ارائه الگوی آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکت¬های دانشبنیان
محورهای موضوعی : مدیریتسید رضا موسوی چراغ آبادی 1 , فرشید نمامیان 2 , امید علی کهریزی 3 , پریسا بهمنی 4
1 - دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
2 - استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران (عهده دار مکاتبات)
3 - استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
4 - استادیار گروه مدیریت، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
کلید واژه: آسیبشناسی, بازاریابی, مدیریت بازاریابی, نوآوری باز, شرکتهای دانشبنیان,
چکیده مقاله :
امروزه شرکتهای دانشبنیان بهعنوان کارخانه تبدیل دانش به کالا/ خدمت فعالیت دارند، ضروری است تا ضمن آشنایی با ساختار سازمانی، منابع مادی و انسانی و نیازمندیهای این شرکتها، چالشهای فراروی این شرکتها شناسایی گردد و با رفع یا کاهش اثر چالشهای شناساییشده به ترسیم نقشه جامع و راهبردی و ترسیم مسیر توسعه آنان در قالب اصول عملکردی اقدام شود. هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان است. این پژوهش، پژوهشی کیفی است که در دو مرحله انجامشده است. ابتدا با مرور مبانی نظری و مطالعات پیشین از طریق روش تحلیل محتوای کیفی، چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شناسایی و تفسیر شد. سپس برای تائید اعتبار سنجی این چالشها در اختیار 21 نفر از خبرگان حوزه بازاریابی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان میدهد که چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شامل ابعاد کنترل تلاطم بازار جدید، ابهام و محدودیت اطلاعات، توسعه شبکه ارتباطی و ائتلاف مؤثر، تحقیقات بازاریابی مؤثر، توسعه شبکه ارتباطی و ائتلاف مؤثر، تبلیغات آگاهیبخش، کیفیت نوآوری تبلیغی و انعطاف، تطابق و کاربرد است که راهکارهایی نیز در راستای هریک از چالشهای شناساییشده ارائه گردیده است.
Today, knowledge-based companies operate as factories that transform knowledge into goods/services, it is necessary to identify the challenges faced by these companies while familiarizing themselves with the organizational structure, material and human resources, and the requirements of these companies. and by removing or reducing the effect of the identified challenges, draw a comprehensive and strategic map and outline their development path in the form of functional principles. The aim of the current research is to present the pathological model of marketing management in the approach of open innovation in knowledge-based companies. This research is a qualitative research that was conducted in two stages. First, by reviewing the theoretical foundations and previous studies through the qualitative content analysis method, the challenges of marketing management in the open innovation approach in knowledge-based companies were identified and interpreted. Then, to confirm the validity of these challenges, it was provided to 21 experts in the field of marketing. The results of the research show that the challenges of marketing management in the open innovation approach in knowledge-based companies include the dimensions of controlling the turbulence of the new market, the ambiguity and limitation of information, the development of communication networks and effective strategies, effective marketing research, the development of communication networks and effective alliances, advertising. Informative is the quality of promotional innovation and flexibility, adaptability and application, and solutions have been provided in line with each of the identified challenges.
مجله مدیریت توسعه و تحول 59 (1403) 122-111
ارائه الگوی آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان
سید رضا موسوی چراغ آبادی1، فرشید نمامیان *،2، امیدعلی کهریزی 3، پریسا بهمنی 4
1دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
2استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران (عهده دار مکاتبات)
3. استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
4. استادیار گروه مدیریت، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
تاریخ دریافت: 06/04/1403 تاریخ پذیرش نهایی: 27/10/1403
چكيده
امروزه شرکتهای دانشبنیان بهعنوان کارخانه تبدیل دانش به کالا/ خدمت فعالیت دارند، ضروری است تا ضمن آشنایی با ساختار سازمانی، منابع مادی و انسانی و نیازمندیهای این شرکتها، چالشهای فراروی این شرکتها شناسایی گردد و با رفع یا کاهش اثر چالشهای شناساییشده به ترسیم نقشه جامع و راهبردی و ترسیم مسیر توسعه آنان در قالب اصول عملکردی اقدام شود. هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان است. این پژوهش، پژوهشی کیفی است که در دو مرحله انجامشده است. . ابتدا از طریق روش تحلیل محتوای کیفی و پرسش و اعتبار سنجی با مدیران و خبرگان 21 شرکت دانش بنیان شهر کرمانشاه در سال 1402، چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شناسایی و تفسیر شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شامل ابعاد کنترل تلاطم بازار جدید، ابهام و محدودیت اطلاعات، توسعه شبکه ارتباطی و ائتلاف مؤثر، تحقیقات بازاریابی مؤثر، توسعه شبکه ارتباطی و ائتلاف مؤثر، تبلیغات آگاهیبخش، کیفیت نوآوری تبلیغی و انعطاف، تطابق و کاربرد است که راهکارهایی نیز در راستای هریک از چالشهای شناساییشده ارائه گردیده است.
واژههای اصلی: آسیبشناسی، بازاریابی، مدیریت بازاریابی، نوآوری باز، شرکتهای دانشبنیان
1- مقدمه
شرکتهای فناور و نوآور (دانشبنیان)، بهمنزله بنگاههای اقتصاد دانشبنیان، در ساختار اقتصاد نقش محوری ایفا میکند. با توجه به اینکه یکی از عوامل اساسی رشد تولید سرانه ملی، اقتصاد دانشبنیان و بنگاههای اقتصادی دانشبنیان است، یکی از راهکارهای اساسی خودکفایی پایدار در محصولات استراتژی، ارتقای فناوری و افزایش بهرهوری عوامل تولید از راه دانشبنیان کردن اقتصاد و توسعه شرکتهای دانشبنیان است ]16[. شرکتهای دانشبنیان بهعنوان یک مرکز تولید، توزیع و کاربرد دانش و محرک رشد اقتصادی باید فرایندهای خلق، ایجاد دانش، اشاعه و کاربرد علمی در آنها بهدقت برنامهریزی گردد تا بتوان به سطح مطلوبی از توسعه فناوری دانشبنیان در قالب اقتصاد دانشبنیان دستیافت]20[. شرکتهای دانشبنیان در فضای نوآوری باز از ایدهها و فناوریهای دیگران استفاده نموده و همزمان به دیگران اجازه میدهند که از ایدههای بیاستفاده ماندهشان بهره گیرند. مدل کسبوکار بر اساس نوآوری باز اجازه میدهد تا ایدههای بیشتری از بیرون وارد شوند و ایدههای درونی بیشتری به بیرون جریان یابند. شرکتهایی که از راهبرد نوآوری باز استفاده میکنند، فرصت دستیابی به مزایای رقابتی با ترکیب دانش فنی درونسازمانی و برونسازمانی به روشی سودمند و اقتصادی را کسب مینمایند. این مزایا مشتمل بر تطابق بهتر با نیازهای کاربران، کاهش هزینههای تحقیق و توسعه و ورود سریع به بازار است]5[ . مشارکت برای نوآوری برای تحریک خلاقیت، کاهش ریسک در فرایند نوآوری، تسریع یا ارتقاء کیفیت نوآوریهای انجامشده و نشاندهنده کیفیت فعالیتهای نوآورانه شرکتها است]42[.
شرکتهای دانشبنیان، ارائهدهنده مفهوم محصول یا فرایند بوده و مسئولیت توسعه، تولید و بازاریابی آن را نیز بر عهده دارد]5[. بازاریابی محصولات و خدمات فناور چالشی منحصربهفرد برای هر شرکتی متفاوت است، متفاوت ازآنچه شرکتهای فعال در حوزههای فاقد نوآوری خاص با آن مواجهاند.
farshidnamamian@gmail.com*
این مسئله با ترکیبی از ویژگیهای ذاتی این شرکتها و ویژگیهای فناور تعیین میشود. بازار محصولات فناور باید روی بازاریابی عرضه و تقاضا تمرکز داشته باشد. شرکتهای فناور باید قابلیتهای بازاریابی داشته باشند که اجازه بهرهبرداری از تلاشهای تحقیق و توسعهای. مهارتهای فناورانه در موقعیتهای مختلف را بدهد. این شرکتها ناچار به ادغام جنبههای فناوری بازاریابی و همچنین بهکارگیری راهبردهای بازاریابی موقعیتی را داشته باشند]22[. محیط بازاریابی صنایع دارای فناوری با ویژگیهای عدم قطعیت بازار، عدم قطعیت فناوری و بیثباتی رقابتی شناخته میشود. در خصوص عدم قطعیت بازار محصولات فناوری شرکتها میبایست اندازه بازار پیش رو را بهخوبی برآورده کنند: سرعت انتشار نوآوری، میزان پذیرش استانداردهای صنعت توسط بازار، میزان تغییرات موردنیاز در آینده، نیازهای ایجادشده در پی استفاده فناوری جدید]64[.
