The beauty of positive thoughts in Saadi's works based on Seligman's psychological theory
Subject Areas :Saba Roozbahani 1 * , Amir Mohammad Amiri 2
1 - Master's student, Department of Persian Language and Literature, Bu-Ali Sina University, Hamedan, Iran.
2 -
Keywords: Psychology, Positive Thoughts, Happiness, martin saligman, saadi.,
Abstract :
There are two perspectives in psychology, negative and positive, where a negative perspective can lead to illness and shortening of life, while a positive perspective helps to increase life expectancy, health, and reduce stress. Therefore, positive psychology reduces mental problems by overcoming negative emotions. Positive emotions and their profound effects are such that by focusing on them, they equip a person with high motivation and abundant energy to build a healthy and sublime life, and also transform him from within and guide him to a balanced and joyful coexistence with others. The components of positive psychology focus on six groups of human abilities: wisdom and knowledge, courage, altruism, justice, moderation, and transcendence, each of which Seligman introduces as a virtue. The present interdisciplinary research uses a descriptive-analytical method to examine positive thoughts in Saadi's Golestan and aims to explain the influences and influences of the two fields of psychology and literature. The results of this research show that Saadi's teachings are consistent with the concepts of positive psychology. In the seventh century AH, he expressed the principles of positivity in his works and invited everyone to positive thinking and an optimistic attitude. An approach that has been approved by psychology and social science today.
1) آذربایجانی، مسعود و علی محمدی. (1389). ساخت و اعتباریابی آزمون شادکامی با تکیه بر اسلام. نشریه تربیت اسلامی. بهار و تابستان. دوره 5. شماره 10. صص 147-121.
2) آرگایل، مایکل. (1382). روانشناسی شادی. ترجمه فاطمه بهرامی و دیگران. اصفهان: جهاد دانشگاهی.
3) انوری، حسن، (1381)، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن.
4) براون، ادوارد. (1358). تاریخ ادبی ایران. ترجمه و حواشی علی پاشا صالح. تهران: انتشارات امیرکبیر.
5) سعدی، مصلح الدّین. (1385). کلّیّات سعدی. تصحیح محمّدعلی فروغی. تهران: انتشارات هرمس.
6) سلیگمن، مارتین. (1400). شکوفایی روانشناسی مثبتگرا. ترجمه کامکار و هژبریان. تهران: روان.
7) ----------. (1387). خوشبینی آموخته شده. ترجمه کریمی و افراز. تهران: بهار سبز.
8) ----------. (1398). شادماني دروني. ترجمه تبريزي و همکاران. تهران: دانژه
9) فرانکلين، ساموئل. (1390). روانشناسي شادي. ترجمه عليرضا و فرامرز سهرابي. تهران: پندار تابان.
10) کار، الن. (1385). روانشناسي مثبت: علم شادماني و نيرومنديهاي انسان. تهران: سخن.
11) خوش کنش، ابوالقاسم و کشاورزافشار، حسین. (1387). رابطه شادکامی و سلامت روانی دانشجویان. نشریه اندیشه و رفتار در روانشناسی بالینی. دوره 2. شماره 5. صص 41-52.
12) كاوياني محمد و موسوي، سميه سادات. (1389). تحليل روان شناختي ديدگاه مولوي در موضوع نوع دوستي. مجله علامه. دوره 10. شماره 26. صص97 – 126.
13) ماسه، هانری. (1364). تحقیق دربارة سعدی. ترجمۀ محمّدحسن مهدوی اردبیلی و غلامحسین یوسفی. تهران: انتشارات توس.
14) Barnard, j. (2008). the 24 character strengths. retrieve from internet: (access 2019) http://www.makethechange.com-au/docs/Doc-1281
15) Peterson, C. (2006).A primer in positive psychology. New York: Oxford University press.
16) Seligman, M. E. Steen, Tracy A. Park, N & Pterson, C . (2005).psychology progress, empirical validation of interventions. The American Psychological Association, 60(5) , 410-421.
زیبایی اندیشههای مثبت در آثار سعدی بر مبنای نظریه روانشناسانه سلیگمن
صبا روزبهانی1*
امیرمحمد امیری2
چکيده
در روانشناسی دو دیدگاه منفیومثبت وجود دارد که دیدگاه منفی میتواند منجر به بیماری و کاهش عمر شود، در حالی که دیدگاه مثبت به امید به زندگی، سلامت و کاهش استرس کمک میکند. از این رو، روانشناسی مثبت با غلبه بر احساسات منفی، مشکلات روحی را کاهش میدهد. احساسات مثبت و تأثیرات عمیق آن به گونهای است که با تمرکز بر آن، فرد را به انگیزهای بالا و انرژی فراوان برای ساختن زندگی سالم و متعالی مجهز میکند و همچنین او را از درون متحول کرده و به همزیستی متعادل و شاداب در کنار دیگران هدایت مینماید. مؤلفههای روانشناسی مثبتگرا بر شش گروه از تواناییهای انسانی تمرکز دارند: خرد و دانایی، شجاعت، نوعدوستی، عدالتجویی، اعتدال و تعالی که سلیگمن هر کدام از این تواناییها را به عنوان یک فضیلت معرفی میکند. پژوهش میانرشتهای حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی اندیشههای مثبت در گلستان سعدی میپردازد و هدف آن تبیین تأثیرات و تأثیرپذیریهای دو حوزه روانشناسی و ادبیات است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که آموزههای سعدی با مفاهیم روانشناسی مثبتنگر همخوانی دارد. او در قرن هفتم هجری، اصول مثبتنگری را در آثارش بیان کرده و همگان را به تفکر مثبت و نگرش خوشبینانه دعوت کرده است. رویکردی که امروزه مورد تأیید دانش روانشناسی و علم اجتماع قرار گرفته است.
کلیدواژهها: روانشناسی، اندیشههای مثبت، شادی، مارتین سلیگمن، سعدی.
1-مقدمه
گمشده انسانهای عصر فناوری، آرامش خاطر و حال خوب است. بسیاری از افراد امروزی با وجود برخورداری از ابزارهای پیشرفته، از شادی کمی برخوردارند و اضطراب و نگرانی همواره همراه آنهاست. فاصله گرفتن از طبیعت، زندگی در آپارتمانهای کوچک و دلگیر و مسائل مشابه، بر ناخرسندی ذهن و قلب انسانهای امروزی افزوده است. هر دو حوزه روانشناسی و ادبیات به شیوهای خاص در تلاشند تا شادی را افزایش دهند و انرژی تحلیل رفته را ترمیم کرده و به درمان دل و جان انسانهای بیمار بپردازند.
ادبیات و شاخههای گوناگون آن مانند شعر، طنز و داستان تلاش میکنند تا در میان مسائل جدی انسانی، لحظاتی شاداب و مفرح ایجاد کنند و به این ترتیب روح و جان انسان را تازه کنند. از سوی دیگر، روانشناسی با استفاده از روشهای علمی و بهروز، تمام تلاش خود را برای درمان اختلالات روانی بشر در عصر فناوری به کار گرفته و با انرژی فراوان به پیش میرود. یکی از روانشناسان برجسته معاصر که با ارائه تجربیات و نظرات خود در سطح جهانی شناخته شده است، مارتین سلیگمن میباشد. آموزههای نوین او از ابتدای قرن حاضر، منبع الهام بسیاری از مقالات، کتابها و آزمایشهای بالینی قرار گرفته است.
