جرم پوشی و تأثیر آن در پیشگیری از جرم در پرتو قواعد حقوقی
محورهای موضوعی : نظم عمومی و مجازات
1 - دانشیار، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
کلید واژه: جرم, جرم پوشی, قواعد فقهی, پیشگیری,
چکیده مقاله :
مقدمه: جرم و خطا به عنوان واقعیتهای اجتنابناپذیر اجتماعی، نیازمند مدیریتی هوشمندانه در چارچوب نظم عمومی هستند. نظامهای کیفری برای تدوین قواعد کارآمد، نیازمند پشتوانههای فکری و اخلاقی محکمی میباشند. فقه اجتهادی با گنجینه غنی از اصول و قواعد، میتواند چارچوبی استوار برای سیاست جنایی فراهم کند. این مقاله با هدف تبیین نقش قواعد فقهی کلیدی در حوزه جزا و تحلیل تأثیر آنها در پیشگیری از جرم و تحقق نظم عمومی، در دو بخش اصلی تنظیم شده است.
روش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در بخش نخست، قواعد فقهی بنیادین مانند اصل برائت، قاعده درء، قاعده ستر، توبه و احتیاط مورد بررسی قرار گرفتهاند که به عنوان اصول حاکم و پایهای در تفسیر قوانین کیفری عمل میکنند. در بخش دوم، با تغییر نگرش از آثار فوری به آثار بلندمدت، نقش تربیتی و پیشگیرانه این قواعد در ایجاد نظم عمومی تحلیل شده است. جرائم سازمانیافته خشن عمدتاً خارج از دایره شمول این بحث هستند.
یافته ها: بررسی قواعد فقهی کلیدی نشان می دهد که این اصول می توانند پایهای محکم برای تدوین قوانین کیفری عادلانه فراهم آورند. اصل برائت سنگ بنای دادرسی منصفانه، قاعده درء مانع تعرض بیجهت، و قاعده ستر با پوشش خطا، فرصت بازگشت میدهد. قاعده توبه نیز به خروج از چرخه مجازات کمک میکند. این اصول صرفاً کارکرد حقوقی و فوری ندارند، بلکه در بلندمدت با تأکید بر اخلاق، خودکنترلی و اعطای فرصت جبران، به پیشگیری درونی از جرم و استقرار نظم عمومی پایدار و مقبول میانجامند.
نتیجه گیری: استفاده از ظرفیت غنی قواعد فقهی در حوزه حقوق جزا، می تواند به شکل گیری سیاست جنایی متعادل، عادلانه و کارآمد بیانجامد. اصولی مانند برائت، درء، ستر و توبه، از یکسو مانع گسترش غیرضروری نظام کیفری و تضییع حقوق افراد میشوند و از سوی دیگر با نگاهی تربیتی و اصلاحگرایانه، بستر پیشگیری غیرکیفری و نهادینهسازی نظم عمومی را فراهم میآورند. البته این اصول عمدتاً ناظر بر جرائم عمومی در سطح فردی است و مقابله با جرائم سازمانیافته سنگین، نیازمند رویکردی قاطعتر و متفاوت است. تلفیق خرد فقهی با ضرورتهای نظم عمومی، راهحلی جامعنگر برای مواجهه عقلانی با پدیده جرم ارائه میدهد.
Introduction: Crime and transgression, as inevitable social realities, require astute governance within the public order framework. Effective penal systems necessitate profound intellectual and ethical underpinnings. Islamic jurisprudence (Ijtihad), with its rich compendium of principles, can furnish a robust framework for criminal policy. This article elucidates the role of key jurisprudential maxims in penal law and their impact on crime prevention and public order, structured in two parts.
Method: Employing a descriptive-analytical methodology, the study first examines cardinal jurisprudential rules—the presumption of innocence (al-bara’ah), the rule of eliminating doubts (dar’ al-shubuhat), the rule of covering faults (satr), repentance (tawbah), and precaution (ihtiyat). These function as foundational axioms for interpreting penal statutes. Subsequently, the analysis shifts to their long-term pedagogical and preventive roles in fostering societal order, explicitly excluding severe organized crimes from its primary scope.
Findings: The analysis indicates these jurisprudential principles provide a formidable basis for equitable criminal legislation. The presumption of innocence underpins fair trial, eliminating doubts curtails unjust prosecution, and covering faults facilitates rehabilitation by offering a chance for redress. Repentance enables exit from punitive cycles. Beyond immediate legal utility, these principles promote ethical conduct, self-regulation, and restorative justice, thereby cultivating internalized crime prevention and a durable, consensual public order.
Conclusion: Harnessing jurisprudential principles can yield a balanced, just, and efficacious criminal policy. Maximssuch as innocence, doubt-elimination, fault-covering, and repentance simultaneously restrain excessive penalization and, through their reformative outlook, enable non-custodial prevention and public order institutionalization. It is acknowledged that these primarily address individual crimes, whereas combating severe organized crime demands distinct, decisive strategies. The synthesis of jurisprudential wisdom with public order imperatives presents a comprehensive paradigm for rationally addressing criminal phenomena.
انصاری، مرتضی بن محمدامین(1426 ق). الرسائل (ج.1). قم: موسسه النشر الاسلامی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 37 (اصلاحات 1368).
مغنیه، محمدجواد (1424 ق). فقه الامام الصادق(ع)، (ج.3). قم: موسسه انصاریان.
ابن بابویه قمی، ابوجعفر محمدبن علی(شیخ صدوق) (1394ق.). من لا یحضر الفقیه. تهران: مکتبه صدوق.
محمدی ری شهری، محمد (1390ش). میزان الحکمه. قم: دارالحدیث.
بن محمدسالم، عطیه (1422ق). محاسن الشریعه و مساوی القوانین الوضعیه، (ج.1). بیروت، لبنان: دارالمحجة البیضا.
موسوی بجنوردی، سیدحسن (1377ش). القواعد الفقهیه، (ج.1). قم: موسسه اسماعیلیان.
مقدسی، عبدالغنی بن عبدالواحد (1428 ق). عمدالاحکام من کلام خیرالانام، (ج.1). تهران: نشر احسان
ویکی شیعه ( 2025، دسامبر11). حکیم سیدمحمدسعید. بازیابی شده در20 آذرماه 1404.