لذا توجه به نوآوری باز شرکتهای دانشبنیان و موردتوجه قرار دادن عوامل و مهیا ساختن زیرساختهایی در راستای توسعه و رشد نوآوری، منجر به ایجاد و رشد شرکتهای دانشبنیان شده که این رشد، باعث کاهش سطح بیکاری، ایجاد ارزش مبتنی بر فناوری در جامعه، رشد سریع اقتصادی، فروش محصولات دانشبنیانی، ایجاد رفاه و رضایت مردم را به دنبال خواهد داشت. پایین بودن خلاقیت، نوآوری و ضعف فناوری در بنگاههای اقتصادی موجب افزایش وابستگی صنعت و اقتصاد کشور به فناوریهای خارجی شده است و این برای کشور ما که از منابع سرشار اقتصادی برخورداراست یک ضعف مهم بشمار میرود. شرکت ها ممکن است فرايندهای خارج و داخل مرزهای خود را باهم ترکيب کنند و به يکپارچه سازی نوآوری در مرز و خارج از مرز دست يابند. پيشرفت در فناوری اطلاعات به شرکت ها اين امکان را داده است که به صورت فزاينده به نوآوری باز تکيه کنند. به صورتي که نياز به نوآوری از يک سو و هزينه های زياد توسعه آن از سوی ديگر، موجب شده است تا بنگاه های اقتصادی بيش ازپيش از رويکرد نوآوری باز استفاده کنند که اين رويکرد، مديريت نويني را طلب مي کند. سازمان های امروزی نيازمند رسيدن به نگرش های متفاوتي در خصوص باز کردن درب مراکز تحقيق و توسعه خود به روی سازمان های بيروني هستند تا بتوانند فرصتهايي را برای تبادل فناوری خلق کنند که منجر به اثربخشي بيشتر فرايند نوآوری، کارايي افزونتر سرمايه گذاری های تحقيق و توسعه ای و رسيدن به راه های ميانبر شود بر این اساس سؤال اصلی پژوهش این است که الگوی آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان چگونه است؟
2- ادبیات و پیشینه نظری پژوهش
2-1 آسیبشناسی
هر سازمانی در طول حیات خود با مسائل مختلفی مواجه میشود. این مسائل برحسب شدت تکثیر و ساختار تفاوتهایی با یکدیگر دارند. برخی مشکلات ساده هستند. هدف تصمیمگیری روشن است مشکل آشناست. چنین شرایطی را مشکلات با ساختار خوب مینامند. این نوع از مشکلات تهدیدکننده حیات سازمان نیستند. بااینحال بسیاری از شرایطی که مدیران با آن روبرو هستند مشکلاتی با ساختارهای بد هستند. اطلاعات درباره چنین مشکلاتی مبهم و ناقص است. آسیبشناسی فن استفاده از دادههای جاری سازمان و نیز ارتباط آن با چگونگی کار و عملکرد در وضعیت فعلی است. آسیبشناسی میتواند حالت دفاعی بنگاهها را از میان بردارد و ابزاری برای یادگیری الگوهای جدید رفتاری باشد ]29[. در داخل یک سازمان فرآیند آسیبشناسی پذیرش درستی وجود مشکلات یا نیاز به وجود مدیر درست توسط مدیریت عالی سازمان را تسهیل می-کنند. درنهایت در داخل فرایند آسیبشناسی سازمانی نتایج جمعآوری دادهها به اعضای سازمانی بهمنظور شروع فرایند تغییر سازمانی بازخورد داده میشود. آسیبشناسی زمانی آغاز میشود که گروهی (معمولاً مدیریت) پی میبرند که سازمان مشکل دارد و این مشکل نیاز به شناسایی (ازنظر نقطه وقوع) و تغییر دارد ترکیبی از نیروهای داخلی و خارجی فرآیند جمعآوری دادهها و اطلاعات را شروع میکنند که شامل شگردهای متفاوت و مختلفی میتواند باشد (مثل مصاحبه غیر ساختاری و پرسشنامه...)، فرآیند جمعآوری دادهها بهسوی دادههایی سوق داده میشود که احساس میشود اعتبار و صحت دارند (ملاک اعتبار)، نتایج به دست آمد به اعضای سازمان بازخورد داده میشود تا فعالیتهای درست و صحیح از سوی آنها اتخاذشده و به مرحله اجرا درآید]11[. بیشک، وقتی سیستمی بهصورت جزئی یا کلی دچار آسیب میشود، این آسیبمندي ناشی از عوامل تأثیرگذار محیطی است. عوامل آسیبزای محیطی میتوانند بهطور سطحی یا عمیق به سیستم آسیب بزنند]14[.
2-2 مدیریت بازاریابی
مدیریت بازاریابی عبارت است از فرایند برنامهریزی و اجرای پندار، قیمتگذاری، تبلیغات پیشبردی و توزیع ایدهها، کالاها و خدمات، بهقصد انجام مبادلاتی که به تأمین اهداف انفرادی و سازمانی منجر گردد (کاتلر، 1385). بسیاری از مردم مدیریت بازاریابی را تلاش برای پیدا نمودن مشتریان بیشتر برای محصولات سازمان میدانند، اما این نگرش محدود و در حقیقت سادهاندیشی است. هر موسسهای همیشه با سطح مطلوبی از تقاضا برای محصولات خود روبرو نیست. در یک زمان ممكن است با عدم تقاضا یا تقاضای ناکافی روبرو باشد در حالیکه در زمانی دیگر ممكن است با تقاضای بیشازحد و یا غیر معمول مواجه گردد. این وظیفه مدیر بازاریابی است که با توجه به وضعیت و موقعیت سازمان سطح متناسبی از تقاضا را برای سازمان برقرار سازد. استنباط کلی درباره مدیریت بازاریاب، وظیفه آن را در اصل، برانگیختن تقاضا برای محصولات شرکت می-داند. اما با توجه به تنوعی که در وظایف محوله به مدیران بازاریابی وجود دارد این گفته، نگرش و نظری بسیار محدود از این وظیفه است. در واقع مدیریت بازاریابی وظیفه تأثیر گذاشتن بر سطح، زمانبندی و ترکیب تقاضا را به شیوهای بر عهده دارد که دستیابی به اهداف سازمان به سهولت مؤثر گردد]19[.
2-3 بازاریابی شرکتهای فناوری محور
مکانیسمهای توسعه راهبردهای بازاریابی موفق برای نوآوری فناورانه پیچیده از طراحی تا اجراست. شرکتهای کوچک و متوسط فناوری محور نقش مهمی را در تسهیل اقتصاد هوشمند یا اقتصاد دانشبنیان ایفا میکند، بااینحال برتری فناورانه ضمانتی برای موفقیت شرکتها نیست]40[. اگرچه مدیران شرکتهای کوچک و متوسط فناوری از دانش فنی قوی برخوردارند، اما تمرکز بر محصول است و به فعالیتهای بازاریابی اهمیت کمتری میدهند و به همین دلیل، ضعف اصلی شرکتهای فناور، نداشتن بازاریابی مناسب است و متعاقباً به دلیل حاشیه کوچک اشتباه در بازاریاب محصولات نوین نرخ شکست بالایی دارند]19[. احتمال موفقیت با ترکیبی از برتری فناوری و توانمندی-های بازاریابی افزایش مییابد. شرکتهای کوچک و متوسط، درگیر توسعه فناوریهای جدید هستند و بنیانگذاران آن اطلاعات علمی و پیشینه قوی فناوری دارند اما هیچ آموزش مدیریتی یا بازاریابی نداشتهاند]33[.
2-4 نوآوری باز
مطالب زیادي در مورد نوآوري وجود دارد و مدلهای متنوعی براي توصیف طبیعت نوآوري پیشنهاد شده است مانند نوآوري محصول و فرایند؛ نوآوري بنیادي و تدریجی (گامبهگام)؛ نوآوري سیستماتیک و بخشی؛ فشار تکنولوژي و کشش بازار؛ و اخیراً نوآوري باز و نوآوري بسته. مدلها همچنین میتوانند بر اساس فرایندهاي نوآوریشان دستهبندی شوند (مدلهای خطی و ...) یا بر اساس سازگاري با کشورهاي درحالتوسعه یا توسعهیافته]10[. نوآوری از نظر شومپیتر یعنی استقرار کارکردهای نو در تولید. این ایده جدید، ممکن است، مربوط به نوآوری در زمینه فناوری یا فرایند کار باشد. نوآوری، فرآیند تبدیل ایده خلاق به محصولات، خدمات و روشهای جدید عملیات است. نوآوری راه رسیدن به رشد اقتصادی را هموار میکند. صنایع و کالاها در حال بالغ شدن هستند و تنها از طریق نوآوری است که میتوان علوم جدید را به کالاها، فرآیندها و یا خدمات موردنیاز بازار تبدیل کرد. در چنین شرایطی نوآوری باعث ایجاد صنایع جدید شده و همانند نیروی محرکه اصلی باعث رشد و شکوفایی صنعت میشود. نوآوری باعث ایجاد کار و کسب و صنایع جدید میشود. که این امر بهنوبه خود ایجاد اشتغال در جامعه میکند. بدیهی است که مشاغل جدید باعث افزایش درآمد و درنهایت بهبود رفاه جامعه خواهد شد]13[. نوآوری شبیه به روشهای جدید در بهرهبرداری از منابع موجود کسبوکار برای عوامل جدید مانند محصولات جدید، تولید جدید روشها، تأمین کنندگان جدید یا منابع مواد خام، استفاده از بازارهای و روشهای جدید در کسبوکار مدیریت، است. رقابت مستمر در صنعت در میان فرصتهای توسعه کسبوکار برابر است با نوآوریهای جدید. در کسبوکار بهنوبه خود نوآوری، تبادل دادهها و اطلاعات و همکاری در تحقیقات مشترک و توسعه در صنعت منجر به دانش جدید و نوآوری در یک سازمان میشود]35[. مزایاي نوآوري باز را میتوان در پنج دسته کلی تقسیم کرد: الف) مشارکت مشتریان در تحقیق و توسعه: برخلاف نوآوري بسته، در نوآوري باز امکان ارتباط گسترده با مخاطبان وجود دارد. در طراحی محصولات یا خدمات فارغ از باز یا بسته بودن فرآیند نوآوري، توجه به نیاز مشتري همیشه حائز اهمیت است. ب) بهبود روابط عمومی و ارزش برند: نوآوري داخل سازمانی به دلیل مشارکت کارکنان در مدیریت فرآیند نوآوري و همچنین خلق خود ایده، بخشی از زمان کاري کارکنان را از آنها میگیرد. اما در نوآوري باز، وقت کارکنان بیشتر جهت مدیریت فرآیند نوآوري صرف میشود. ج) مشارکتهای سودآور: در زمان همکاري با طرفهای خارجی، بهویژه بین دو شرکت، امکان ایجاد مشارکت سودآور وجود دارد. اگر داراییهای معنوي یک سازمان بتواند توسط سازمان دیگر (و بالعکس) بدون تداخل بیشازحد در بازارهاي مختص هرکدام استفاده شود، ایجاد این مشارکت میتواند بهطور همافزا عمل کرده و پتانسیل بسیار بیشتري براي خلاقیت در اختیار هر دو طرف بگذارد. د) کشف استعدادهای جدید: نوآوري باز میتواند ابزاري عالی براي کشف استعدادهاي خارج از سازمان باشد. ه) توسعه بازار بینالمللی محصولات: همانطورکه در بخش مشارکتهای سودآور آورده شد همکاري با سازمانهای دیگر، یکی از روشهای نوآوري باز است. حال اگر این مشارکت با یکطرف خارجی باشد، پتانسیل عرضه محصولات در بازارهاي بینالمللی را افزایش داده و فرصت مناسبی براي توسعه به شرکت یا سازمان هدیه میدهد ]25[.
