بررسی موانع شکل گیری نظام حزبی در بستر توسعه اجتماعی و ساختار فرهنگ سیاسی ایران بین دو انقلاب (مشروطه تا انقلاب اسلامی)
محورهای موضوعی : مطالعات توسعه اجتماعی ایران
منوچهر ثابتی
1
,
منصور وثوقی
2
,
علیرضا محسنی تبریزی
3
1 - دانشجوی دکتری جامعهشناسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 - استاد دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، گروه جامعهشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
3 - استاد دانشکده علوم اجتماعی، گروه جامعه شناسی، دانشگاه تهران، ایران
کلید واژه: فرهنگ سیاسی سنتی- تبعی, توسعه اجتماعی, نوسازی, توسعه سیاسی, دولت رانتیر,
چکیده مقاله :
حزب درمفهوم خاص به معنای گروه منسجم و سازمان یافته، پدیده ای اجتماعی و سیاسی از نشانه های جامعه مدنی و نظام دموکراتیک غرب و برخاسته از شرایط بعد از انقلاب صنعتی است که به مرور توسط سایر جوامع از جمله ایران اقتباس و تقلید شد. اگرچه با وقوع انقلاب مشروطه احزاب سیاسی در ایران تشکیل شدند، اما با ظهور حکومت پهلوی، تثبیت دموکراسی و تشکیل نظام حزبی با مشکل مواجه گردید. فرهنگ سیاسی غالب در ساختار اجتماعی- سیاسی ایران فرهنگ سیاسی سنتی و تبعی بود. گفتمان شاهی پهلوی ها بیشتر در برنامه های نوسازی و توسعه به توسعه اقتصادی، صنعتی و شهری پرداخت و به توسعه سیاسی و احزاب توجهی نکرد. فرهنگ سیاسی سنتی- تبعی عامل اصلی بوجود آمدن دولت های رانتیر، خشونت سیاسی، توسعه ناقص، تداوم نظام پادشاهی و چرخه استبداد و...گردید. مجموع این عوامل درکنار هم تشکیل شبکه علی درهم تنیده ای برای تداوم فرهنگ سیاسی سنتی و تبعی و ایجاد مانع برای تثبیت دموکراسی و نهادینه شدن فعالیت های حزبی و تشکیل نظام حزبی در ایران شد. این تحقیق با استفاده از نظریه آلموند و وربا و هانتینگتن و به صورت روش تاریخی- اسنادی انجام گرفته است.
In a specific sense, the party means a coherent and organized group, a social and political phenomenon, of the signs of civil society and the democratic system of the West, arising from the post-industrial revolution conditions, which has been adapted and imitated by other societies such as Iran. Although the constitutional revolution of the political parties was formed in Iran, however, with the advent of the Pahlavi regime, the establishment of democracy and the formation of the party system became a problem. The dominant political culture in the socio-political structure of Iran was the traditional political culture. The Pahlavi feudal discourse paid more attention to developmental, economic, industrial and urban development programs and did not pay attention to political development and parties. Traditional-political culture was the main cause of the emergence of rentier governments, political violence, and imperfect development, the continuation of the monarchy and the cycle of despotism. Together, these factors combined the formation of an interconnected network of continuity of traditional and consequential political culture, and an obstacle to the consolidation of democracy and the institutionalization of party activities and the formation of a party system in Iran. This research has been carried out using the Almond and Verbae and Huntington theories in a historical-documentary way.
_||_