تحلیل جامعه شناسانه رمان «آهنگی برای چهارشنبهها» با تکیه بر نظریههای جرج لوکاچ
محورهای موضوعی : تطبیقی (با ویژگی ادبی و هنری)راضیه قویدست کوهپایه 1 , نزهت نوحی 2 * , حیدر حسنلو 3
1 - دانشجوی دکتری گروه زبان وادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاداسلامی، زنجان، ایران.
2 - استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاداسلامی، زنجان، ایران.
3 - استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاداسلامی، زنجان، ایران.
کلید واژه: حسنزاده, آهنگی برای چهارشنبهها, لوکاچ, هنر, جامعهشناسی ادبیات,
چکیده مقاله :
موضوع مقالۀ حاضر تحلیل جامعهشناسانه رمان «آهنگی برای چهارشنبهها» با تکیه بر نظریههای جرج لوکاچ، بنیانگذار جامعهشناسی ادبیات است. فرهاد حسنزاده، در این رمان زندگی نوجوانی جنگزده بهنام فرهان را، که بهگونهایی اتفاقی، برای ایفای نقش نوجوانی جنگزده چون خود به سینما راه یافته، روایت میکند. نویسنده فرهان را مرکز و محور تمام رویدادها قرارداده و طرحی ریخته که خواننده تمام حوادث داستان را از چشم فرهان، یا در پیوند یا در تقابل با او بنگرد. در این تعامل و تقابلهاست که منش و دانش و بینش هر یک از آدمهای رمان، آشکار میگردد. گویی او سبب میشود که آنان رفتارها و پندارهای خود را، در گفتارهایش بازتاب دهند. این همان چیزی که لوکاچ در نظریههای خود به آنها اشاره کردهاست. نگارنده بخش اعظم این احوال را با تجربههای لوکاچ از زندگی اجتماعی و بیان هنری آن، سنجیده است. دادههای این پژوهش کتابخانهای است که با روش کیفی تحلیل و توصیف شدهاست. نتایج این تحلیل بیانگر آن است که جامعهایی که در آن زندگی میکنیم پر از تضادها و تناقضهای فردی و اجتماعی است که خاستگاه تمام آنها نابرابری اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تبعیضهایی است که لحظه به لحظه شکاف طبقاتی را عمیقتر میکند.
This article presents a sociological analysis of A Song for Wednesdays, a novel by Farhad Hassanzadeh, using the theoretical framework of Georg Lukács, the founder of the sociology of literature. The novel narrates the life of Farhan, a war-affected teenager who accidentally enters the cinema industry to play the role of a war-affected youth similar to himself. Hassanzadeh positions Farhan as the focal point of all events, structuring the narrative so that readers perceive every incident through Farhan’s perspective or in relation to his interactions and conflicts. Through these dynamics, the attitudes, knowledge, and worldviews of the novel’s characters are revealed, as their behaviors and thoughts are reflected in their dialogues. This aligns with Lukács’ theories on the interplay between individual experience and social reality. The study compares these narrative elements to Lukács’ insights on social life and its artistic expression, employing a qualitative, descriptive methodology grounded in library research. The analysis concludes that the society depicted in the novel is rife with individual and social contradictions rooted in economic, cultural, and systemic inequalities, which continuously deepen class divisions.