این روانشناس برجسته آمریکایی که نزدیک به شش دهه در زمینه تحقیق، تدریس و تألیف فعالیت کرده است، از تجربیات خود در زمینه درماندگی آموخته شده به خوشبینی آموخته شده دست یافته و در نهایت در حدود سال 2000 میلادی نظریه روانشناسی مثبتگرا را معرفی کرده است. این نظریه به ایجاد تحولی عمیق در علم روانشناسی و درمان اختلالات روانتنی کمک شایانی کرده است.
روانشناسی مثبتگرا به معنای «بررسی عواملی است که زندگی خوشایند، متعهد و معنادار را شکل میدهد» (سلیگمن، 1400: 27). روانشناسی مثبت که به دنبال بهترینهاست، تنها بر مثبتنگری و خودفریبی تکیه نمیکند؛ هدف این رویکرد، انتخاب بهینهترین روشهای علمی برای مواجهه با مسائل و چالشهای رفتار انسان با تمامی پیچیدگیهای آن است (ر.ک: سلیگمن، 1398: 12). در نهایت، این رویکرد به پیشرفت و شکوفایی انسان یاری میرساند و جامعه را از افسردگی، ناامیدی و بیهدفی دور میسازد (ر.ک: فرانکلین، 1390: 37). این نوع روانشناسی همواره «بر موضوعاتی متمرکز است که در آنها به دنبال راههایی برای تأمین سلامتی و شادمانی انسان میباشد» (آرگایل، 1382: 98).
در روانشناسی مثبتگرا، برخلاف دیگر شاخههای روانشناسی، تأکید بر موفقیت انسان است و نه بر رفتارهای نابهنجار و اختلالات. این رویکرد به کمک به افراد برای دستیابی به شادی و رضایت بیشتر متمرکز است. روانشناسان اين مکتب توانايیها و قدرتهای درونی افراد را طبقهبندی میکنند. سلیگمن این تواناییها را ذیل شش دسته طبقهبندی میکند. او هر یک از مؤلفهها را فضیلت و زیرمجموعههای آن را قابلیت مینامد.
1- خرد و دانایی: شامل خلاقیت، کنجکاوی، باز بودن نسبت به تجربیات جدید، عشق به یادگیری و وسعت نظر.
2- شجاعت: شامل خودباوری، پایداری، کمال و سرزندگی.
3- نوعدوستی: شامل عشق، مهربانی و هوش اجتماعی.
4- عدالتجویی: شامل رعایت حقوق شهروندی، بیطرفی و رهبری.
5- اعتدال: شامل بخشش و دلسوزی، فروتنی و شرم، احتیاط و نظم در عملکرد.
6- تعالی: شامل شناخت ارزش زیباییها و شگفتیها، قدردانی، امیدواری، شوخطبعی و معنویت. (ر.ک: سليگمن، 1398: 314-313).
ادبیات به طور مستقیم با احساسات و دنیای درونی انسان ارتباط دارد و میتواند در برخی مواقع به حل مشکلات معنوی و تقویت تعادل روانی افراد کمک کند. بنابراین، با تحلیل دقیق یک اثر ادبی، میتوان به وجود و ماهیت نویسنده پی برد. یکی از ویژگیهای آثار ادبی، به دلیل اینکه از درون و ذهن خالق آن نشأت میگیرد، ایجاد تأثیرات عاطفی در مخاطب است. شاعر و نویسنده از یک منظر و روانشناس از منظری دیگر به زندگی انسانی مینگرند، اما هر دو به حیات انسانی و جلوههای آن توجه دارند و هر یک به نوعی کنجکاوی خود را معطوف به خیال، احساسات و مسائل روحی و روانی انسان میکنند. تأثیر روانی آثار ادبی بر مخاطبان، ارتباط بین روانشناسی و ادبیات را نمایان میسازد.
با توجه به این توضیحات در این پژوهش مؤلفههای اندیشههای مثبت سلیگمن در گلستان سعدی بررسی و تحلیل میشود.
2- پیشینه تحقیق
آصفنیا، حسینی و زروانی (1395) در مقالهای به تحلیل مؤلفههای روانشناسی مثبت در داستانهای مثنوی پرداختهاند، اما این مؤلفهها را به صورت تطبیقی بررسی نکردهاند. عینی (1395) با استفاده از روش پژوهش کیفی کتابخانهای و تحلیل محتوا، عناصر نشانهشناختی امیدواری در غزلیات حافظ را با تأکید بر روانشناسی مثبتگرا مورد بررسی قرار داد و امیدواری را در سه دسته امید به خدا، امید به زندگی و امید به آینده تقسیمبندی کرد. تعداد بالای ابیات مرتبط با امیدواری، زمینهساز بررسی مؤلفههای روانشناسی مثبتگرا در آثار ادبی بود. همچنین، اسماعیلی و یزدانی (1396) در بررسی فضایل اخلاقی روانشناسی مثبت در نهج البلاغه به این نتیجه رسیدند که جامعنگری یکی از فضایل اخلاقی مشترک بین نظرات امام علی (ع) در نهج البلاغه و دیدگاه روانشناسی مثبت است، اما روانشناسی مثبت بر انسان متمرکز است در حالی که نگرش نهج البلاغه بر خداوند و تعالی تأکید دارد. خراسانی و عربها (1397) با استفاده از روانشناسی مثبتگرا به تحلیل اشعار و حکایتهای الهینامه عطار نیشابوری پرداخته و هدفشان شناسایی مؤلفههای روانشناسی مثبت بوده است. آنها تلاش کردند تا این تصور را از ذهن علاقهمندان به تحلیلهای روانشناسی زدوده و نشان دهند که بسیاری از مفاهیم نوین که امروزه در غرب مطرح میشود، در واقع یافتههای جدیدی نیستند و قرنها پیش با شواهدی جذابتر در آثار شاعران ایرانی بیان شدهاند. همچنین، پیرانی (1399) به بازخوانی حکایتهای اسرارالتوحید بر اساس مفاهیم روانشناسی مثبتگرا میپردازد. او بر این باور است که بینش ناشی از معرفت کمالجویانه میتواند با ایجاد گرایش مثبت، تجربیات زیسته مردم ایران را به اشتراک بگذارد و به تقویت پایههای ساختار اجتماعی کمک کند.
3- روش تحقیق
پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی، به تحلیل اندیشههای مثبت در آثار سعدی با تمرکز بر مؤلفههای مثبتگرایی مارتین سلیگمن میپردازد. این تحقیق بر اساس مطالعات کتابخانهای و با استفاده از منابع کتابی و بررسی دیدگاههای روانشناسی سلیگمن، انجام شده است.
4-بحث
فضیلت خرد و دانایی، نخستین فضیلت در طبقهبندی تواناییهای انسانی است که مارتین سلیگمن این مفهوم را معرفی کرده است و شامل پنج ویژگی است: خلاقیت، کنجکاوی، آمادگی برای تجربههای جدید، عشق به یادگیری و گسترش افق دید.
