همگرایی ایران و چین در بستر طرح «کمربند و راه» براساس رویکرد وابستگی متقابل
محورهای موضوعی : جغرافیای سیاسیفاطمه خواجوی 1 , فاطمه سلیمانی پورلک 2 * , حسین ابوالفضلی 3 , علی صالحی فارسانی 4
1 - دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی-روابط بینالملل، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
2 - استادیار رشته روابط بینالملل، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران
3 - استادیار علوم سیاسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
4 - استادیار علوم سیاسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
کلید واژه: جاده ابریشم, ایران, چین, ابتکار کمربند و راه,
چکیده مقاله :
چین بهعنوان کشوری با قدرت اقتصادی در حال صعود و دارای ابرپروژههایی مانند ابتکار کمربند و راه الزامات اقتصادی، سیاسی و استراتژیکی را در مناطق مختلف پیشِ روی خود دارد. درمقابل، ایران نیز به دلیل برخورداری از مزایایی مانند موقعیت ممتاز جغرافیایی ظرفیت قابلتوجهی جهت مشارکت در این ابتکار دارد، اگرچه این ظرفیت خود بهشدت تحت تأثیر محدودیتها و موانعی قرار دارد که سیاست خارجی ایران را به چالش میکشد و حتی آثار مثبت ناشی از وابستگی متقابل را به مقولهای پیچیده تبدیل میسازد. بر این اساس، نوشتار حاضر بر این پرسش متمرکز شده که مهمترین عوامل تأثیرگذار بر روابط همگرایانۀ ایران و چین در بستر ابتکار کمربند و راه کدامند؟ پاسخ فرضی آن است که موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ایران از یکسو و اهداف استراتژیک و اقتصادی چین در اتصال چهار منطقه آسیای مرکزی، آسیای غربی، آسیای جنوبی و شبه جزیره عرب موجب میشوند تا روابط ایران و چین در بستر ابتکار کمربند و راه، روند همگرایانهتری را تجربه کند. یافته حاصل از مطالعه آن است که سیاست خارجی اقتصادمحور چین در برابر سیاست خارجی امنیتمحور ایران، رابطه مبتنی بر وابستگی متقابل را تحتالشعاع قرار میدهد. با وجود این، ورود امریکا و چین به مرحله نوینی از رقابت و جدال، فرصت بهرهبرداری از ابتکار کمربند و راه را برای ایران بیش از گذشته فراهم میسازد. روش تحقیق نیز با اتکاء به توصیف روندهای موجود در روابط ایران و چین، و به پشتوانه توان تبیینی و استنتاجی نظریه وابستگی متقابل، روش توصیفی-تحلیلی است.