اثربخشی راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی در تدریس علوم بر خلاقیت دانشآموزان پایه ششم ابتدایی
محورهای موضوعی : روش‏ها و فنون خلاقیت و نوآوری، مهندسی خلاقیت و نوآوریرضا عظیم پور 1 , محسن عیسوی 2 , احسان عظیم پور 3
1 - کارشناسی ارشد آموزش ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه، ارومیه، ایران
2 - استادیار فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه ، ارومیه، ایران
3 - کارشناسی ارشد تحقیقات آموزشی، دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان، تبریز، ایران
کلید واژه: خلاقیت, دانشآموزان, پایه ششم ابتدایی, نقشهی مفهومی,
چکیده مقاله :
چکیده هدف: پژوهش حاضر، به بررسی تاثیر اثربخشی راهبرد یاددهی- یادگیری نقشهی مفهومی در تدریس علوم بر مولفههای خلاقیت دانشآموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان پلدشت در سال تحصیلی 94-93 پرداخته است. روش: این پژوهش، از نوع تحقیقات شبه آزمایشی بوده و طرح پژوهشی مورد استفاده در این پژوهش، طرح پیشآزمون و پس-آزمون با گروههای مقایسه است. جامعه آماری در این تحقیق، دانشآموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان پلدشت در سال تحصیلی 94-93 که تعداد آن 703 نفر (374 نفر دانشآموز پسر و 329 دانشآموز دختر) میباشد. حجم نمونه با استفاده از جدول بارتلت، 104 نفر تعیین و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای اندازهگیری خلاقیت دانشآموزان، از پرسشنامه خلاقیت تورنس شامل 60 گویه و 4 مولفه استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه، توسط سه نفر از صاحبنظران تایید و پایایی درونی با ضریب آلفای کرونباخ، 78/0 بدست آمد. تجزیه و تحلیل دادهها، با استفاده از نرمافزار SPSS 18 انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده-ها، از روشهای آماری توصیفی و نیز استنباطی شامل مانکوا ( UNIANCOVA ) استفاده گردید. یافتهها: نتایج نشان داد که که بین گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ خلاقیت و مولفههای سیالی، ابتکار و بسط تفاوت معنادار وجود دارد. اما در مولفهی انعطاف تفاوت معنادار بین گروه آزمایش و کنترل یافت نشد. نتیجهگیری: نتایج نشان داد استفاده از راهبرد یاددهی- یادگیری نقشه مفهومی در تدریس علوم بر افزایش خلاقیت و افزایش مولفههای سیالی، ابتکار و بسط، موثر است اما بر مولفهی انعطاف، تاثیری ندارد. همچنین، میانگین بعد انعطاف در پسران بیشتراز دختران است.
Abstract Objective: The present study has examined the effectiveness of the concept maps teaching-learning strategy in teaching sixth grade elementary school students on the creative component Poldasht city. Method: This research was a quasi-experimental research and research design used in this study, was pretest and post-test with comparison group. The population in this research, including sixth grade students in the academic year 94-93 in Poldasht that their number are 703 (374 male students and 329 female students). Subjects have included the sixth grade elementary school students in 4 classes (2 classes boys and 2 classes girls). Of these, one of the classes as experimental girl schools and one secondary school classes, as the control group was selected. Also, one of classes of schoolboys as the experimental group and another second-boys school classes, as the control group was selected. To measure student math anxiety, Shokrani math anxiety questionnaire was used. Validity of the questionnaire, confirmed by three experts and internal reliability with Cronbach's alpha coefficient was 0.77. Analysis of the data was performed using SPSS 18 software. To analyze the data, descriptive and inferential statistical methods including UNIANCOVA, were used. Result: Results showed that the experimental and control groups in terms of creativity and components of fluency, originality and elaboration there is a significant difference. But flexible component not found significant differences between the experimental and control groups. Conclusion: The results showed that the use of concept maps teaching-learning strategies in teaching science was effective to enhance creativity and increase fluid, innovation and the development components of creativity but flexible component, no effect. Also, flexibility in boys more than girls on average