در زبان و ادبیات فارسی، به خرد و دانایی توجه ویژهای شده و این دو به عنوان یک ارزش و امتیاز شناخته میشوند. سعدی در گلستان به اهمیت خرد اشاره کرده و میگوید که عقل و خرد از زیبایی و جمال جسمانی برتر هستند. او این نظر را به این صورت بیان میکند: «کوتاه خردمند به از نادان بلند؛ نه هر چه به قامت مهمتر، به قیمت بهتر.» (سعدی، 1385: 20). همچنین، او اندیشیدن را به عنوان پایه و اساس سخن گفتن معرفی میکند:
«اول اندیشه وانگهی گفتار |
| پای بست آمده است و پس دیوار» |
به گفته سلیگمن، افراد به خردمندان مراجعه میکنند تا از تجربیات آنها بهرهمند شوند و به حل مشکلات خود بپردازند و دیدگاه و دانش لازم را به دست آورند. خردمندان در زمینههای مهم و چالشبرانگیز زندگی تخصص دارند (ر.ک: سلیگمن،1400 :297).
6-1-1-1-قابلیت کنجکاوی
کنجکاوی ناشی از شور و شوق درونی انسان است. به گفته سلیگمن، «کنجکاوی درباره جهان اطراف به معنای پذیرش تجربیات و آمادگی برای بهبود در مواجهه با مسائلی است که به درک گذشته و پیشینه فرد مربوط نمیشود» (سلیگمن، 1400: 292). این احساس در واقع نمایانگر اشتیاق درونی فرد نسبت به چیزی یا کسی است که از آن فاصله گرفته است. کنجکاوی و زیرکی به عنوان دروازهای به سوی دانایی و قدرت شناخته میشوند و یکی از ویژگیهای فضیلت خرد و دانش در نظر سلیگمن به شمار میآیند.
سعدی به دلیل کنجکاوی و همچنین برای فرار از مشکلات، سفر را انتخاب میکند. هانری ماسه در این زمینه مینویسد: «بدون شک سعدی به خاطر کنجکاوی و برای فرار از بلا، تصمیم به سفر به کشورهای آسیایی گرفته و البته عشق به سفر نیز در دلش ریشه دوانده بود؛ زیرا در آثارش به طور کلی به مزایا و فواید سفر اشارههای متعددی دارد. بنابراین، سعدی در دوران پیری هیچ تأسفی ندارد که مدت طولانی زندگی پرحادثه و پرخطر سفر را انتخاب کرده است» (ماسه، 1364: 57). سفرهای سعدی از بغداد در حدود سالهای 620 تا 621 آغاز شد و پس از آن، سفرهای طولانی او به حجاز، شام، لبنان و روم، در سال 655 با بازگشت به شیراز به پایان رسید. بازگشت او از این سفرهای طولانی به سال 654 نسبت داده میشود و فعالیتهای ادبی او به این دوره از زندگیاش مربوط است (ر.ک: براون، 1358: ج2/889). سعدی در «حکایت بیست و هشتم» از باب سوم گلستان، داستان جوانی مشتزن را روایت میکند که تصمیم به سفر میگیرد (ر.ک: سعدی، 1385: 163).
6-1-1-3-قابلیت باز و پذیرا بودن در برابر تجارب جدید
به گفته سلیگمن، یکی از ویژگیهای فضیلت خرد و دانایی، باز بودن و پذیرش تجربیات جدید است. تجربه به معنای کلی به مهارتهایی اشاره دارد که از مواجهه با پدیدهها و موضوعات مختلف به دست میآید. در علم روانشناسی، تجربه شامل مجموعهای از عوامل احساسی است که در طول یا پس از یک رویداد در ذهن انسان نقش میبندد. تجربه دارای شواهد و مصادیق متعددی است. سلیگمن همچنین بر این باور است که شادی لحظهای و شادی پایدار تفاوتهایی با یکدیگر دارند. به اعتقاد او، شادی لحظهای به راحتی میتواند از طریق عواملی که روحیه را تقویت میکنند، مانند تماشای یک فیلم کمدی، دریافت تحسین و تمجید، دریافت گل یا پوشیدن لباس جدید، افزایش یابد (ر.ک: سلیگمن، 1398: 65).
سعدی به اهمیت سفر تأکید میکند و بر این باور است که «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی». او در بخشی از گلستان، با نقل حکایتی، به فواید سفر در کسب تجربیات اشاره میکند و میگوید: «فواید سفر بسیار است؛ از شادابی خاطر و بهرهمندی از منافع، دیدن شگفتیها و شنیدن عجایب، گشت و گذار در سرزمینها، همنشینی با دوستان، کسب مقام و ادب، افزایش ثروت و دانش، و آشنایی با یاران و تجربیات زندگی. چنانکه سالکان طریقت گفتهاند:
تا به دّكان و خانه در گروي |
| هرگز اي خام آدمي نشوي |
به نقل از سلیگمن، انسانها چه در محیط کلاس و چه به صورت فردی، به یادگیری چیزهای جدید علاقهمند هستند و در هر مکانی فرصتی برای یادگیری وجود دارد. آیا در زمینهای از دانش تخصص دارید؟ آیا این تخصص برای دنیای کنونی شما ارزشمند است؟ سلیگمن میگوید: «آیا تمایل دارید حتی بدون وجود هیچ گونه انگیزه خارجی، به یادگیری در این حوزه ادامه دهید؟ به عنوان مثال، کارمندان پست در شناخت کدهای پستی تخصص دارند، اما این تخصص تنها در صورتی که به طور خودجوش به دست آمده باشد، میتواند یک نقطه قوت محسوب شود» (سلیگمن: 1400: 293).
قابلیت عشق به یادگیری در ادبیات فارسی از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است. این ویژگی نتیجه انگیزه برای کسب دانش، بینش و یادگیری است. سعدی به خوبی به ارزش عقل، خرد و دانش آگاه است و خردمندان را مورد احترام قرار میدهد. او در کتاب گلستان میفرماید: «ملک از خردمندان جمال میگیرد و دین از پرهیزگاران کمال مییابد. پادشاهان بیشتر از آنکه به قربت خود نیاز داشته باشند، به صحبت خردمندان محتاجاند» (سعدی، 1385: 272-273). او در توصیف خردمندان میگوید:
«درشتی و نرمی بهم در، بهست |
| چو فاصد که جرّاح و مرهم نهست |
شجاعت، دومین فضیلت در دستهبندی تواناییهای انسانی به شمار میآید. مارتین سلیگمن چهار قابلیت شامل خودباوری، پایداری، کمال و سرزندگی را در این زمینه معرفی کرده است. شجاعت، که به معنای دلیری و دلاوری است، زمانی به وقوع میپیوندد که فرد در مواجهه با چالشهای سخت (مانند مبارزه با نفس، دفاع از حقوق انسانی یا مقابله با طبیعت) با آگاهی کامل و بدون هیچ گونه ترسی قدم بردارد؛ و به این ویژگی متصف میشود.
