آمایش و توسعهی زمینگردشگری در جزیره قشم
محورهای موضوعی : اقلیم شناسی
ذبیح اله چهارراهی
1
,
منصور رضاعلی
2
,
فرشته کیانی نژاد
3
1 - دانشجوی دکتری آمایش محیطزیست، دانشگاه تهران، ایران
2 - دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس،تهران،ایران
3 - کارشناسی ارشد مهندسی منابع طبیعی(محیطزیست)، دانشگاه تهران، ایران
کلید واژه: توسعه گردشگری, تقاضای تفرجی, سطح پذیرش گردشگر, جامعه میزبان گردشگران, زمینگردشگری,
چکیده مقاله :
استفاده مؤثر از موقعیت میراث تاریخی و جاذبههای فرهنگی و طبیعی در مسیر اهداف توسعه و تقویت گردشگری، از سیاستهای کلی آمایش سرزمین است. غالباً این مهم، با ارزیابی توان توسعه گردشگری انجام میپذیرد اما ارزیابی توان گردشگری، صرفاً بیانگر موقعیت ایده آل یا بالقوه توسعه گردشگری در مناطق است؛ از اینرو توجه به شرایط کنونی مناطق نیز در توان سنجی ضروری است. جزیره قشم با دارا بودن انواع جاذبههای تفرجی، در زمینه گردشگری، به جایگاهی که شایسته آن است، دست نیافته است. در این مطالعه توان توسعه گردشگری در جزیره قشم با بهرهگیری از معیارهای اکولوژیکِالزامآور و معیارهای شایستگی تعیین شد. سپس با بهرهگیری از مؤلفه تقاضا در جامعه میزبان و در جامعه گردشگران، توان بالفعل توسعه گردشگری در جزیره قشم تعیین شد. در نقشه پهنههای بالفعل توسعه گردشگری شش طبقه توان از مناطق دارایِ توان تا مناطق بدون توانِ توسعه گردشگری، شناسایی شد. در نگاه ساده، مظاهر زمینگردشگری جزیره قشم، موقعیت ویژهای را بهمنظور توسعه توان اکولوژیک گردشگری در قشم ارائه میدهند اما بررسی فاکتور تقاضا، ماهیت دوگانه آنها در اثرگذاری بر توان گردشگری جزیره قشم را آشکار میسازد. در نقشهی توان بالفعل، طبقات توان چهارم و پنجم گردشگری، مناطقی با اندک توان توسعه گردشگری را شامل میشود. این درحالی است که وجود مظاهر تفرجی زمینشناسی، یادآور وجود پتانسیل بالقوه گردشگری در این گستره است، چنین تضادی در نتیجه دخالت مؤلفه تقاضا و نقشه سازی شاخصهای دو معیار منابع تفرجی و آرای گردشگران است.
استفاده مؤثر از موقعیت میراث تاریخی و جاذبههای فرهنگی و طبیعی در مسیر اهداف توسعه و تقویت گردشگری، از سیاستهای کلی آمایش سرزمین است. غالباً این مهم، با ارزیابی توان توسعه گردشگری انجام میپذیرد اما ارزیابی توان گردشگری، صرفاً بیانگر موقعیت ایده آل یا بالقوه توسعه گردشگری در مناطق است؛ از اینرو توجه به شرایط کنونی مناطق نیز در توان سنجی ضروری است. جزیره قشم با دارا بودن انواع جاذبههای تفرجی، در زمینه گردشگری، به جایگاهی که شایسته آن است، دست نیافته است. در این مطالعه توان توسعه گردشگری در جزیره قشم با بهرهگیری از معیارهای اکولوژیکِالزامآور و معیارهای شایستگی تعیین شد. سپس با بهرهگیری از مؤلفه تقاضا در جامعه میزبان و در جامعه گردشگران، توان بالفعل توسعه گردشگری در جزیره قشم تعیین شد. در نقشه پهنههای بالفعل توسعه گردشگری شش طبقه توان از مناطق دارایِ توان تا مناطق بدون توانِ توسعه گردشگری، شناسایی شد. در نگاه ساده، مظاهر زمینگردشگری جزیره قشم، موقعیت ویژهای را بهمنظور توسعه توان اکولوژیک گردشگری در قشم ارائه میدهند اما بررسی فاکتور تقاضا، ماهیت دوگانه آنها در اثرگذاری بر توان گردشگری جزیره قشم را آشکار میسازد. در نقشهی توان بالفعل، طبقات توان چهارم و پنجم گردشگری، مناطقی با اندک توان توسعه گردشگری را شامل میشود. این درحالی است که وجود مظاهر تفرجی زمینشناسی، یادآور وجود پتانسیل بالقوه گردشگری در این گستره است، چنین تضادی در نتیجه دخالت مؤلفه تقاضا و نقشه سازی شاخصهای دو معیار «منابع تفرجی» و «آرای گردشگران» است.