2-5 چالشهای بهرهگیری از نوآوری باز
ازجمله چالشهای نوآوری باز مدل کسبوکار سازمان به جهت استفاده از نوآوری باز میآموزد معماری مجدد و بازنگری اساسی خواهد بود. مشکل به رسمت شناختن نوآوریهای خارجی در داخل سازمان و تطبیق نیروهای داخل با خارج از سازمان که به سندروم معروف است. حقوق مالکیت فکری مربوط به دانش مشترک ایجادشده یکی از مهمترین چالشهای مرتبط با دانش مشترک خلقشده است]1[. از دیگر چالشهای نوآوري باز که توجه بسیاري نیاز دارد، مباحث فرهنگی آن است، زیرا در غیر این صورت بهتدریج از علاقه به مشارکت و ورود به این روش از نوآوري در بین ایده پردازان و سازمانها کاسته میشود. یکی از بزرگترین چالشهای نوآوري باز، در گیرکردن شرکتکنندگان و متعهد نگهداشتن آنها در تمام مراحل کار است. براي اطمینان از اینکه ایده دهندگان فعال و متعهد باقی میمانند، باید افرادي را براي مدیریت فرآیند و ارائه بازخورد به ایدههای شرکتکنندگان اختصاص یابد]25[.
2-6 شرکتهای دانشبنیان
شرکتهای دانشبنیان؛ شرکت یا موسسهای حقوقی است که با ایجاد کسبوکار دانشمحور بهمنظور تبدیل پایدار دانش به ثروت تشکیلشده و فعالیتهای اقتصادی آن مبتنی و همراه با فعالیتهای تحقیق و توسعه در زمینه فناوریهای نو بوده که به توسعه اقتصاد دانشمحور در جامعه کمک مینماید. کسبوکارهای دانشبنیان یک کار مقطعی و یکبار برای همیشه نیست، بلکه یک فرایند همیشگی و پویاست ]23[. «شرکتهای دانشبنیان» ازجمله مؤثرترین عوامل ایجاد اشتغال، نوآوری، توسعه دستگاههای اجتماعی و شکلگیری و رشد اقتصاد دانشبنیان در هر کشوری هستند. این شرکتها که معمولاً، برای پاسخگویی به نیاز مشخصی در بازار شکل میگیرند محلی برای تبدیل ایدههای جدید به محصولات و خدمات مشتریپسند هستند. برگ برنده شرکتهای دانشمحور نوپا «خلاقیت»، «نوآوری»، «انعطافپذیری» و «انگیزه بالای مؤسسان» است؛ یعنی همان چیزی که معمولاً شرکتهای بزرگ به دلیل ساختار کند، دیوانسالاری و سلسلهمراتب بلند خود در آن بهشدت مشکلدارند. موتور محرک اقتصاد دانشبنیان، شرکتهای دانشبنیان هستند که نقشی کلیدی در توسعه اقتصاد دانشمحور دارند. عبارت «شرکت (سازمان) دانشبنیان»، در مبانی نظری، اشاره به شرکتهایی دارد که یادگیرنده و خالق دانش هستند و از دانش (چه ضمنی چه آشکار) برای توسعه محصولات و فناوریهای خود استفاده میکنند. درواقع، این مفهوم بیشتر به سازمانهایی اشاره میکند که از فرآیندهای خلق و بهکارگیری دانش برای پیشبرد کسبوکار خود استفاده میکنند. در قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان، این شرکتها اینگونه تعریف می-شوند: «شرکت و مؤسسه دانشبنیان عبارت است از شرکت یا مؤسسه خصوصی یا تعاونیای که بهمنظور همافزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانشمحور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و کاربرد اختراع و نوآوری) و تجاریسازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناوریهای برتر و باارزش افزوده فراوان بهویژه در تولید نرمافزارهای مربوطه تأسیس میشود» ]2[.
در قانون حمایت از شرکتها و مؤسسات دانشبنیان و تجاریسازی نوآوری و اختراعات مصوب 1389 مجلس شورای اسلامی، شرکتها و مؤسسات دانشبنیان، شرکت یا موسسه خصوصی و یا تعاونی است که بهمنظور همافزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانشمحور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی (شامل گسترش و کاربرد اختراع و نوآوری) و تجاریسازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمت) در حوزه فناوریهای برتر و باارزش افزوده بهویژه در تولید نرمافزارهای مربوط تشکیل میشود. توسعه محصولات جدید چالشی مهم برای مدیران بسیاری از شرکتها ازجمله شرکتهای دانشبنیان است. این شرکتها هنوز جوان و در حال رشد هستند و به دلیل دانشمحور بودن، مواجهه با پویایی-های رقابتی بازار، تغییر نیازها و خواستههای مشتریان باید به توسعه محصول جدید توجه بیشتری نمایند ]7[. در سازمانهای دانشبنیان، نوآوری و خلاقیت از اهمیت حیاتی برخوردار است. نوآوری، ایجاد خلاقان یک ایده جدید و عملی کردن آن در قالب یک محصول باارزش است ]17[. شرکتهای دانشبنیان با تغییرات و تحولات نوظهور در محیطهای اقتصادی، اجتماعی، فناوری، فرهنگی و سیاسی مواجه هستند ]9[. بهمنظور حفظ موقعیت رقابتی در بازار، نزدیک بودن شرکتها به مشتریان و ایجاد روابط بلندمدت با مشتری ضروری است ]24[. سازمانهای موفق برای دستیابی به بازار موردنظر درصدد شناسایی و ارزیابی راههای گوناگون برمیآیند. با توجه به شاخصهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و فناوری شیوه اعمال کنترل و نحوه سازشکاری با عوامل در حال تغییر باید نقاط قوت و ضعف هر یک از عوامل را مشخص نمایند، تغییرات آینده را مورد ملاحظه قرار دهند و پس از انتخاب یک کانال انتخاب بازاریابی، برای یک دوره بلند زمانی از آن استفاده کند ]4[.
مزیت رقابتی شرکتهای دانشبنیان، نوآوری در فناوری است. این شرکتها توانمندی ویژهای در استفاده از فناوری برای رشد سریع دارند. فعالیت شرکتهای دانشبنیان بهعنوان موتور توسعه اقتصادی کشورهای درحالتوسعه مطرح بوده و بهعنوان منشأ اصلی اشتغالزایی و تسهیل محیط کارآفرینی برشمرده شده است و دارای پتانسیل تسریع در خلاقیت، نوآوری و گشایش فرصتهای تجاریسازی نوین به شمار میروند. توجه به مزیت شبکه شرکتهای دانشبنیان برای کاهش وابستگیها علاوه بر خودباوری به خودکفایی در کشور نیز کمک میکند و در محیط نوآور و ریسکپذیر، میتواند برای اهداف اقتصاد مقاومتی نیز مؤثر باشد ]8[.
2-7 مدیریت بازاریابی در شرکتهای دانشبنیان
محصولات دانشی و نوآورانه برای گذشتن از بازار اولیه متشکل از افراد نوآور طلب و رسیدن به بازار مستحکم، به تلاشهای بازاریابی ویژهای نیاز دارند. شرکتهای دانشبنیان معمولاً کار را خوب شروع میکنند و گروهی از ساکنان اولیه را جذب میکنند، اما بسیاری از آنها در دسترسی به یک بازار فعال، مستحکم و بهقدر کافی بزرگ برای رسیدن به پایداری شکست میخورند ]3[. مشتریان این شرکتها در صورت جذب، ازیکطرف به محصول شرکت و از طرف دیگر به سرمایهگذاران شرکت تبدیل خواهند شد و شرکت باید به آنها هم به دید مشتری و هم به دید محصول و هم سرمایهگذار بنگرد. این شرکتها سازمانهایی با اهداف اجتماعیاند و منابع موردنیاز آنها را از طریق منابع عمومی تأمین میشود. ازاینرو، میتوان کلیه ذینفعان شرکت را مشتریان آن دانست. شرکتهای دانشبنیان بازار هدف خود را بر اساس مأموریت و اهداف، گستره فعالیتها و تحلیل محیط خرد و کلان خود به روشهای گوناگون تقسیم کنند. بدیهی است که نیازها و ارزشهای مورد انتظار گروههای مختلف مشتریان متفاوت است. درک نیاز مخاطبان و طراحی مناسب خدمات محسوس و نامحسوس برای برآوردن نیازها و ارائه ارزش به مشتریان هدف برای موفقیت بازاریابی شرکت ضروری است ]3[.
محیط بازاریابی صنایع دارای فناوری با ویژگیهای عدم قطعیت بازار، عدم قطعیت فناوری و بیثباتی رقابتی شناخته میشود. در خصوص عدم قطعیت بازار محصولات فناوری شرکتها میبایست اندازه بازار پیش رو را بهخوبی برآورده کنند: سرعت انتشار نوآوری، میزان پذیرش استانداردهای صنعت توسط بازار، میزان تغییرات موردنیاز در آینده، نیازهای ایجادشده در پی استفاده فناوری جدید. در خصوص عدم قطعیت فناورانه تمرکز روی موارد ذیل حائز اهمیت خواهد بود: میزان انتظار عملکرد محصول جدید، آیا فناوری جدید ما را مهجور و غیرمتداول میسازد؟ آیا فروشندگان ما خدمات باکیفیت بالا ارائه میدهند؟ آیا زمان تحویل درست برآورد شده است؟ ]64[. زمانی که حمایتهای مالکیت معنوی جدی است و داراییهای مکمل تخصصی بااهمیت توسط شرکتها وجود دارد، شرکتهای نوپا اگر به شیوه همکاری با شرکتهای فعلی بهجای رقابت مستقیم بازار را دنبال کنند، محصولات نوآورانه بیشتری تولید میکنند. تغییر در نیاز رهبری فناورانه به تغییر در رهبری بازار منتج نمیشود، در مقابل زمانی که مالکیت معنوی ضعیف برای نوآوری در کنار موانع کم برای ورود وجود داشته باشد راهبردهای تجاریسازی رقابتی بیشتر احتمال موفقیت دارند. زمانی که حمایت از مالکیت معنوی فراهم باشد یک دارایی باارزش ایجاد میکند و زمینه افزایش خلق بازار برای ایدهها را فراهم میسازد ]22[.