6-1-2-1-قابلیت خودباوری و خویشتنپذیری
روانشناسان بر این باورند که خودباوری یک نیاز اساسی برای همه افراد است. زمانی که فرد به خود اعتماد نداشته باشد، مهمترین فرصتهای شغلی، علمی و اجتماعی خود را از دست میدهد. این عدم اعتماد به نفس باعث میشود که افکار منفی به سراغ او بیایند و او را از دستیابی به موفقیت و اهدافش دور کنند. در واقع، فردی که خودباوری دارد، به نقاط ضعف خود آگاه است و تلاش میکند تا آنها را برطرف کند. نمونهای از این موضوع را میتوان در حکایت سوم از باب اول گلستان سعدی مشاهده کرد، جایی که خودباوری و اعتماد به نفس به زیبایی به تصویر کشیده شده است. «ملكزادهاي را شنيدم كه كوتاه بود و حقير و ديگر برادران بلند و خوبروي. باري پدر به كراهت و استحقار درو نظر ميكرد. پسر به فراست و استبصار بهجاي آورد و گفت: اي پدر، كوتاه خردمند به كه نادان بلند. نه هر چه به قامت مهتر به قيمت بهتر الشاةُ نظیفةٌ و الفیلُ جیفةٌ» (سعدی، 1385: 20).
خودباوری، نعمتی است که خداوند به انسان عطا کرده و سعدی در گلستان به جنبههای مختلف آن، از جمله خودشناسی و خودسازی، اشاره میکند. او همچنین به اهمیت خودباوری و پذیرش خویشتن تأکید میکند.
یکی از انواع شناختهشده و رایج عدم پذیرش خود، نپذیرفتن پیری و فرسودگی است. برخی افراد تمایلی به پذیرش پیری ندارند و به طور غیرطبیعی و تصنعی سعی میکنند رفتارهای جوانان و کودکان را تقلید کنند. این رفتارها نه تنها برای خودشان بلکه برای دیگران نیز موجب رنجش روانی میشود. به عنوان مثال، انتخاب همسری که با آنها تناسب سنی ندارد، یا پوشیدن لباسهای نامتعارف و شرکت در مجالس و فعالیتهایی که با سن و سالشان سازگار نیست، از جمله این رفتارهاست. سعدی در یکی از حکایاتش به جوانی اشاره میکند که بسیار شاداب و سرزنده بود، اما پس از مدتی او را میبیند که پژمرده و بینشاط شده است. وقتی علت را جویا میشود، او میگوید که از زمانی که ازدواج کردم و پدر شدم، دیگر نتوانستم کودکانه زندگی کنم. «جوانی چست، لطیف، خندان شیرین زبان در حلقه عشرت ما بود که در دلش از هیچ نوع غم نیامدی و لب از خنده فراهم. روزگاری بر آمد که اتفاق ملاقات نیفتاد بعد از آن دیدمش زن خواسته و فرزندان خاسته و بیخ نشاطش بریده و گل هوش پژمرده پرسیدمش این چگونه و چه حالت است ؟ گفت تا کودکان بیاوردم دگر کودکی نکردم» (سعدی، 1385: 233).
6-1-2-2-قابلیت پایداری و پشتکار
پایداری یکی از ویژگیهای شجاعت است که در طبقهبندی روانشناسان مثبتگرا به عنوان دومین قابلیت از فضیلت شجاعت شناخته میشود. این ویژگی نیکو به برخی افراد اختصاص دارد که در شرایط دشوار زندگی میتوانند با تکیه بر آن به مقابله با چالشها بپردازند و به شیوهای صحیح زندگی خود را مدیریت کنند. در روانشناسی، پایداری همچنین به عنوان تابآوری و تحمل شناخته میشود. سعدی این مفهوم را در قالب یک حکایت آموزنده و از زبان پیر طریقت بیان میکند که: «ای فرزند! خرقه درویشان جامه رضاست، هر که در این کسوت تحمّلِ بیمرادی نکند، مدّعی است و خرقه بر او حرام.
دریایِ فراوان نشود تیره به سنگ |
| عارف که برنجد تُنُک آب است هنوز |
در حکایت روباه بیدست و پا در بوستان، سعدی بیان میکند که انسان باید در تلاش برای کسب و کار باشد و آنچه به دست میآورد را با دیگران تقسیم کند. به این ترتیب، او علاوه بر تأکید بر پشتکار و استقامت، انسانها را به احسان و سخاوت نیز دعوت میکند. سلیگمن برای رسیدن انسان به اهدافش، با اشاره به فضایل و قابلیتهای انسانی، او را به استفاده از عنصر مثبتگرایی ترغیب میکند.
6-1-2-3-قابلیت کمال
به نظر سلیگمن، کمال به عنوان یکی از ویژگیهای فضیلت شجاعت شناخته میشود. کمال به معنای تمامیت، تحقق، اتمام و رسیدن به بالاترین درجه است. سعدی در هیچ یک از آثارش به طور مستقیم به مفهوم کمال انسانی و انسان کامل اشاره نکرده است؛ اما از محتوای گلستان میتوان استنباط کرد که وی رسیدن انسان به کمال را از سه زاویه میداند:
الف) در ارتباط با خدا که تأیید و عنایت الهی و خدمت به خلق را در بر میگیرد.
قدرت شاه و کارکرد آن در جامعه ایرانی آن دوران، باعث شده که ادبیات عرفانی و تعلیمی، از آن به عنوان تحلیل قدرت خداوند بسیار به کار میرود:
هر که سلطان مریدِ او باشد |
| کسش از خیل خانه ننوازد |
اهمیت خدمت به خلق و تعیین و تنظیم رابطه با حق از این طریق، در این جمله به زیبایی آمده است: «ندا آمد که این پادشاه به ارادت درویشان به بهشت اندرست و این پارسا به تقرب پادشاهان در دوزخ» (همان: 93).
ب) در ارتباط با خود که 1) فضیلت؛ یعنی اهمیت خردمندی و هنر؛ 2) پرهیز از دنیادوستی را دربرمیگیرد.
سعدی در یکی از حکایات خود به بیتوجهی به دنیا اشاره میکند و میگوید: «یکی از ملوکِ خراسان محمودِ سبکتگین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همیگردید و نظر میکرد. سایر حکما از تأویل این فروماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت: هنوز نگران است که مُلکش با دگران است» (همان: 19).
ج) در ارتباط با دیگران کو در آن بیشتر به نحوۀ درست برخورد با رعیت تأکید میکند.
سعدی تأکید میکند که یکی از ویژگیهای اساسی برای رسیدن به کمال، عدم آزار به رعیت است. او در این زمینه میگوید: «یکی از مُلوک بی انصاف پارسایی را پرسید: از عبادتها کدام فاضلتر است؟ گفت: خواب نیمروز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.» (همان: 33).
بر اساس نظرات سلیگمن، آخرین ویژگی در فضیلت شجاعت به سرزندگی مربوط میشود. سرزندگی و شادمانی به عنوان یک حالت روانی مثبت شناخته میشوند که با رضایت بالا از زندگی و احساسات مثبت همراه است و در عوض، عواطف منفی در سطح پایینی قرار دارند. نتیجه این سرزندگی و شادمانی، شادکامی است.
سعدی انسانها را به زندگی شاد توصیه میکند و شادی را به معنای رهایی از نگرانیهای آینده و درک ارزش زمان حال میداند و میگوید:
«خداوندان کام و نیک بختی |
| چرا سختی خورند از بیم سختی |
او بر این باور است که با استفاده از شیرینزبانی و نرمی در گفتار، میتوان کارهای دشوار را به سادگی انجام داد.
