شدند. تحلیل یافته های بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد با نرم افزار مَکس کیو دی اِی و بخش کمی بر اساس تحلیل عاملی تأییدی و مدلسازی معادلات ساختاری بر پایه نرم افزار اِیموس انجام گرفت. در بخش کیفی به منظور بررسی روایی ابزار پژوهش، از روایی محتوایی لاوشه (CVR=0/79) و در بخش کمّی از روایی سازه استفاده شد.
بعد از تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش (مقوله فرعی، مقوله اصلی و مفهوم) در ارتباط با شناسایی عوامل علّی مؤثر بر بکارگیری رویکرد استارت آپ ناب در شرکت های نوپای ورزشی در ایران، 9 مؤلفه: ایده محوری؛ زیرساخت های تکنولوژیکی و فنی؛ مهارت و تعهد مدیریتی/ نیروی انسانی؛ چابکی فرآیند و ساختار؛ ویژگی های کارآفرینان ورزشی؛ فرصت ها و نیاز بازار و مشتریان؛ فرهنگ استارت آپی، جذب و حمایت سرمایه؛ تفکر ناب استخراج شد که بار عاملی تمامی مقوله ها بیش از 5/0 و مناسب ارزیابی شد. همچنین پی مقدار مربوط به تمامی مقوله ها از 05/0 کمتر بوده بنابراین این نتیجه حاصل می شود که تمامی مقوله های مربوط به الگوی طراحی مدل آندازه گیری شرایط علّی استارت آپ ناب تاثیر قابل توجه و معنی داری در اندازه گیری آنها دارند. شاخص کای دو به درجه آزادی 965/2 و RMSEA، 072/0 بوده اند که به ترتیب کمتر از 5 و 08/0 هستند همچنین شاخص های CFI و GFI و TLI به ترتیب 948/0 و 903/0 و 936/0 بوده اند که بیش از 9/0 هستند و شاخص AGFI نیز 867/0 و بیش از 8/0 و در حد قابل قبول خود بوده است. بنابراین مدل با داده های جمع آوری شده از نمونه آماری پژوهش برازش خوبی داشته و تمام شاخص های نیکویی برازش مدل در محدوده ی مورد پذیرش، واقع شده اند و مدل اندازه گیری نهایی شرایط علّی استارت آپ ناب و نتایج حاصل از آن مورد پذیرش می باشد. بنابراین برازش مدل نیز مورد تایید می باشد.
به عنوان بحث کلی می توان گفت که: ایده محوری بودن به معنای داشتن یک مفهوم یا محصول منحصر به فرد و جذاب است که مشکلات موجود در بازار ورزشی را حل کند یا تجربه ورزشی را بهبود بخشد. استفاده از تکنولوژی به عنوان ابزار اصلی برای ارائه محصولات و خدمات ورزشی اساسی است. تیم مدیریتی و نیروی انسانی با مهارتهای متنوع و تعهد قوی به رشد و موفقیت استارت آپ اساسی است. چابکی و انعطاف در فرآیندها و ساختارهای کسب و کار به شما به عنوان مدیر شرکت نوپای ورزشی کمک میکند تا به سرعت واکنش نشان دهید و بازار را درک کنید و محصولات خود را بهبود بخشید. کارآفرینان ورزشی باید اشتیاق، انگیزه، ایمان به ماموریت و تعهد به رسیدن به اهداف را داشته باشند. باید بازار و نیازهای واقعی مشتریان را به دقت تحلیل کرده و محصول یا خدماتی ارائه دهید که برای آنها ارزش افزوده داشته باشد. فرهنگ استارت آپی شامل ارزشهایی مانند خلاقیت، ریسک پذیری، انعطافپذیری و توانایی مدیریت تغییر میشود. برای جذب و حمایت سرمایه، باید توانایی جذب سرمایهگذاران و یا استفاده از منابع مالی موجود را داشته باشید که این امر شامل جذب سرمایهگذاران، اخذ وام، یا استفاده از روشهای دیگر تأمین مالی میشود. برای تفکر ناب، توانایی حل مسائل به شکلی نوآورانه داشته باشید و از روشهای تفکر خلاقانه و استفاده از فناوری بهره برداری کنید.
