تحلیل ساختاری حکمرانی علوی در نهجالبلاغه با تأکید بر عدالت، مشروعیت و مشارکت عمومی
محورهای موضوعی : حقوق بين الملل
اسماء شهریاری
1
,
فخرالدین سلطانی
2
1 - گروه حقوق، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامي، کرج، ايران
2 - گروه روابط بین الملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامي، کرج، ايران
کلید واژه: نهجالبلاغه, حکمرانی علوی, عدالت سیاسی, مشروعیت دینی, مشارکت مردمی, پاسخگویی نهادی.,
چکیده مقاله :
حکمرانی علوی، بهمثابه الگویی دینی، عقلانی و اخلاقمحور، واجد ظرفیتهایی است که میتواند در بازتعریف ساختارهای مدیریتی و حقوقی جوامع اسلامی نقشآفرین باشد. این پژوهش با هدف تحلیل ساختاری گزارههای مدیریتی امیرالمومنین(علیه السلام) در نهجالبلاغه و بررسی تطبیقی آن با شاخصهای نظری حکمرانی خوب انجام شده است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی گزارههای نهجالبلاغه در حوزه عدالت، مشروعیت، مشارکت، پاسخگویی و عقلانیت اجرایی است. یافتهها نشان میدهد که امیرالمومنین(علیه السلام) با تأکید بر کرامت انسانی، مسئولیتپذیری حاکم، و پیوند مشروعیت الهی با رضایت مردمی، الگویی تلفیقی ارائه میدهد که نهتنها در سطح نظری، بلکه در سطح اجرایی نیز قابلیت عملیاتی شدن دارد. این الگو با عبور از ساختارهای صرفاً دینی یا صرفاً سکولار، امکان طراحی نظامهای پاسخگو، عدالتمحور و مشارکتپذیر را فراهم میسازد. مقاله حاضر تلاش دارد با تبیین ابعاد نظری و عملی حکمرانی علوی، زمینهای برای بهرهبرداری از آموزههای نهجالبلاغه در اصلاح سیاستگذاری عمومی، ارتقاء مشروعیت نهادی، و بازتعریف رابطه دولت و ملت فراهم آورد. در پایان، پیشنهادهایی برای بهرهبرداری اجرایی از این الگو در ساختارهای حقوقی و مدیریتی کشورهای اسلامی ارائه شده است.
Alawi governance, as a religious, rational, and ethics-based model, possesses capacities that can play a role in redefining the managerial and legal structures of Islamic societies. This research aims to structurally analyze the managerial propositions of Amir al-Mu'minin (peace be upon him) in Nahj al-Balagha and comparatively examine them with the theoretical indicators of good governance. The research method is qualitative content analysis of Nahj al-Balagha's propositions in the areas of justice, legitimacy, participation, accountability, and executive rationality. The findings indicate that Amir al-Mu'minin (peace be upon him), by emphasizing human dignity, the ruler's responsibility, and the connection of divine legitimacy with popular consent, presents an integrated model that is operationally feasible not only at the theoretical level but also at the executive level. This model, by transcending purely religious or purely secular structures, enables the design of responsive, justice-oriented, and participatory systems. The present article attempts to clarify the theoretical and practical dimensions of Alawi governance, providing a basis for utilizing the teachings of Nahj al-Balagha in reforming public policy, enhancing institutional legitimacy, and redefining the relationship between the state and the nation. In conclusion, suggestions are offered for the practical application of this model in the legal and managerial structures of Islamic countries.
1. ابن ابیالحدید، عبد الحمید (بی تا). شرح نهجالبلاغه. ج. ۷، ۱۶، ۱۷. قم: انتشارات مکتبة آیةالله المرعشی.
2. امامی، سیدمحمد؛ شاکری، محمد (1396). تحلیل تطبیقی اصل تحمل سیاسی در حقوق اسلام و حقوق بشر. فصلنامه مطالعات حقوق بشر اسلامی. 8، 125–101.
3. دشتی، محمد (1386). نهجالبلاغه. ترجمه و تحقیق. قم: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین.
4. راعی دهقی، مسعود (1399). مبانی فقهی مشارکت سیاسی در اسلام. فصلنامه حکومت اسلامی. ۵۹، 95–80.
5. راعی دهقی، مسعود (1402). حکمرانی علوی؛ بازخوانی عدالت در سیاست اسلامی. فصلنامه آینه حکمرانی. ۳، 35–19.
6. رستمی، محمد (1398). مبانی عدالت در حقوق عمومی. تهران: انتشارات سمت.
7. رستگار، ناصر (1401). اخلاق در حکمرانی. تهران: پژوهشکده اخلاق و حقوق.
8. سبحانی، جعفر (1390). فقه سیاسی. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
9. شریف، رضی (بی تا). نهجالبلاغه. ترجمه محمد دشتی. قم: انتشارات معروف.
10. شریعتی، علی (1360). علی، حقیقتی بر گونه اساطیر. تهران: انتشارات قلم.
11. علویتبار، محسن (1400). حکمرانی خوب در اندیشه اسلامی. فصلنامه سیاستنامه. ۲، 60–40.
12. قاضیزاده، محمد (1397). حقوق بشر اسلامی و آزادیهای سیاسی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
13. طباطبایی، محمدحسین (1403 ق). تفسیر المیزان. ج. ۴، ۱۱. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
14. موسوی خمینی، روحالله (1374). تحریر الوسیله. ج. ۱. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
15. طبری، محمد بن جریر (بی تا). تاریخ الأمم و الملوک. ج. ۵. بیروت: دارالکتب العلمیة.
16. Bevir, M. (2012). Governance: A Very Short Introduction. Oxford: Oxford University Press.
17. Fukuyama, F. (2014). Political Order and Political Decay: From the Industrial Revolution to the Globalization of Democracy. New York: Farrar, Straus and Giroux.
18. Grindle, M. (2010). Good Governance: The Inflation of an Idea. Harvard :Kennedy School Working Paper Series.
19. Krippendorff, K. (2013). Content Analysis: An Introduction to Its Methodology. Thousand Oaks: Sage Publications.
20. Mayring, P. (2000). Qualitative Content Analysis. Forum: Qualitative Social Research.
21. Nasr, V. (2001). Islamic Leviathan: Islam and the Making of State Power. Oxford: Oxford University Press.
22. Soroush, A. (2000). Reason, Freedom, and Democracy in Islam. Oxford: Oxford University Press.