«به شیرین زبانی و لطف و خوشی |
| توانی که پیلی به موئی کشی» |
نظریهپردازان شادکامی را در سه سطح مورد بررسی قرار دادهاند: اندازهگیری میزان شادکامی، تحلیل عوامل مؤثر بر شادکامی و روشهای افزایش آن (ر.ک: خوشکنش و کشاورز افشار، 1387: 33). «تحقیقات در زمینه شخصیت شادمانی نشان میدهد که افراد شاد معمولاً برونگرا و خوشبین هستند و دارای عزت نفس بالا و کنترل درونی قابل توجهی میباشند» (کار، ۱۳۸۵: ۹۶).
6-1-3-فضیلت نوعدوستی
فضیلت سوم در روانشناسی مثبتگرا به نوعدوستی مربوط میشود که شامل ویژگیهایی چون عشق، مهربانی و هوش اجتماعی است.
یکی از مباحث کلیدی در روانشناسی، شناسایی خصوصیات شخصیتی افرادی است که رفتارهای حمایتی و نوعدوستانه از خود بروز میدهند. این شناخت به روانشناسان کمک میکند تا بر این ویژگیها تمرکز کرده و رفتارهای نوعدوستانه را در جامعه گسترش دهند (ر.ک: کاویانی و موسوی، 1389: 97).
سعدی در آثار خود «نوع انسانی» را به نیکی توصیف کرده و با بینش عمیق خود به انگیزههای اعمال و رفتارهای انسانها پی برده است. او در توصیف اخلاقیات انسانها به موضوعاتی چون کمک به نیازمندان و هدایت افراد توانمند میپردازد. به همین دلیل، ترویج فرهنگ مهر و نوعدوستی در جامعه، هر فرد را در برابر خود و دیگران مسئول میسازد.
نوعدوستی ویژگیای است که انسان را از تنگنظری و خودمحوری خارج میکند. با داشتن این فضیلت مثبت، فرد به صفاتی چون فداکاری، جوانمردی، ایثار و رأفت دست مییابد. در اندیشه سعدی، نوعدوستی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
6-1-3-1-قابلیت عشق
عشق، که شامل محبت و محبت دیدن است، یکی از ویژگیهای مثبت انسان به حساب میآید. بر اساس گفتههای سلیگمن، انسانها برای برقراری روابط نزدیک و صمیمی با دیگران اهمیت زیادی قائل هستند. او سوالاتی از این قبیل مطرح میکند که آیا افرادی که نسبت به آنها احساسات عمیق و پایداری دارید، همین احساس را نسبت به شما دارند؟ و در نهایت به این نتیجه میرسد که اگر چنین است، این موضوع به عنوان یک نقطه قوت برای شما محسوب میشود. این نقطه قوت فراتر از مفهوم رایج غربی عشق و عاشقی است (ر.ک: سلیگمن، 1400: 303). از دیدگاه سلیگمن، ازدواج یک پیوند زناشویی پایدار است و روانشناسی مثبتگرا آن را بسیار تأثیرگذار میداند. به گفته سلیگمن، ازدواج همراه با عشق، در مقایسه با رضایت شغلی، وضعیت مالی و اجتماعی، عاملی قویتر برای ایجاد شادی است (ر.ک: سلیگمن، 1398: 241).
در اشعار سعدی، عشق و محبت نماد ظرافت روح انسان و حساسیت او نسبت به زیباییهای طبیعت و زندگی است. اندیشههای سعدی در زمینه عشق بسیار غنی و گسترده است که به ذکر چند نمونه بسنده میشود:
«ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز «عشق آدمیت است گر این ذوق در تو نیست
«دریای عشق را به حقیقت کنار نیست |
| کان سوخته را جان شد و آواز نیامد» همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را» ور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست» |
مارتین سلیگمن در حوزه روانشناسی مثبتگرا، بر این باور است که: «نظریهای که مطرح شده، این است که شادکامی میتواند به سه عنصر متفاوت تقسیم شود که ما آنها را به خاطر خودشان انتخاب میکنیم: هیجان مثبت، مجذوبیت و معنا. هر یک از این عناصر و اجزا بهطور دقیقتر از شادکامی قابل تعریف و اندازهگیری هستند. اولین عنصر هیجان مثبت است؛ یعنی آنچه که احساس میکنیم: لذت، شادی، سرمستی، گرما، راحتی و موارد مشابه. کل زندگی میتواند با موفقیت حول این محور بچرخد که میتوان آن را زندگی لذتبخش نامید» (سلیگمن، 1400: 11).
6-1-3-2-قابلیت مهربانی
در تقسیمبندیهای سلیگمن، مهربانی به عنوان دومین ویژگی از فضیلت نوعدوستی شناخته میشود. سلیگمن به این نکته اشاره میکند که انسانها به طور طبیعی با یکدیگر مهربان و سخاوتمند هستند و هیچگاه مشغلههای روزمره آنها به حدی نیست که نتوانند لطفی به اطرافیان خود کنند. افراد از انجام کارهای نیک برای دیگران لذت میبرند، حتی اگر آنها را به خوبی نشناسند. مفهوم مهربانی شامل روشهای مختلفی برای برقراری ارتباط با دیگران است که در آن علایق و منافع فرد به طور قابل توجهی مد نظر قرار میگیرد. سعدی نیز در تعریف مهربانی و محبت، به لطف و کرم پروردگار اشاره کرده و علاوه بر آن، به مهربانی میان انسانها پرداخته است. او حتی به فراتر از این موضوع رفته و به مهربانی نسبت به حیوانات نیز اشاره کرده است.
«مهربانی ز من آموز و گَرَم عمر نمانَد «آن شرط مهربانی و تحقیق دوستیست |
| به سرِ تربت سعدی بطلب مِهرگیا را» کز بهر دوستان بری از دشمنان جفا» |
سلیگمن نگاهی ویژهای به مهربانی کردن به دیگران دارد.
چهارمین فضیلت، عدالتجویی نامیده میشود و شامل تواناییهایی مانند رعایت حقوق شهروندی، بیطرفی و رهبری است. این فضیلت در فعالیتهای مدنی خود را نمایان میسازد. دامنه این نقاط قوت شامل روابط فرد با هر یک از افراد است و سپس به روابط او با گروههای بزرگتر مانند خانواده، جامعه، ملت و جهانی که در آن زندگی میکند، گسترش مییابد (ر.ک: سلیگمن، 13400: 304).
6-1-4-1-رعایت حقوق شهروندی
از آنجا که این اصطلاح به دنیای مدرن تعلق دارد، به همین دلیل تنها به رعایت کلی حقوق بسنده شده است. سعدی در این زمینه به اهمیت کارگروهی و اتحاد اشاره میکند که منجر به پیروزی و موفقیت میشود. در غیر این صورت، احتمال شکست بسیار زیاد است و او میگوید: «وقتی در سپاه دشمن پراکندگی و جدایی دیدی آسوده خاطر باش و اگر گرد آیند و متحد شوند از پریشانی خویش نگران و بیمناک باش، چو بینی که در سپاه دشمن تفرقه افتاد تو جمع باش و اگر جمع شوند از پریشانی اندیشه کن.