Nowadays, the pace of entrepreneurship and innovation is so fast that it is illogical to wait for customers to dream up innovative products and services themselves. A startup is a human institution created to deliver a new product or service under conditions of high uncertainty. Under such ambiguity and uncertainty, testing solutions seems far more efficient, effective, and practical. A good strategy is to build simple versions of a product and test them with real customers before heavily investing in further development. The goal of everything is to learn how to build a successful business and a viable business model. Therefore, a new managerial approach called the Lean Startup method has emerged in the startup domain. The purpose of the present study was to design a model for measuring the causal conditions of lean startups in sports startups in Iran.
In terms of purpose, this research was applied, and in terms of variables, it was an exploratory mixed-method study. Methodologically, it was descriptive-survey based on an inductive-deductive approach, and its strategy combined qualitative and quantitative approaches. At the conceptual model design stage, it was foundational, and in the testing phase of the model in sports startups, it was applied. The qualitative part of the study included a statistical population of 20 experts and specialists in entrepreneurship and startups selected using purposive judgmental sampling; the Strauss and Corbin systematic grounded theory approach was used. Data were collected through in-depth semi-structured interviews. In the quantitative part, based on Morgan's table, 317 startup managers and specialists were selected via stratified random sampling. This population included: CEOs or senior executives; CTOs; sales managers; CMOs; CFOs; public relations personnel; business development managers; and customer service representatives with executive and managerial experience. These individuals came from eight groups: 1) Sports education, promotion, and development; 2) Sports management; 3) Sports marketplaces; 4) Systems and gadgets for performance enhancement and analysis; 5) Sports equipment; 6) Sports for the disabled and supplements; 7) Wellness assistants; and 8) Accelerators and investors. The qualitative findings were analyzed using grounded theory and MAXQDA software, and the quantitative part using confirmatory factor analysis and structural equation modeling with AMOS software. For instrument validity, the qualitative section used Lawshe's content validity ratio (CVR = 0.79), and the quantitative section employed construct validity.
After analyzing the data (subcategories, main categories, and concepts) related to identifying causal factors influencing the application of the Lean Startup approach in Iranian sports startups, nine components were identified: central idea; technological and technical infrastructure; management/human resource skills and commitment; agility in processes and structures; characteristics of sports entrepreneurs; market opportunities and customer needs; startup culture; investment attraction and support; and lean thinking. All components had factor loadings above 0.5 and were deemed appropriate. The p-values for all components were less than 0.05, indicating statistically significant and meaningful impacts on measuring the causal model. The chi-square to degrees of freedom ratio was 2.965, and the RMSEA was 0.072 both below thresholds of 5 and 0.08, respectively. Additionally, the CFI, GFI, and TLI indices were 0.948, 0.903, and 0.936, respectively exceeding 0.9. The AGFI was 0.867, which is above 0.8 and thus acceptable. Therefore, the model fit well with the collected data, and all goodness-of-fit indices were within acceptable ranges. The final causal condition measurement model for lean startups and its results are validated and accepted.
In conclusion, having a central idea means possessing a unique and appealing concept or product that addresses market problems or enhances the sports experience. Using technology as the main tool for delivering sports products and services is essential. A management team and human resources with diverse skills and a strong commitment to startup growth and success are crucial. Flexibility and agility in business processes and structures help sports startups respond quickly and improve product-market fit. Sports entrepreneurs must have passion, motivation, belief in their mission, and dedication to achieving their goals. They must thoroughly analyze market and customer needs and offer value-added products or services. A startup culture includes values such as creativity, risk-taking, adaptability, and change management. To attract and secure investment, startups must be capable of obtaining investor support or leveraging available financial resources, such as loans or alternative funding. Lean thinking involves innovative problem-solving using creative thinking and leveraging technology.