2-8 پیشینه تجربی پژوهش
در بررسی الزامات ورود موفق به بازار برای شرکتهای دانشبنیان نوپا مشخص شد که الزامات ورود موفق شرکتهای مزبور به بازار به ترتیب ابعاد سازمانی، عوامل محیطی و فردی هستند ]12[. در پژوهشی الگوی تصمیمگیری راهبردی شرکتهای دانشبنیان در تجاریسازی فناوری به بررسی الگوی تصمیمگیری به روش کیفی موردبررسی قرار گرفت، خروجیهای اصلی پژوهش نشان داد برای تجاریسازی فناوری، از طریق اجرای راهبردهای کلیدی که شامل: الگوپذیری و توسعه بر مبنای مدلهای موفق، ائتلاف راهبردی، بهکارگیری متوازن ابعاد مدیریت منابع انسانی، چابک سازی ساختار، حفظ ارتباط اطلاعاتی و فن گروه بازاریابی با بازار و مدیریت مستمر تغییر و نوآوری است، محقق میشود]6[. در مرجع ]18[، تأثیر شرکتهای دانشبنیان، مراکز رشد و پارک-های علم و فناوری در روند توسعه اقتصادی با هدف توسعه و کاربردی سازی دانش در تحقق یک اقتصاد دانشبنیان موردبررسی قرار گرفت که پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که ایجاد و توسعه شرکتهای دانشبنیان و تلاش در جهت استقرار مراکز رشد و پارکهای علمی میتواند تضمینکننده توسعه اقتصادی کشور باشد. پژوهشگران در مرجع ]15[در نگاشت یکپارچه توسعه سطح نوآوری و تجاریسازی شرکتهای دانشبنیان در ایران با استفاده از رویکرد تحلیل و توسعه گزینههای استراتژیک دریافتند که منابع انسانی، فناوری، فرهنگ، عوامل سیاسی، منابع مالی و سرمایهای، منابع فیزیکی و ساختاری، گزینه-های کلیدی در توسعه نوآوری و تجاریسازی شرکتهای دانشبنیان است که با تمرکز بر این گزینهها برای هرکدام راهبردهایی تدوین و ارائه گردید تا تقویت موضوعات مهم نقشه شده و در سطح بالاتر موجب رسیدن به اهداف شوند. در مرجع ]5[با بررسی اثر نوآوري باز درو نگرا بر مدل کسبوکار شرکتهای دانشبنیان مشخص گردید که مدل کسبوکار باز نياز به ايجاد واحدها و يا زير واحدهاي اختصاصي براي اجراي نوآوري باز، يا روشهای سازماني مورداستفاده براي نظارت، انتخاب و یکپارچهسازی فرصتها و ایدههای تجاري جديد و همچنين سازوكارهاي پاداشدهنده و مشوق براي ارزيابي تلاش اختصاصي در نوآوري بازدارد. درنهایت میتوان گفت مدلهای کسبوکار متغيرهاي تعدیلکننده مهمي هستند كه بر رابطه بين راهبردهاي نوآوري باز و نتايج (نوآوري حاصل) اثر میگذارند.
پژوهشگران در مرجع ]39[در پژوهش پایداری بازاریابی جدید 3Ps دریافتند که توجه به سه بعد حفظ محیطزیست و پایداری، عموم جامعه و عملکرد اقتصادی را با عنوان عوامل اساسی بازاریابی و چالشهای اساسی برای بازاریابی پایدار شناسایی نمودند. در پژوهشی دیگر تحت عنوان مدلی بر اساس منابع برای شرکتهای کوچک نوآور، یک مدل برنامهریزی خطی منبع محور برای بهینهسازی منابع را در شرکتهای کوچک نوآور معرفی شد. در این تحقیق یک مدل جدید برنامهریزی خطی مبتنی بر منابع معرفیشده است. آنها به تحقیق در زمینه بهینهسازی در شرکتهای کوچک نوآور و مدل مفهومی مبتنی بر دیدگاه منبع محور، پرداختند. تحقیق آنها از روش برنامهریزی خطی برای ارائه یک چارچوب واقعی بر دیدگاه مبتنی بر منابع استفاده مینماید. پژوهشگران استدلال نمودند که شرکتهای خرد از مزایای منحصربهفردی نسبت به شرکتهای بزرگتر برخوردار هستند، زیرا میزان یادگیری آنها با استفاده مجدد از راهبرد در شرکتهای خرد سریعتر از نرخ تغییر در محیط است ]49[. پژوهشگران در مرجع ]58[در ابعاد بازاریابی کارآفرینی بر عملکرد کسبوکارهای کوچک و متوسط دریافتند درحالیکه ایجاد ارزش بهعنوان یک بعد بسیار مهم در بازاریابی کارآفرینی تلقی میشود، پاسخدهندگان ازلحاظ ریسک محفوظ هستند. علاوه بر این، آنها تمایل به تحریک، ابتکاری و مشتری مداری ندارند. در پژوهشی دیگر پژوهشگران در بررسی اثر رهبری دانشمحور و نوآوری باز دریافتند که نوآوری باز یک منبع مهم برای مزیت رقابتی یک شرکت تبدیلشده است. همچنین تحقیقات نوآوری باز بر جریان دانش متمرکز هستند و سطح باز بودن برای شرکت-ها اهمیت بالایی دارد ]45[طی پژوهش دیگر با عنوان چالشهای بازاریابی شرکتهای کوچک و متوسط در آفریقای جنوبی، به چالشهایی بسیار مهم و اساسی در حوزه بازاریابی شناسایی شد که شامل: درک بازار و پتانسیل رشد، بخشبندی بازار، تحلیل نیازهای بازار، دسترسی به دارایی، آموزش و تعلیم، رقابتپذیری و بازاریابی محصولات و خدمات است ]61[.
بررسی پیشینه پژوهش معمولاً نقدی از دانش موجود درباره موضوع پژوهش است. محقق با بررسی پیشینه، ابتدا با تحقیقات عمده و گستره موضوع موردمطالعه آشنا میشود. سپس با توجه به مفاهیمی که درباره این موضوع یافته است موضوع فرعی آن را مشخص کرده و مسئله تحقیق را تحدید میکند. بررسی پیشینه تحقیق اگر بهدرستی صورت گیرد به بیان مسئله کمک میکند و یافتههای پژوهش را به پژوهشهای قبلی متصل میسازد. با توجه به مباحث ارائهشده توسط محققان در حوزه بازار و مدیریت بازاریابی]61،58،38،39،39،34 و 12 [؛ نوآوری باز ]45، 5، 30، 31؛ شرکتهای دانشبنیان ]6، 15 و 18[. ما جای خالی این موضوع آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان) را احساس کردیم؛ بنابراین بر خود لازم دیدیم به این حوزه ورود کنیم.