برو با دوستان آسوده بنشین |
| چو بینی در میان دشمن جنگ |
افراد در فعالیتهای مدنی خود، مجموعهای از نقاط قوت را به نمایش میگذارند. این نقاط قوت ابتدا شامل روابط فرد با دیگران است و سپس به ارتباطات او با گروههای بزرگتر مانند خانواده، جامعه، ملت و جهان گسترش مییابد (ر.ک: سلیگمن، 1400: 304). سعدی در این زمینه نکات و توصیههای زیادی درباره نحوه ارتباط با دیگران به عنوان یک شهروند ارائه میدهد و بایدها و نبایدهای متعددی را مطرح میکند.
6-1-4-2-قابلیت انصاف و بیطرفی
بر اساس آموزههای سلیگمن، بیطرفی به عنوان دومین ویژگی از فضیلت عدالتجویی شناخته میشود. در ادبیات فارسی، بیطرفی یا انصاف به معنای عدم تعصب و جانبداری است. بیطرفی یا انصاف به تصمیماتی اشاره دارد که باید بر اساس معیارهای عینی اتخاذ شوند و نباید تحت تأثیر پیشداوری، نفعطلبی یا تمایلات خاص قرار گیرند. سلیگمن این نوع نگاه را به عنوان یک نگاه اخلاقی میداند. سعدی نیز در آثارش به این موضوع اشاره کرده و بر اهمیت رعایت انصاف تأکید میکند.
«از آن بهرهورتر در آفاق نیست |
| که در ملکرانی به انصاف زیست» |
او به یار بیانصاف میگوید: ای کسی که دل سوخته جانان را نمیدانی، شایسته نیست که چهره زیبای خود را به مردم نشان دهی تا آنها شیفته جمال تو شوند.
«ای که انصاف دل سوختگان میندهی |
| خود چنین روی نبایست نمودن به کسی» |
سلیگمن در بررسی توانمندیهای انسانی، رهبری را به عنوان سومین ویژگی از فضیلت عدالتجویی معرفی میکند. او ویژگیهای یک رهبر خوب را بررسی کرده و تأکید میکند که یک رهبر انسانی باید در ابتدا مؤثر باشد و در عین حال روابط مثبت میان اعضای گروه را حفظ کرده و به پیشرفت کارهای آنان توجه کند. همچنین، یک رهبر مؤثر با در نظر گرفتن بدخواهی برای هیچکس، خیرخواهی برای همگان و قاطعیت بهجا، نشانهای از رفتار انسانی است. یک رهبر کشور که رویکردی انسانی دارد، دشمنان را میبخشد و آنها را در دایره اخلاقی وسیع پیروان خود جای میدهد. رهبری به معنای هدایت یک گروه، مدیریت امور و تقویت روابط بین اعضای گروه و سازماندهی فعالیتها تا زمان انجام آنهاست (پترسون، ۲۰۰۶). یک رهبر خوب باید مهارتهای بین فردی لازم برای برقراری ارتباط با اعضای گروه را داشته باشد و سعی کند نقش هر یک از افراد را در گروه ارزیابی کند. او تلاش میکند تا اهداف گروه بدون تهدید و اجبار به دست آید (ر.ک: بارنارد، ۲۰۰۸: ۳۴).
سعدی در دو حکایت زیر به اهمیت رهبری اشاره میکند:
انسان برای دستیابی به هر جایگاهی به یک راهنما نیاز دارد و بر عهده اوست که راهنمایی مناسب را برای خود برگزیده و هر آنچه را که نمیداند از او بپرسد. «خلاف راه صواب است و عکس رای اولو الالباب دار به گمان خوردن و راه نادیده بی کاروان رفتن. امام مرشد محمد غزالی را، رَحْمَهُ الله [عليه] پرسیدند که چگونه رسیدی بدین منزلت در علوم؟ گفت بد آن که هر چه ندانستم از پرسیدن آن ننگ نداشتم.
امید عافیت آنگه بود موافق عقل |
| که نبض را به طبیعت شناس بنمایی |
سعدی یادآوری میکند که در دوران کودکیاش در یک مکان شلوغ پدرش را گم کرده و زمانی که دوباره یکدیگر را پیدا میکنند، پدرش به او توصیه میکند که همواره برای خود یک رهبر و راهنما انتخاب کند که دانا باشد؛ زیرا بدون این راهنما نمیتواند به مسیر درست دست یابد. رهبران مانند دیواری محکم هستند که باید از آنها پیروی کرد و تنها به این طریق میتوان به جمع پاکدامنان پیوست و از نشستن و برخاستن با افراد پست و فرومایه پرهیز کرد، چرا که این کار موجب از بین رفتن شکوه و عظمت انسان میشود.
سلیگمن در مورد ویژگیهای یک رهبر خوب میگوید که یک رهبر انسانی باید در ابتدا مؤثر باشد و در عین حال روابط خوبی میان اعضای گروه برقرار کند و به پیشرفت کارهای گروه توجه نماید. علاوه بر این، یک رهبر مؤثر با در نظر گرفتن بدخواهی برای هیچکس، خیرخواهی برای همه و قاطعیت مناسب، رفتار انسانی از خود نشان میدهد. یک رهبر کشور که رویکردی انسانی دارد، دشمنان را میبخشد و آنها را در دایره اخلاقی وسیع پیروان خود جای میدهد.
6-1-5-فضیلت اعتدال
پنجمین فضیلت، اعتدال است که شامل ویژگیهایی مانند بخشش و دلسوزی، فروتنی و شرم، احتیاط و نظم در رفتار فرد میباشد. اعتدال یا میانهروی به عنوان یک فضیلت اساسی، به ابزار مناسب و متوازن برای کنترل امیال و خواستههای انسان اشاره میکند. فردی که میانهرو است، انگیزههای خود را سرکوب نمیکند، بلکه به دنبال فرصتهای مناسب برای ارضای آنها میگردد، به گونهای که آسیبی به خود یا دیگران نرساند (ر.ک: سلیگمن، 1398: 197). سلیگمن اعتدال را به عنوان یک فضیلت اساسی و ابزاری قابل اعتماد برای مدیریت امیال و خواستهها میداند و بر این باور است که فرد میانهرو به جای سرکوب انگیزهها، منتظر فرصتهای مناسب برای ارضای آنها میماند، بدون اینکه به خود یا دیگران آسیب برساند.
