صورة الإنسان في قصائد أبي تمام من منظور علم الدلالة المعرفي
الموضوعات :
1 - أستاذ مساعد في اللغة العربية وآدابها ، جامعة العلامة الطباطبائي ، طهران ، إيران
الکلمات المفتاحية: معنی شناسی شناختی, استعاره های مفهومی, استعارههای هستی شناختی تشخيصی, استعارههای زبانی, أبوتمّام,
ملخص المقالة :
پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی 200 بیت از مجموعه اشعار ابوتمام از منظر معناشناسی شناختی به طور عام و با محوریت استعاره های تشخیصی به طور خاص می پردازد تا به تصویر انسان که در پوشش تشخیص پردازش شده است، دست یابد. داده های پژوهش حاکی از آن است که استعارههای تشخیصی در دیوان ابوتمام در وهلة اول به دو دسته تقسیم میشوند: استعارههایی که ماهیت مفهومی دارند و استعارههایی که صرفا لغوی هستند. استعارههای هستی شناختی تشخیصی به طور عمده به مفهوم روزگار و زیر مجموعة آن اختصاص داده شده است و خود نیز بر دو استعارة مفهومی الحياة شيء ثمين و الحياة رحله بنا شده اند. بنا بر استعارة الحياة شيء ثمين، روزگار یک دزد است که گاهی با زور و گاهی در لباس دوست دست به سرقت میزند. ابوتمام استعارة الدهر سارق را در سه سطح مختلف پردازش کرده است. و بر اساس استعارة الحياة رحله روزگار و گذر زمان راهنمای سفر است که رسسیدن به مقصد را به مسافران گوشزد میکند. استعارههای تشخیصی صرفا زبانی ارتباط مستقیم با تجربه زیسته، شرایط زندگی و استعداد ذاتی ابوتمام دارد. وی به منظور رفع تنهایی و انزوا، اعتلا بخشیدن به برخی مفاهیم و موضوعات و برجسته سازی قدرت خیال خود به ابداع این استعارهها پرداخته است. استعارة مفهومی الدوام صلة القرابة در استعارههایی که از تنهایی شاعر نشأت گرفتهاند، به وضوح به چشم میآید.