3- روششناسی پژوهش
مطالعه حاضر از منظر رویکرد بهصورت کیفی، ازنظر هدف پژوهشی بهصورت کاربردی و بر اساس گردآوری دادهها نیز در زمره پژوهشهای توصیفی قرار میگیرد. در ابتدای کار بهمنظور تهیه و تولید دادههای موردنیاز ابتدا با مرور ادبیات نظری و مطالعات پیشین مرتبط از طریق روش تحلیل محتوای کیفی، چالشهای مربوط به مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شناسایی و مورد استنباط قرار گرفت. بعدازآن که چالشهای مربوط به مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان مشخص شد، از طریق روش دلفی فرآیند اعتبار سنجی و تائید عوامل صورت پذیرفت. در واقع در گام اول در قسمت تحلیل محتوای کیفی با مرور مبانی نظری درون داده روش دلفی مشخص شد و شناسایی مهمترین چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شناسایی گردید و در گام بعدی یعنی درروش دلفی این چالشهای شناساییشده از طریق فرآیند تعریفی روش دلفی مورد اولویتبندی قرار گرفتند. در همین راستا در پژوهش حاضر با توجه به اهداف و سؤالاتی که بیان شد، جامعه مطالعه درروش پژوهش حاضر در دو بخش تقسیمبندی گردید. در بخش اول مطالعه حاضر یعنی روش تحلیل محتوا جامعه موردمطالعه شامل منابع علمی از ادبیات نظری مرتبط با کلیدواژههای مرتبط با عنوان پژوهش است که از سال 2000 تا 2022، سعی شد مقالههای مناسب و کاربردی برای پژوهش حاضر مورد تجمیع قرار گیرد. در بخش دوم روش پژوهش در پژوهش حاضر یعنی درروش دلفی جامعه آماری پژوهش نیز شامل خبرگان در حوزه کارآفرینی و مدیریت بازاریابی بودند. روش نمونهگیری درروش تحلیل محتوا بهصورت هدفمند قضاوتی بود و فقط منابعی مورد گزینش قرار گرفتند که بیشترین ارتباط با موضوع پژوهش داشته باشد. درروش دلفی نمونهگیری ادغامی از دو روش نمونهگیری قضاوتی و گلوله برفی تا زمان دستیابی به اشباع نظری بود که در این فرآیند در گام اول پژوهشگر متخصصان حوزههای مذکور را شناسایی و سپس بقیه افراد را افراد خبره قبلی معرفی کردند. درنهایت 21 نفر برای پاسخگویی به سؤالات دلفی انتخاب شد. درروش بررسی روایی با استفاده از روش لاوشه، معیار و مقدار پذیرش هر یک از چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان با توجه به معیار ضریب نسبی روایی محتوایی، به یک مقدار استاندارد و تعریفشده برای ضریب نسبی روایی محتوایی صورت خواهد پذیرفت. بنابراین در پانل دلفی در پژوهش کنونی (21 نفر)، ضریب نسبی روایی محتوایی بهمنظور پذیرش هریک از چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان، 49/0 است. بهمنظور سنجش پایایی از شاخصی به نام ضریب پایایی استفاده گردید که روش آزمون مجدد، روشی بود که بهمنظور سنجش پایایی در مطالعه حاضر مورد استفاده قرار گرفت. نمرات به دست آمده از هر دو آزمون مورد بررسی قرار گرفته و ضريب همبستگي آنها محاسبه ميشود. اين ضريب نشاندهنده قابليت اعتماد (پايايي) ابزار است. برای محاسبه و بررسی پایایی، پرسشنامه را به 3 نفر از خبرگان که امکان دسترسی مجدد به آنها وجود داشت، دو بار و به فاصله 8 روز ارسال گردید. ضریب همبستگی در مطالعه کنونی با استفاده از نرمافزار SPSS محاسبه گردیده است. با توجه به جدول زیر و اینکه همبستگی میان پاسخها بالاتر از 70/0 است، لذا میتوان گفت که پایایی پرسشنامه در سطح قابل قبولی قرار دارد. در مطالعه حاضر بهمنظور بررسی سطح توافق نظری ایجادشده بین اعضا پانل، از ضریب هماهنگی کندال استفاده شده که ضریب هماهنگی کندال میتواند ابزاری در راستای بررسی عملکرد مشابه خبرگان پژوهش در مورد اتفاقنظر در مورد چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان مدنظر است. بهمنظور بررسی این مهم، از فرمول زیر استفاده میشود:
(1)
در این معادلهs با استفاده از فرمول محاسبه میگردد.Rj در معادله نشاندهنده مجموع رتبههای مربوط به یک چالشهای مدیریت بازاریابی در مورد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان (رتبههای دادهشده به هر یک از چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان موجود در پرسشنامه دلفی توسط اعضاء پانل دلفی) است، K نیز بیانگر تعداد مجموعههای رتبهها و N نیز تعداد عوامل رتبهبندی شده را نشان میدهد. مخرج معادله زیر نیز بیانگر حداکثر حاصل جمع مربعات انحرافهای از میانگین Rj هاست. ذکر این نکته ضروری است که مقدار این معیار در هنگام هماهنگی و نائل شدن به وفاق نظری مساوی با مقدار یک و در صورت عدم دسترسی به وفاق نظری به مقدار صفر نزدیک خواهد بود. یکی دیگر از معیارهای قابلاستفاده دیگر رشد جزئی در دو دور متوالی است که نشاندهنده این موضوع است که افزایشی در توافق اعضا ایجاد نشده است و فرآیند بهکارگیری ازنظر خبرگان باید دیگر ادامه پیدا نکند ]16[. محاسبه مقدار ضریب هماهنگی کندال در مطالعه حاضر با استفاده از نرمافزار spss محاسبه گردیده است.
4- یافتههای پژوهش
بخش تحلیل محتوای کیفی پس از مطالعه دقیق و موشکافانه نسبت به تعیین مضامین اصلی در حوزه چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان اقدام نموده و عطف به این موضوع که دادهها بهصورت تلخیصی و بدون کلمات اضافی قید گردیدهاند، میتوان این مضامین شناساییشده را بهصورت یک سری از کدهای باز تلقی نمود.
4-1 کدگذاری باز
در طول فرآیند کدگذاری باز، پژوهشگر نسبت به تجزیهوتحلیل، خرد نمودن، برچسب دهی و درنهایت مقوله سازی دادهها میپردازد. در همین راستا در مطالعه حاضر بهمنظور دستیابی به این کدها، همانطور که بیان گردید، جامعه مطالعه در روش تحلیل محتوا شامل منابع علمی با کلیدواژههای مرتبط با عنوان پژوهش است که از سال 2000 تا سال 2023، 52 مقاله استخراج گردید و تنها متونی انتخاب شد که دارای بیشترین ارتباط با موضوع مطالعه حاضر داشته باشد که از میان 52 پژوهش، 30 پژوهش انتخاب شد. کدهای باز شناساییشده همراه با منابعی که این کدها از منبع مدنظر استخراج و شناسایی گردیده است را در جدول زیر مشاهده مینمایید.
جدول (1). کدگذاری باز و منابع مربوط به کدهای باز شناساییشده
کدهای باز | منابع |
درک نیازهای مشتریان جدید در بازارهای جدید و تلفیق آن باارزشهای اجتماعی | ]50، 60 و 30[ |
به نمایش درآوردن نوآوری بیهمتای استفاده در راستای رفع نیازهای شناساییشده مشتریان | ]54 و 44[ |
تأثیر مبهم نوآوری در قیمت محصولات و بهای تمام شده به عنوان یکی از آمیختههای بازاریابی | ]50 و 30[ |
تأثیر مبهم نوآوری در کیفیت محصولات از دیدگاه مشتریان جدید | ]32 و 38[ |
تأثیر نوآوری تخصیصی در فروش محصولات به مشتریان قبلی | ]36، 38 و 62[ |
اطلاعات محدود در مورد مزایای مشارکت با بازیگران کلیدی جدید | ]51[ |
تعیین معیارهای انتخاب شرکای کلیدی در بازارهای جدید | ]65 و 66[ |
وجود تضاد منافع و یا همراستا سازی منافع با شرکا کلیدی در بازارهای جدید | ]28 و 50[ |
تقسیمبندی بازار جدید قابلدسترسی در رویکرد نوآوری باز | ]31[ |
انتخاب بازار هدف از میان بازار بخشبندی شده در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ]42[ |
بررسی تصمیم و رفتار خریداران در بازارهای جدید | ]30 و 48[ |
بررسی و تحلیل عکسالعمل مشتریان نسبت به نوآوریهای ارائهشده در رویکرد نوآوری باز | ]27[ |
بررسی و پیشبینی تقاضا با توجه به اطلاعات محدود در بازارهای جدید | ]28[ |
تعیین جذابیت بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ]55[ |
قوانین و مقررات بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ]62[ |
سطح انعطافپذیری ابعاد بازاریابی فعلی در راستای شکست مرزها و محدودیتهای کنونی | ]26[ |
نرخ تغییرات در ترکیب مشتریان در بازارهای جدید | ]31[ |
نرخ تغییرات در ترجیحات مشتریان در بازارهای جدید | ]42[ |
شرایط بازارهای رقابتی جدید در رویکرد نوآوری باز | ]30[ |
سطح بالای ابهام و ریسک نامشخص در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ]36 و 38[ |
منسوخ شدن دانش فعلی بازار در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ]30 و 34[ |
دسترسی به کانالهای ارتباطی با مشتریان جدید در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ]56 و 63[ |
تشریح ابعاد نوآوریهای محصول و فرآیند به منظور نمایش عملکرد نوآورانه شرکت در رویکرد نوآوری باز | ]30[ |
انتخاب سبک ارائه و تبلیغ مناسب فناوریهای کنونی قابلارائه به مشتریان و سایر بازیگران کلیدی در خارج از مرزهای شرکت | ]38،66 و 63[ |
سبک گسترش روابط شبکهای و مشارکتهای جدید بازاریابی در رویکرد نوآوری باز | ]37 و 38[ |
همکاری در فروش محصول یا بازاریابی مشارکتی در بازارهای جدید | ]63 و 66[ |
نحوه عملکرد ابزارهای بازاریابی کنونی در بازارهای جدید | ]38 و 63[ |
سطح تطابقپذیری ابعاد مدیریت بازاریابی کنونی در بازارهای جدید | ]30[ |
انتخاب کانالهای تبلیغاتی و ارتباطی مناسب برای بازاریابی فناوریهای قابلارائه به شرکتهای خارجی | ]36 و 34[ |
2-4 کدگذاری محوری
در گام بعدی با در نظر گرفتن مشابهت ها و تفاوت ها، مضامین تفسیر و دسته بندی شده است. این گام همان تعیین مؤلفهها یا کدگذاری محوری است. دستهبندی صورت گرفته در این بخش با تفسیر پژوهشگر صورت پذیرفته است که نتایج حاصل از آن در جدول زیر قابل مشاهده است.