6-1-5-1-قابلیت بخشش و دلسوزی
اولین ویژگی فضیلت اعتدال، بخشش و دلسوزی است. بخشش به دو معنا تعبیر میشود: 1- احسان و عطا 2- عفو و گذشت. سلیگمن در مورد افرادی که مورد ظلم قرار گرفتهاند، اصل هدایتگر را گذشت میداند، نه انتقام. به نظر او، بخشش نمایانگر تغییرات مثبت اجتماعی است. زمانی که افراد میبخشند، انگیزهها نسبت به فردی که به آنها آسیب رسانده، مثبتتر میشود. فردی که بخشش میکند، خیرخواهتر، مهربانتر و سخاوتمندتر میگردد. لازم است که بین بخشندگی، که تمایل به بخشش را نشان میدهد، و بخشش، که میتواند صرفاً به عنوان یک واکنش به فرد خاطی باشد، تمایز قائل شویم (ر.ک: سلیگمن، 1400: 315). سلیگمن بیشتر به معنای گذشت از قابلیت بخشش استفاده میکند. همانطور که اشاره شد، این قابلیت شامل هر دو جنبه بخشندگی و بخشودگی است و سعدی به هر دو مورد اشاره میکند. او بخشندگی را توصیه میکند و از انسانها میخواهد که به پاس بخشش الهی، نسبت به همنوعان خود نیز بخشش داشته باشند. او در گلستان میگوید:
«بزرگی بایدت بخشندگی کن «هر دولت و مکنت که قضا میبخشد |
| که دانه تا نیفشانی نروید» در وهم نیاید که چرا میبخشد |
همچنین، با بیانی شاعرانه به ناتوانی انسان در برابر خداوند و امیدواری او به عفو و رحمت الهی اشاره میکند و از خدا میخواهد که او را از بخشایش خود ناامید نکند:
«گناه آید از بنده خاکسار |
| به امید عفو خداوندگار» |
وی در گلستان، حکایتی از هارون الرشید نقل میکند که یکی از پسرانش با خشم به پدر شکایت میکند که فلان سرهنگ به او توهین کرده است. هارون در پاسخ میگوید: «ای پسرم کرم آن است که عفو کنی» (همان: 65).
سلیگمن در مورد افراد متواضع میگوید: «افراد متواضع به خواستهها و موفقیتهای شخصی و پیروزیهای خود اهمیت چندانی نمیدهند. به طور کلی، آنچه به دست آوردهاید، تلاشهایی که انجام دادهاید و رنجهایی که متحمل شدهاید، برای شما چندان مهم نیست. تواضعی که ناشی از این نوع نگرش است، تنها یک نمایش نیست، بلکه نمایانگر دیدگاه کلی شما نسبت به خودتان است» (سلیگمن، 1400: 310). همچنین، سعدی نیز به تواضع و فروتنی ارج مینهد و باب چهارم بوستان خود را به این ویژگی اختصاص داده است:
«بلندیت باید تواضع گزین فروتن بوَد هوشمندِ گُزین |
| که آن بام را نیست سُلَّم جز این» نهد شاخِ پُرمیوه سَر بر زمین |
سلیگمن ویژگی دیگری از فضیلت اعتدال را احتیاط میداند. او بر این باور است که «مراقبت و احتیاط از جمله نقاط قوتی هستند که والدین تمایل دارند در فرزندان خود پرورش دهند» (سلیگمن، 1400: 309). فرد محتاط از گفتن یا انجام کارهایی که ممکن است بعداً باعث پشیمانیاش شود، خودداری میکند. این افراد قادرند در برابر تحریکات و فشارهایی که آنها را به سمت اهداف کوتاهمدت سوق میدهند، مقاومت کنند و به موفقیتهای بلندمدت دست یابند.
احتیاط و دوراندیشی به معنای توجه به جوانب مختلف یک موضوع به منظور اجتناب از خطرات است. این شامل در نظر گرفتن نتایج و پیامدهای اقدامات، آمادگی برای رویدادهای آینده و مقابله با خطرات و زیانهای احتمالی است (ر.ک: انوری، 1381: ذیل واژه).
روانشناسان بر این باورند که آیندهنگری به معنای اتخاذ یک رویکرد عملی نسبت به اهداف آینده است و شامل دقت و تیزبینی در انتخابها و تصمیمگیریها میباشد. این رویکرد به خطرات توجه دارد و در تصمیمگیریهای کوتاهمدت بیملاحظه نیست. در عین حال، تمرکز بر تصمیمهای بلندمدت و متعالیتر نیز وجود دارد. با این حال، به نظر میرسد که در فرهنگ غربی، این توانایی به دلیل اینکه به عنوان ترس تلقی میشود، وجهه و اعتبار خوبی ندارد.
سعدی دوراندیشی را به عنوان نمادی از حکمت و خرد معرفی کرده و توصیه میکند که پیش از هر اقدام، آن را به دقت پیشبینی کنیم. «لقمان را گفتند: حکمت از که آموختی؟ گفت از نابینایان که تا جای نبینند پای ننهند. قَدِّمِ الْخروجَ قبلَ الْوُلوج» (سعدی، 1385: 13).
او بیان میکند که اگر در انجام کاری دچار تردید هستی، بهتر است گزینهای را انتخاب کنی که کمدردسرتر باشد. «چون در امضای کاری متردد، باشی آن طرف اختیار کن که بی آزارتر برآید» (همان: 275).
سعدی بارها بر اهمیت تفکر و دوراندیشی پیش از اقدام تأکید کرده و میگوید: اگر از رفتار ناپسند کسی خشمگین شدی، در مجازات او با دقت و تأمل عمل کن تا از روی خشم و بدون توجه به عواقب، او را تنبیه نکنی؛ زیرا شکستن یک گوهر گرانبها آسان است، اما ترمیم آن پس از شکستن ممکن نیست.
«چو خشم آیدت بر گناه کسی |
| که سهل است لعل بدخشان شکست» |
سعدی نداشتن دوراندیشی را از نشانههای افراد نادان میداند.
«حریف سفله در پایان مستی |
| نیندیشد ز زور تنگدستی |
2-1-6-فضیلت تعالی
سلیگمن در توضیح قابلیتهای انسانی، آخرین فضیلت را به مفهوم تعالی مرتبط میسازد. تعالی به معنای توانایی در درک ارزش زیباییها و شگفتیها، قدردانی، امید، شوخطبعی و معنویت است.
2-1-6-1-قابلیت دانستن ارزش زیباییها و شگفتیها
وقتی به پارک یا چمنزاری میرویم و گلهای زیبا را مشاهده میکنیم، لحظهای توقف کرده و عطر گلها را استشمام میکنیم. زیبایی، برتری و مهارتهای برجسته در تمامی زمینهها موجب برانگیختن تحسین در انسان میشود و برای هر یک ارزش خاصی قائل میشود: از طبیعت و هنر گرفته تا ریاضیات و علم، و حتی در پدیدههای روزمرهای که با آنها روبرو میشویم، درک و قدردانی از زیبایی در هنر، طبیعت یا زندگی، جزء لاینفک یک زندگی خوب محسوب میشود. زمانی که این احساس تقویت میشود، با دو حس کمتر رایج «حیرت و شگفتی» همراه میگردد. مشاهده عملکرد برجسته در ورزش یا دیدن رفتار انسانی و اخلاقی و نیکوکاری، حس تعالی را در وجود شما بیدار میکند و شما را به هیجان میآورد (ر.ک: سلیگمن، 1398: 311).
روانشناسان مثبتگرا بر این باورند که ارتباط با طبیعت تأثیر زیادی بر شادابی و خوشحالی افراد دارد. سعدی به طور گستردهای به توصیف نعمتهای الهی پرداخته و زیباییهای آنها را ستایش کرده است؛ نعمتهایی که بسیاری از انسانها بدون توجه از کنارشان میگذرند. در ابیات زیر، سعدی به زیباییهای طبیعت و وجود انسان اشاره کرده و آنها را با زبانی شاعرانه توصیف میکند:
«ز مشرق به مغرب مه و آفتاب |
| روان کرد و گسترد گیتی بر آب |
اهمیت ستایش زیبایی به حدی است که سعدی بر این باور است که فردی که ذوق و عشق ندارد و از زیباییها لذت نمیبرد، در واقع انسان نیست.
«دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری
|
| تو خود چه آدمیی کز عشق بی خبری؟ |
2-1-6-2-قابلیت قدرشناسی
قدردانی مفهومی است که میتواند شامل منافع غیرشخصی و غیربشری نیز باشد، مانند خداوند، طبیعت و حیوانات. این احساس میتواند به شادتر و رضایتبخشتر شدن زندگی انسان کمک کند. هنگامی که فردی قدردانی میکند، از یادآوری یک تجربه مثبت و خوشایند در زندگیاش بهرهمند میشود. همچنین، ابراز قدردانی نسبت به دیگران میتواند روابط ما را با آنها تقویت کند. اگر در مورد این واژه ابهامی داشتید، به یاد داشته باشید که قدردانی معادل شکرگزاری است (ر.ک: سلیگمن، 1398: 97).
تفکر درباره نعمتها و قدردانی از آنها به ما آرامش و نشاط بیشتری در زندگی میبخشد، در حالی که ناسپاسی و بیتوجهی به داشتهها و تواناییهایمان ما را درگیر رنجش و کشمکشهای ذهنی و روانی مداوم میکند. شکر در لغت به معنای کشف و ابراز سپاس است و در تصوف به عنوان یکی از مقامات بلند عرفانی شناخته میشود که دستیابی به حقیقت آن برای هر کسی ممکن نیست.
سعدی در اشعار و نوشتههای متعدد خود به اهمیت و مزایای قدردانی و سپاسگزاری اشاره کرده است. او در آغاز گلستان، با شکرگزاری از خداوند شروع میکند و بر این باور است که یکی از نتایج سپاسگزاری، افزایش نعمتها و بخششهای الهی است. هر دم که به درون میکشیم، مایه حیات است و هر بازدم، شادیآور است. بنابراین، در هر نفس دو نعمت وجود دارد که باید برای هر یک از آنها شکرگزاری کرد. او همچنین یادآور میشود که هیچکس نمیتواند به طور کامل در برابر طاعت پروردگارش عمل کند، از این رو بهتر است بنده خدا به خاطر کوتاهی در شکرگزاری، از او طلب بخشش کند. «منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود ممدّ حیات است و چون بر میآید مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.
از دست و زبان که بر آید |
| بنده همان به که ز تقصیر خویش |
در این شعر، سعدی بر این باور است که شکرگزاری موجب افزایش نعمتها و ثروت میشود، در حالی که ناسپاسی را عامل زوال و نابودی نعمتهای الهی میداند.
«بزرگی از او دان و منت شناس |
| که زایل شود نعمت ناسپاس |
2-1-6-3-قابلیت امیدواری
قابلیت دیگری که از فضیلت تعالی سلیگمن ناشی میشود، امیدواری است. انسانها به تصویرسازی بهترینها برای آینده خود پرداخته آنها برای دستیابی به اهداف خود برنامهریزی کرده و تمام تلاششان را در این مسیر به کار میگیرند. امید، خوشبینی و نگرش مثبت به آینده، مجموعهای از نقاط قوت را به وجود میآورد که نشاندهنده رویکردی سازنده نسبت به آینده است. سلیگمن در مورد امید و امیدواری میگوید: «انتظار وقوع رویدادهای خوب، احساس اینکه این رویدادها با تلاش شما به حقیقت خواهند پیوست و برنامهریزی برای آینده، شادی و روحیه مثبت را در حال حاضر حفظ کرده و ضامن یک زندگی هدفمند خواهد بود.» (سلیگمن، 1400: 313).
واژه امید به عنوان یک تکیهکلام در میان سیاستمداران، فروشندگان و افرادی از این دست شناخته میشود. یکی از مزایای امیدواری، ناپایدار دانستن رویدادهای منفی است که باعث میشود شرایط منفی موقتی تلقی شود و در نتیجه درماندگی کاهش یابد (ر.ک: سلیگمن، 1387: 52). از دیدگاه روانشناسان مثبتگرا، امید یک ویژگی اکتسابی است و فرد امیدوار با تمرکز بر اهداف خود، به دنبال خواستههایش میرود.
سعدی برای تبیین مفهوم امید، به امید به عفو و بخشش خداوند اشاره میکند. او میگوید که نباید از کارهای دشوار نگران بود و نباید ناامید و غمگین شد، زیرا آب چشمه حیات حتی در تاریکیها نیز وجود دارد. به کسانی که در مشکلات گرفتارند، یادآوری میکند که نباید اندوهگین باشند، چرا که خداوند مهربان دارای لطفهای پنهانی است.
«ز کار بسته میندیش و دل شکسته مدار |
| که آب چشمه حیوان درون تاریکی است» |
در اشعارش، سعدی نشان میدهد که او فردی امیدوار است و مردم را تشویق میکند که دستان نیاز خود را به سوی پروردگار بلند کنند، زیرا خداوند هرگز بندگانش را ناامید نمیکند و دستان آنها را خالی برنمیگرداند.
«بیا تا بر آریم دستی ز دل به فصل خزان در نبینی درخت |
| که نتوان برآورد فردا ز گل که بی برگ ماند ز سرمای سخت |
سلیگمن در مورد قابلیت امیدواری میگوید: «شما بهترین انتظارات را از آینده دارید و برای دستیابی به بهترینها برنامهریزی و تلاش میکنید. امید، خوشبینی و آیندهنگری مجموعهای از قابلیتها هستند که نشاندهنده نگرش مثبت به آینده میباشند. انتظار وقوع رویدادهای خوب، احساس اینکه این رویدادها با تلاش جدی شما به دست خواهد آمد و برنامهریزی برای آینده، باعث ایجاد شادی پایدار در حال حاضر و شکلگیری یک زندگی هدفمند میشود» (سلیگمن، 1398: 202).
2-1-6-4-قابلیت شوخطبعی
طنز و ظرافت در آثار سعدی نقش مهمی ایفا میکنند و ریشه این طنز به نگرش و تفکر عمیق این شاعر بزرگ برمیگردد. طنز سعدی مملو از روح زندگی و نشاط است. او با استفاده از لحن طنز، کلام خود را از خشکی رها کرده و به آن شور و حرکت میبخشد.
«برخیز تا یکسو نهیم این دلق ازرقفام را |
| بر باد قلاشی دهیم این شرکت تقوا نام را |
شاهد این امر این است که غزلهای او با زبانی زیبا و فاخر آغاز میشوند و به سرعت به زبانی طنزآمیز تغییر میکنند. شاعر به خوبی میداند که زبانش نه تنها در نثر، بلکه در شعر نیز حسی از طنز را منتقل میکند. از گفتههای خود او میتوان دریافت که بیشتر آثار سعدی شاداب و دلنشین هستند.
«ناخوشآوازی به بانگ بلند قرآن همیخواند. صاحبدلی بر او بگذشت. گفت تو را مشاهره چند است؟ گفت هیچ. گفت پس این زحمت خود چندین چرا همیدهی؟ گفت از بهر خدا میخوانم. گفت از بهر خدا مخوان.
[1] دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
rouzbahani.6.1@gmail.com
[2] دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مشاوره مدرسه، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.
تاریخ ارسال 24/10/ 1403 تاریخ پذیرش 30/11/1403