هنر بهمثابه تجلی حقیقت: بازاندیشی نسبت هنر و حقیقت در فلسفه هگل
محورهای موضوعی : فلسفه
1 - گروه ارتباط تصویری، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
کلید واژه: هگل, هنر و حقیقت, مطلق, ایده,
چکیده مقاله :
مسئله نسبت میان هنر و حقیقت از آغاز تفکر فلسفی غرب همواره محل مناقشه بوده است. در فلسفه جدید، بهویژه از دکارت تا کانت، با تفکیک قلمرو شناخت از احساس، هنر و زیبایی از حوزه حقیقت کنار نهاده شدند و به قلمرو ذوق و نبوغ فردی فروکاسته گشتند. هگل از نخستین متفکرانی است که در واکنش به این گسست، کوشید پیوندی دوباره میان هنر و حقیقت برقرار سازد. این مقاله با رویکردی تفسیری ـ تحلیلی، تلقی هگل از حقیقت و جایگاه هنر در نظام فلسفی او را بررسی میکند. نشان داده میشود که هگل حقیقت را نه بهمثابه صدق گزارهای، بلکه بهمنزله تحقق و تجلی مطلق میفهمد و هنر را نخستین مرتبه ظهور آگاهانه مطلق در تاریخ تلقی میکند. از این منظر، اثر هنری صرفاً بیان احساسات هنرمند نیست، بلکه تجسم حسی ایده و برخوردار از شأنی معرفتی است. با این حال، مقاله نشان میدهد که هگل در نهایت با طرح نظریه «پایان هنر»، همچنان بر برتری فلسفه نسبت به هنر تأکید میورزد و بدینسان تنها بهنحوی نسبی بر جدایی هنر و حقیقت فائق میآید.
The issue of the relationship between art and truth has always been a subject of controversy since the beginning of Western philosophical thought. In modern philosophy, especially from Descartes to Kant, with the separation of the realm of knowledge from feeling, art and beauty were excluded from the realm of truth and reduced to the realm of individual taste and genius. Hegel is one of the first thinkers who, in response to this rupture, tried to re-establish a link between art and truth. This article examines Hegel's perception of truth and the place of art in his philosophical system with an interpretative-analytical approach. It is shown that Hegel understands truth not as propositional truth, but as absolute realization and manifestation, and considers art to be the first conscious emergence of the absolute in history. From this perspective, a work of art is not simply an expression of the artist's feeling, but rather a sensory embodiment of an idea and has epistemological status. However, the article shows that Hegel ultimately, by proposing the theory of the "end of art", still insists on the superiority of philosophy over art, thus only partially overcoming the separation of art and truth.
زرینکوب، عبدالحسین (1387). ارسطو و فن شعر، چاپ ششم، تهران: انتشارات امیرکبیر.
استیس، والتر ترنس (1393). هگل، ترجمه حمید عنایت، دو جلد، تهران: نشرکتابهای جیبی.
افلاطون (1380). دوره کامل آثار افلاطون، ترجمه محمد حسن لطفی. تهران: انتشارات خوارزمی.
بووی، آندرو (1385). زیبایی شناسی و ذهنیت از کانت تا نیچه، ترجمه فریبرز مجیدی. تهران: انتشارات فرهنگستان هنر.
بیزر، فردریک (1391). هگل، ترجمه سید مسعود حسینی. تهران: انتشارات ققنوس.
حسینی بهشتی، محمدرضا (1385). «سرآغاز سوبژکتیویسم در فلسفه و هنر»، دوفصلنامه فلسفی، دوره جدید، شماره یازدهم، بهار و تابستان، گروه فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، صص 85-71.
عبادیان، محمود (1386). گزیده زیباشناسی هگل، تهران، انتشارات فرهنگستان هنر.
کاپلستون، فردریک (1375). تاریخ فلسفه، ترجمه داریوش آشوری، جلد هفتم. تهران: سروش.
کانت، ایمانوئل (1393). نقد قوه حکم، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، چاپ هشتم. تهران: نشر نی.
کوکلمانس، یوزف (1382). هیدگر و هنر، ترجمه محمد جواد صافیان. آبادان: نشر پرسش.
مجتهدی، کریم (1383). پدیدارشناسی روح بر حسب نظر هگل بر اساس کتاب تکوین و ساختار پدیدارشناسی روح هگل اثر ژان هیپولیت. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
هگل (1387). مقدمههای هگل بر پدیدارشناسی روح و زیباشناسی،ترجمه محمود عبادیان. تهران: نشرعلم.
Hegel, G.,W.,F. (1975). Aesthetic: Lectures on Fine Arts, V.1,Translated by T.,M.,Knox,New York, Oxford University Press.
James, David (2009). ART, myth and society in Hegel's aesthetics. British Library Press.