جدول (2). کدهای محوری
ردیف | کدهای باز | کدهای محوری |
1 | نرخ تغییرات در ترکیب مشتریان در بازارهای جدید | کنترل تلاطم بازار جدید |
نرخ تغییرات در ترجیحات مشتریان در بازارهای جدید | ||
شرایط بازارهای رقابتی جدید در رویکرد نوآوری باز | ||
قوانین و مقررات بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ||
2 | تأثیر مبهم نوآوری در قیمت محصولات و بهای تمامشده بهعنوان یکی از آمیختههای بازاریابی | ابهام و محدودیت اطلاعات |
تأثیر مبهم نوآوری در کیفیت محصولات از دیدگاه مشتریان جدید | ||
اطلاعات محدود در مورد مزایای مشارکت با بازیگران کلیدی جدید | ||
سطح بالای ابهام و ریسک نامشخص در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ||
3 | تعیین معیارهای انتخاب شرکای کلیدی در بازارهای جدید | ایجاد و توسعه شبکه ارتباطی و ائتلاف مؤثر |
وجود تضاد منافع و یا همراستا سازی منافع با شرکا کلیدی در بازارهای جدید | ||
دسترسی به کانالهای ارتباطی با مشتریان جدید در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ||
سبک گسترش روابط شبکهای و مشارکتهای جدید بازاریابی در رویکرد نوآوری باز | ||
همکاری در فروش محصول یا بازاریابی مشارکتی در بازارهای جدید | ||
انتخاب کانالهای تبلیغاتی و ارتباطی مناسب برای بازاریابی فناوریهای قابلارائه به شرکتهای خارجی | ||
4 | درک نیازهای مشتریان جدید در بازارهای جدید و تلفیق آن باارزشهای اجتماعی | تحقیقات بازاریابی مؤثر |
تقسیمبندی بازار جدید قابلدسترسی در رویکرد نوآوری باز | ||
انتخاب بازار هدف از میان بازار بخشبندی شده در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ||
بررسی تصمیم و رفتار خریداران در بازارهای جدید | ||
بررسی و تحلیل عکسالعمل مشتریان نسبت به نوآوریهای ارائهشده در رویکرد نوآوری باز | ||
بررسی و پیشبینی تقاضا با توجه به اطلاعات محدود در بازارهای جدید | ||
تعیین جذابیت بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ||
5 | به نمایش درآوردن نوآوری بیهمتای استفاده در راستای رفع نیازهای شناساییشده مشتریان | تبلیغات آگاهیبخش |
تشریح ابعاد نوآوریهای محصول و فرآیند به منظور نمایش عملکرد نوآورانه شرکت در رویکرد نوآوری باز | ||
انتخاب سبک ارائه و تبلیغ مناسب فناوریهای کنونی قابلارائه به مشتریان و سایر بازیگران کلیدی در خارج از مرزهای شرکت | ||
6 | تأثیر نوآوری تخصیصی در فروش محصولات به مشتریان قبلی | کیفیت نوآوری تبلیغی |
7 | سطح انعطافپذیری ابعاد بازاریابی فعلی در راستای شکست مرزها و محدودیتهای کنونی | انعطافپذیری، تطابق و کاربرد |
منسوخ شدن دانش فعلی بازار در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز | ||
نحوه عملکرد ابزارهای بازاریابی کنونی در بازارهای جدید | ||
سطح تطابقپذیری ابعاد مدیریت بازاریابی کنونی در بازارهای جدید |
3-4 بخش دلفی
به منظور سنجش اعتبار و تائید عوامل در مطالعه حاضر، 21 پرسشنامه در اختیار اعضا پانل دلفی که متشکل از خبرگان حوزه کارآفرینی و مدیریت بازاریابی بودند، قرار گرفت.
4-4 تحلیل دادههای مربوط به بخش دلفی
پس ازآنکه لیست چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان با استفاده از مرور ادبیات نظری و نظر خبرگان تهیه شد، این لیست چالشها با استفاده از فهرست امتیازی بر مبنای مقیاس لیکرت در اختیار اعضا پانل دلفی در مطالعه حاضر قرار گرفت. در مرحله اول از روش دلفی در مطالعه حاضر از هریک از اعضا حاضر در پانل دلفی در خواست گردید که سایر چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری در شرکتهای دانشبنیان که در لیست تحویل دادهشده به آنها در قالب پرسشنامه موجود نیست را ذکر نمایند. در مرحله اول از روش دلفی در مطالعه حاضر، اعضا پانل دلفی 1 چالش جدید به چالش های مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکت های دانش بنیان اضافه نمودند. چالش “ علمکرد نوآوری در ایجاد مزیت رقابتی در فضای بازار جدید” در این مرحله به لیست چالش های مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکت های دانش بنیان اضافه گردید. با اضافه شدن چالش مذکور به لیست چالش ها، پرسشنامه جدید برای بار دوم برای اعضا پانل ارسال گردید ، که در مرحله دوم نیز تمامی چالش های مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکت های دانش بنیانی که در پرسشنامه دور دوم دلفی برای اعضا پانل ارسال گردیده بود، مورد تایید قرار گرفتند و هیچ چالش جدیدی نیز از جانب این افراد به لیست مذکور اضافه نگردید. با توجه به این که اعضا پانل دلفی هیچ چالش دیگری به لیست چالش های ذکر شده در پرسشنامه دور دوم دلفی اضافه ننمودند و در کنار تمامی این چالش ها نیز توسط آن ها تایید گردید، می توان بیان داشت که اعضا پانل دلفی در مورد چالش های مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکت های دانش بنیان به یک توافق نظری دست پیدا کردند. البته همان طور که بیان گردید، در مطالعه حاضر به منظور بررسی توافق نظری در مراحل دلفی از ضریب هماهنگی کندال نیز استفاده می شود که نتایج بررسی ضریب کندال در دور دوم دلفی نشان از توافق نظری در این مرحله است که نتایج مربوط به ضریب هماهنگی کندال در جدول زیر نشان داده شده است.
جدول (3). نتایج بررسی ضریب هماهنگی کندال در دور دوم دلفی
ضریب هماهنگی کندال | دور سوم دلفی | توقف/ادامه مراحل |
Kendall’s coefficient of concordance | 961/0 | توقف |
شکل 1. مدل نهایی چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان
همانطور که از مدل نهایی به دست آمده مشخص است چالشهایی که درنهایت به عنوان چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شناسایی شدهاند، در هفت بعد قرار گرفتهاند. در اولین بعد یعنی در بعد کنترل تلاطم بازار جدید، چالشهای نرخ تغییرات در ترکیب مشتریان در بازارهای جدید، نرخ تغییرات در ترجیحات مشتریان در بازارهای جدید، شرایط بازارهای رقابتی جدید در رویکرد نوآوری باز و قوانین و مقررات بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز قرار گرفتهاند. در بعد دوم یعنی بعد ابهام و محدودیت اطلاعات نیز چالشهای تأثیر مبهم نوآوری در قیمت محصولات و بهای تمام شده به عنوان یکی از آمیختههای بازاریابی، تأثیر مبهم نوآوری در کیفیت محصولات از دیدگاه مشتریان جدید، اطلاعات محدود در مورد مزایای مشارکت با بازیگران کلیدی جدید، سطح بالای ابهام و ریسک نامشخص در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز قرار گرفتهاند. چالشهای تعیین معیارهای انتخاب شرکای کلیدی در بازارهای جدید، وجود تضاد منافع و یا همراستا سازی منافع با شرکا کلیدی در بازارهای جدید، دسترسی به کانالهای ارتباطی با مشتریان جدید در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز، سبک گسترش روابط شبکهای و مشارکتهای جدید
بازاریابی در رویکرد نوآوری باز، همکاری در فروش محصول یا بازاریابی مشارکتی در بازارهای جدید و انتخاب کانالهای تبلیغاتی و ارتباطی مناسب برای بازاریابی فناوریهای قابلارائه به شرکتهای خارجی نیز در بعد ایجاد و توسعه شبکه ارتباطی و ائتلاف مؤثر قرار گرفتهاند. در بعد تحقیقات بازاریابی مؤثر نیز با توجه مرور ادبیات نظری و بررسی آنها در فرآیند روش دلفی چالشهای درک نیازهای مشتریان جدید در بازارهای جدید و تلفیق آن باارزشهای اجتماعی، تقسیمبندی بازار جدید قابلدسترسی در رویکرد نوآوری باز، انتخاب بازار هدف از میان بازار بخشبندی شده در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز، بررسی تصمیم و رفتار خریداران در بازارهای جدید، بررسی و تحلیل عکسالعمل مشتریان نسبت به نوآوریهای ارائهشده در رویکرد نوآوری باز، بررسی و پیشبینی تقاضا با توجه به اطلاعات محدود در بازارهای جدید، تعیین جذابیت بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز شناسایی شدهاند. به نمایش درآوردن نوآوری بیهمتای استفاده در راستای رفع نیازهای شناساییشده مشتریان،تشریح ابعاد نوآوریهای محصول و فرآیند به منظور نمایش عملکرد نوآورانه شرکت در رویکرد نوآوری باز، انتخاب سبک ارائه و تبلیغ مناسب فناوریهای کنونی قابلارائه به مشتریان و سایر بازیگران کلیدی در خارج از مرزهای شرکت نیز چالشهایی هستند که در بعد تبلیغات آگاهیبخش قرارگرفتهاند. تأثیر نوآوری تخصیصی در فروش محصولات به مشتریان قبلی و عملکرد نوآوری در ایجاد مزیت رقابتی چالشهایی هستند که در بعد کیفیت نوآوری تبلیغی قرار گرفتهاند. درنهایت در آخرین بعد از چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان یعنی بعد انعطافپذیری، تطابق و کاربرد قرار گرفتهاند، چالشهای سطح انعطافپذیری ابعاد بازاریابی فعلی در راستای شکست مرزها و محدودیتهای کنونی، منسوخ شدن دانش فعلی بازار در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز، نحوه عملکرد ابزارهای بازاریابی کنونی در بازارهای جدید، سطح تطابقپذیری ابعاد مدیریت بازاریابی کنونی در بازارهای جدید هستند.
5- نتیجهگیری
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان بوده است. در ابتدای کار به منظور تهیه و تولید دادههای مورد نیاز ابتدا با مرور ادبیات نظری و مطالعات پیشین مرتبط از طریق روش تحلیل محتوای کیفی، چالشهای مربوط به مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شناسایی و مورد استنباط قرار گرفت. بعدازآن که چالشهای مربوط به مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان مشخص شد، از طریق روش دلفی فرآیند اعتبار سنجی و تائید عوامل صورت پذیرفت. در واقع در گام اول در قسمت تحلیل محتوای کیفی با مرور مبانی نظری درون داده روش دلفی مشخص شد و شناسایی مهمترین چالشهای مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان شناسایی گردید و در گام بعدی یعنی در روش دلفی این چالشهای شناساییشده از طریق فرآیند تعریفی روش دلفی مورد اولویتبندی قرار گرفتند. یکی از مهمترین معیارهایی که عملیات بازاریابی و تولید و تأمین یک شرکت بر مبنای آن سازماندهی میگردد، ترکیبات مشتریان شرکت در بازار هدف است. زمانی که این ترکیب در یک بازار جدید به شکلی اساسی با تغییر مواجه شود، شرکت دانشبنیان باید بتواند با ایجاد انعطافپذیری نسبت به این تغییرات حاصله عکسالعمل مناسب از خود نشان دهد و بتواند برنامههای بازاریابی خود را بر اساس این تغییرات صورت گرفته منطبق سازد. مشخص شدن این دو چالش به عنوان چالش کلیدی در الگوی به دست آمده تحت عنوان الگوی آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان از جانب چالش اول یعنی درک نیازهای مشتریان جدید در بازار جدید در رویکرد نوآوری باز با نتایج پژوهش ]30[و از جانب چالش کلیدی دوم یعنی نرخ تغییرات در ترکیب مشتریان در بازارهای جدید نیز با نتایج پژوهش ]30 و 31[همراستایی دارد. عدم تجربه عملیاتی در بازار جدید، عدم دسترسی مناسب به منابع اطلاعاتی و کانالهای ارتباطی و عدم دسترسی به شاخصهای تعیینکننده ریسک موجود از جمله عواملی است که سطح بالای ابهام و ریسک نامشخص در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز برای شرکتهای دانشبنیان را توجیه میکند. مشخص شدن این چالش نیز به عنوان یکی از چالشهای کلیدی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان با نتایج پژوهش]36 و 38[همراستایی دارد. چالش بعدی که به عنوان یکی از چالشهای کلیدی در الگوی آسیبشناسی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان مشخص شد، منسوخ شدن دانش فعلی بازار در بازارهای جدید در رویکرد نوآوری باز است. در واقع دانش بازاریابی که یک شرکت دانشبنیان در بازار هدف خود به آن مجهز شده است ممکن است در بازار جدید در رویکرد نوآوری باز با توجه به تغییرات کلیدی در ترکیبات مشتریان و قواعد اصلی بازار با توجه به قوانین و مقررات جدید منسوخشده و نتواند از آن در راستای مدیریت بازاریابی و سازماندهی فعالیتهای بازاریابی خود از آن استفاده کند. مشخص شدن این چالش به عنوان یکی از چالشهای کلیدی مدیریت بازاریابی در رویکرد نوآوری باز در شرکتهای دانشبنیان با نتایج پژوهش ]30 و 34[همراستایی دارد. با توجه به گستردگی نتایج پژوهش و پژوهشهای مشابه در این حوزه، نمیتوان بهطور دقیق تمامی چالشهای شناساییشده را با پژوهشهای پیشین مقایسه کرد. با توجه به چالشهای شناساییشده در پژوهش حاضر پیشنهادهایی از قبیل تحقیقات میدانی بازاریابی قبل از ورود به بازارهای جدید به منظور درک وضعیت کلی بازار؛ حضور آزمایشی و موقت قبل از ورود واقعی به بازار به منظور تفسیر و درک کلی از شرایط بازار جدید؛ استفاده یا خرید دادههای اطلاعاتی بازاریابی سایر شرکتهای حاضر در بازارهای جدید به منظور تجزیهوتحلیل و سازماندهی فرآیندهای بازاریابی؛ تولید محتوای تخصصی با مضمون ارائه ماهیت نوآوری تخصصی و تأثیر آن در کیفیت محصولات قبلی منتخب توسط مشتریان؛ همکاریهای موقت با شرکا کلیدی در راستای تجزیهوتحلیل و بررسی و انتخاب نهایی از میان شرکا؛ ایجاد پرتفوی انتخاب شرکا کلیدی به منظور کاهش سطح ریسک ایجاد ائتلافهای بازاریابی استراتژیک؛ استفاده از مطالعات اجتماعی صورت گرفته در بازارهای جدید به منظور بررسی ارزشهای اجتماعی حاکم بر بازار هدف؛ پخش و نمایش محتواهای تبلیغاتی بهصورت آزمایشی میان گروه خاصی از مشتریان به منظور اصلاح و تعدیل موارد لازم؛ استفاده از تیمهای تخصصی تولید محتوا به منظور تولید محتواهای تبلیغاتی مطلوب همراستا با نوآوری تخصیصی و تأثیر آن در رفع نیازهای مشتریان؛ تجزیهوتحلیل اهرمهای رقابتی مورداستفاده توسط سایر بازیگران کلیدی و دخیل سازی این موارد در نوآوریها و محتواهای تبلیغاتی توسط شرکت دانشبنیان و تهیه و تدوین سناریوهای بازاریابی به منظور پیشبینی وضعیتهای محتمل در بازارهای بالقوه آتی به در راستای عملکرد مناسب ارائه میگردد.
منابع و مأخذ
[1] اکبری، مرتضی؛ علیزاده، شکوه السادان؛ ذوالفقاری، عاطفه (1401)،
[2] روش نظریه زمینهای، فصلنامه مدیریت توسعه فناوری، دوره 3، شماره 5، 41-74. سیاستگذاری توسعه نوآوری باز: الزاماتی برای ایران، فصلنامه رشد فناوری، سال 18، شماره 71، 33-42.
[3] انصاری، منوچهر؛ حقشناس گرگابی، محمد (1395)، شناسایی و تبیین عوامل کلیدی موفقیت دانشمحور شدن شرکتهای تولیدی ایران بر اساس
[4] بامداد، ناصر؛ فرجادی، غلامعلی؛ ریاحی، پریسا (1387)، روشی پیشنهادی در مدیریت بازاریابی پارکهای علم و فناوری، فصلنامه پژوهش و برنامهریزی در آموزش عالی، شماره 49، 70-97.
[5] بهبودی، داوود؛ امیری، بهزاد (1389)، رابطه بلندمدت اقتصاد دانشبنیان و رشد اقتصادی در ایران، سیاست علم و فناوری، سال 2، شماره 4، 23-32.
[6] پژوهش جهرمی، امین (1397). اثر نوآوری باز درونگرا بر مدل کسبوکار شرکتهای دانشبنیان، رهیافت، شماره 69، صص 29-41.
[7] تقوی، محمد (1399)، تصمیمگیری استراتژیک شرکتهای دانشبنیان و ارتباطات فنّاوری، دانشگاه علامه طباطبایی، 230.
[8] جعفری پستکی، ندا؛ پورازبری، ابراهیم پور ازبری، مصطفی؛ اکبری، محسن (1396)، ارائه چارچوب مفهومی از توسعه مشترک محصول در سازمانهای دانشبنیان بر مبنای نوآوری باز و پویایی محیطی، فصلنامه رشد فناوری، سال 14، شماره 53، 9-17.
[9] جمشیدیان, محمد امین, میرسپاسی, ناصر, دانشفرد, کرم اله. (1400). طراحی الگوی شفافیت سازمانی در سازمانهای دولتی. فصلنامه مدیریت توسعه و تحول, 13(45), 1-12.
[10] ربیعی، علی؛ علی اکبری، سمیرا؛ محمودخانی، زهرا (1389)، رتبهبندی چالشهای توسعه محصول جدید در شرکت-های دانشبنیان، اولین همایش ملی مدیریت پژوهش و فناوری، 1-10.
[11] رحمانیان، سعید و نصر، مهدی (1389)، مدل واسطهای شبکهای براي نوآوري باز در SME ها، چهارمین کنفرانس ملی مدیریت تکنولوژي ایران.
[12] رحیمی، محمدرضا؛ سلماس نیا، علی (1395)، آسیبشناسی برنامه بازاریابی بانک توسعه صادرات ایران با استفاده از مدل سهشاخگی، دوفصلنامه مدیریت مهندسی و رایانش نرم، سال دو، شماره 1، 31-48.
[13] روحانی راد، شایان و طیبی ابوالحسنی، سید امیر حسین (1399). بررسی الزامات ورود موفق به بازار برای شرکتهای دانشبنیان نوپا (مورد مطالعه: شرکتهای حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات تهران)، فصلنامه مدیریت توسعه فناوری، دوره 8، شماره 1، صص 185-220.
[14] رودساز، حبیب الله؛ سید نقوی، میر علی؛ عبدلی مسینان، فائزه (1399)، تأثیر نوآوری باز بر مزیت رقابتی با نقش میانجیگری مدیریت دانش، فصلنامه علمی مطالعات مدیریت صنعتی، سال 18، شماره 95، 117-150.
[15] رهنورد، فرج اله (1400)، آسیبشناسی و بررسی تحلیلی توسعه منابع انسانی در استان تهران، گزارش طرح پژوهشی، کارفرما: سازمان مدیریت و برنامهریزی استان تهران، 1-571.
[16] زاهدی، امیر احسان؛ میرغفوری، سید حبیب الله؛ مروتی شریف آبادی، علی (1396)، نگاشت نقشه یکپارچه توسعه سطح نوآوری و تجاریسازی شرکتهای دانشبنیان ایران با استفاده از رویکرد تحلیل و توسعه گزینههای استراتژیک، فصلنامه مدیریت توسعه فناوری، دوره 5، شماره 3، 79-104.
[17] سرائی، لیلا و غفاری، بهرام (1398). بررسی تأثیر روابط مدیریتی در نوآوری باز، با توجه به ظرفیت جذب در شرکت-های فناور و نوآور، سیاست نامه علم و فناوری، دوره 9، شماره 2، صص 97-110.
[18] شایسته، علی؛ جلیلیان، حسین؛ شفقت، ابوطالب (1396)، بررسی تأثیر مدیریت دانش مشتری بر عوامل کلیدی موفقیت و عملکرد توسعه محصول جدید در حوزه صنعت دفاعی، نشریه علمی پژوهشی مدیریت نوآوری، سال 6، شماره 1، 135-164.
[19] عسکری گشت رودخانی، علیرضا؛ هاشمی، فرزاد (1398)، ارزیابی تأثیر شرکتهای دانشبنیان، مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری درروند توسعه اقتصادی، فصلنامه علمی-پژوهشی تحقیقات اقتصاد کشاورزی، سال 11، شماره 43، 239-258.
[20] عطاردی، علی اصغر (1400)، ارائه مدلی برای بازاریابی شرکتهای دانشبنیان در استان البرز، فصلنامه پژوهشهای علوم مدیریت، سال 3، شماره 9، 207-222.
[21] قلی پور، مجتبی؛ وحدت زاد، محمد علی؛ اولیاء، محمد صالح؛ خادمی زارع، حسن (1394). شناسایی و اولویتبندی چالشهای شرکتهای دانشبنیان با استفاده از روش شبکه عصبی مصنوعی (مطالعه موردی: شرکتهای دانشبنیان یزد)، فصلنامه رشد فناوری، سال 12، شماره 45، 17-25.
[22] کاتلر، فیلیپ (1385)، مدیریت بازاریابی (تجزیهوتحلیل، برنامهریزی، اجرا و کنترل)، انتشارات آموخته، ترجمه بهمن فروزنده، چاپ 23.
[23] ملک زاده، غلامرضا؛ خنده رو، نرگی؛ صادقی، تورج (1394)، بازاریابی در شرکتهای فناور کوچک و متوسط نوپا؛ چالشها و راهکارها، فصلنامه مدیریت رشد، سال 11، شماره 43، 37-43.
[24] مهدوی، حمید؛ شیخ زین الدین، محمود؛ خدابنده، لیلا (1390)، تحلیل اثربخشی پارکهای علم وفناوری به کمک نتایج فرایند ارزیابی شرکتهای دانشبنیان مستقر در پارکهای علم و فناوری، فصلنامه رشد فناوری، سال 7، شماره 27، 53-60.
[25] نمکیان، مجید؛ کهریزی، امیدعلی (1399)، تأثیر قابلیتهای ضروری بازاریابی بر عملکرد شرکتهای دانشبنیان، فصلنامه رشد فناوری، سال 16، شماره 63، 42-49.
[26] هاشمی، ستار (1400)، آشنایی با نوآوری باز و بررسی عوامل مؤثر در پیادهسازی و توسعه آن، دو فصلنامه صنعت و دانشگاه، سال 13، شمارههای 49 و 50، 1-8.
[27] Alzoubi, H., Alshurideh, M., Kurdi, B., Akour, I., & Aziz, R. (2022). Does BLE technology contribute towards improving marketing strategies, customers’ satisfaction and loyalty? The role of open innovation. International Journal of Data and Network Science, 6(2), 449-460.
[28] Bigliardi, B., Ferraro, G., Filippelli, S., & Galati, F. (2020). The influence of open innovation on firm performance. International Journal of Engineering Business Management, 12, 1847979020969545.
[29] Bresciani, S., Del Giudice, M., & Romano, M. (2017). Open innovation and customer-based development of new products. Mercati & Competitività(2017/3).
[30] Brodeur, M. (2008). The Role of Organizational Diagnosis in Organizational learning, Antioch New England Graduate School, Journal of Counseling and Development, 71(6), 642-650.
[31] Bryan, K. A., & Williams, H. L. (2021). Innovation: market failures and public policies. In Handbook of industrial organization (Vol. 5, pp. 281-388). Elsevier.
[32] Chaudhary, S., Kaur, P., Talwar, S., Islam, N., & Dhir, A. (2022). Way off the mark? Open innovation failures: Decoding what really matters to chart the future course of action. Journal of Business Research, 142, 1010-1025.
[33] Cheah, S. L. Y., & Yuen-Ping, H. O. (2021). Commercialization performance of outbound open innovation projects in public research organizations: The roles of innovation potential and organizational capabilities. Industrial Marketing Management, 94, 229-241.
[34] Chorev, S., & Anderson, A.R. (2006) Success in Israeli High-Tech Start-Ups; Critical Factors and Process. Technovation 26, 162–174.
[35] Costa, J., & Matias, J. C. (2020). Open innovation 4.0 as an enhancer of sustainable innovation ecosystems. Sustainability, 12(19), 8112.
[36] Distanont, A & Khongmalai ,O (2018). The role of innovation in creating a competitive advantage, Kasetsart Journal of Social Sciences , 1-7
[37] Du Chatenier, E., Verstegen, J. A., Biemans, H. J., Mulder, M., & Omta, O. (2009). The challenges of collaborative knowledge creation in open innovation teams. Human Resource Development Review, 8(3), 350-381.
[38] Du, J., Leten, B., & Vanhaverbeke, W. (2014). Managing open innovation projects with science-based and market-based partners. Research Policy, 43(5), 828-840.
[39] Ferreira, J. J., & Teixeira, A. A. (2019). Open innovation and knowledge for fostering business ecosystems. Journal of Innovation & Knowledge, 4(4), 253-255.
[40] Fuxman, L., Mohr, I., Mahmoud, A.B., Grigoriou, N. (2022). The new 3Ps of sustainability marketing: The case of fashion. Sustainable Production and Consumption, 31:384-396
[41] Gliga, G. & Evers, N. (2010), Marketing challenges for high-tech SMEs, Innovative Marketing, Volume 6, Issue 3, 104-112.
[42] Guenther, P., Guenther, M., Ringle, C. M., Zaefarian, G., & Cartwright, S. (2023). Improving PLS-SEM use for business marketing research. Industrial Marketing Management, 111, 127-142.
[43] Hewitt-Dundas, N., & Roper, S. (2016). Market failures in open innovation: implications and policy responses. ERC Research Paper, 49.
[44] Hoffman, D. L., Moreau, C. P., Stremersch, S., & Wedel, M. (2022). The rise of new technologies in marketing: A framework and outlook. Journal of Marketing, 86(1), 1-6.
[45] Holzmann, T., Sailer, K., & Katzy, B. R. (2014). Matchmaking as multi-sided market for open innovation. Technology Analysis & Strategic Management, 26(6), 601-615.
[46] Jasimuddin, Sajjad M &., Naqshbandi, M. Muzamil(2018). Knowledge- oriented Leadership and open innovation: Role of knowledge management capability in france- based multinationals, International business review, 27, 701-713.
[47] Keränen, O., Lehtimäki, T., Komulainen, H., & Ulkuniemi, P. (2023). Changing the market for a sustainable innovation. Industrial Marketing Management, 108, 108-121.
[48] Kumar, B., & Sharma, A. (2022). Examining the research on social media in business-to-business marketing with a focus on sales and the selling process. Industrial Marketing Management, 102, 122-140.
[49] Liao, S., Fu, L., & Liu, Z. (2020). Investigating open innovation strategies and firm performance: the moderating role of technological capability and market information management capability. Journal of Business & Industrial Marketing, 35(1), 23-39.
[50] Maiti, M., Krakovich, V., Shams, S.M.R., & Vukovic, D.B. (2020). Resource-based model for small innovative enterprises", Management Decision. 58 (8), 1525- 41.
[51] Markovic, S., Koporcic, N., Arslanagic-Kalajdzic, M., Kadic-Maglajlic, S., Bagherzadeh, M., & Islam, N. (2021). Business-to-business open innovation: COVID-19 lessons for small and medium-sized enterprises from emerging markets. Technological Forecasting and Social Change, 170, 120883.
[52] Mazzucato, M. (2015). Innovation systems: from fixing market failures to creating markets. Revista do Serviço Público, 66(4), 627-640.
[53] Naim, A., Alqahtani, H., Muniasamy, A., Bilfaqih, S. M., Mahveen, R., & Mahjabeen, R. (2023). Applications of Information Systems and Data Security in Marketing Management. In Fraud Prevention, Confidentiality, and Data Security for ModernBusinesses (pp. 57-83). IGI Global.
[54] Oduro, S. (2019). Examining open innovation practices in low-tech SMEs: Insights from an emerging market. Journal of Science and Technology Policy Management, 10(3), 509-532.
[55] Onişor, L.-F. (2015). Marketing techniques enhance closed innovation to form open innovation. Procedia Economics and Finance, 32, 298-306.
[56] Rahman, H., & Ramos, I. (2013). Challenges in adopting open innovation strategies in SMEs: An exploratory study in Portugal. Proceedings of the informing science and information technology education conference.
[57] Rauschnabel, P. A., Babin, B. J., tom Dieck, M. C., Krey, N., & Jung, T. (2022). What is augmented reality marketing? Its definition, complexity, and future. Journal of business research, 142, 1140-1150.
[58] Sadiku-Dushi Nora, Léo-Paul Dana, Veland Ramadani (2019). Entrepreneurial marketing dimensions and SMEs performance, Journal of Business Research,100, 86-99.
[59] Scuotto, V., Lemaire, S. L. L., Magni, D., & Maalaoui, A. (2022). Extending knowledge-based view: Future trends of corporate social entrepreneurship to fight the gig economy challenges. Journal of Business Research, 139, 1111-1122.
[60] Surya, B., Menne, F., Sabhan, H., Suriani, S., Abubakar, H., & Idris, M. (2021). Economic growth, increasing productivity of SMEs, and open innovation. Journal of Open Innovation: Technology, Market, and Complexity, 7(1), 20.
[61] Van scheers, L. (2018). Marketing challenges small and medium enterprises (sme) are facing in south africa. The journal of accounting and management, 8(1).
[62] Vrgovic, P., Vidicki, P., Glassman, B., & Walton, A. (2012). Open innovation for SMEs in developing countries–An intermediated communication network model for collaboration beyond obstacles. Innovation, 14(3), 290-302.
[63] Xiaoyuan, Z., & Yanning, Z. (2011). Development of Chinese science and technology intermediaries and their integration into the open innovation paradigm. Technology Analysis & Strategic Management, 23(1), 25-48.
[64] Yadav, Naveen, Swami, Sanjeev, and Pal, Prosanto. (2006), High Technology Marketing: Conceptualization and Case Study, VIKALPA,31.
[65] Yang, J., Chesbrough, H., & Hurmelinna-Laukkanen, P. (2022). How to appropriate value from general-purpose technology by applying open innovation. California Management Review, 64(3), 24-48.
[66] Yun, J. J., Won, D., & Park, K. (2016). Dynamics from open innovation to evolutionary change. Journal of open innovation: Technology, market, and complexity, 2(2), 1-22.
[67] Yun, J. J., Yang, J., & Park, K. (2016). Open innovation to business model: New perspective to connect between technology and market. Science, Technology and Society, 21(3), 324-348.