تحلیل جامعه شناختی کنشگری نخبگان قدرت در مجلس ششم و مجلس هفتم و تأثیر آن بر دموکراتیزاسیون در ایران(1387-1379)
محورهای موضوعی : فصلنامه علوم اجتماعی
ایرج زارعی
1
,
سید مصطفی ابطحی
2
,
مجيد توسلي ركن آبادي
3
1 - دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دپارتمان حقوق و علوم علوم سیاسی ، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 - عضو گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دپارتمان حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 - عضو گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دپارتمان حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
کلید واژه: توسعه سیاسی, مجلس ششم, مجلس هفتم, کنشگران سیاسی, گذار به دموکراسی, گذار دموکراتیک, تحلیل محتوا.,
چکیده مقاله :
گذار به دموکراسی، از پیچیدهترین فرآیندهای سیاسی در جوامع در حال توسعه است که در آن، کنشگران سیاسی در نهادهای قانونگذاری نقش کلیدی ایفا میکنند. این پژوهش با تمرکز بر دو دوره مجلس ششم با اکثریت اصلاحطلب و مجلس هفتم با اکثریت اصولگرا به بررسی این مسئله میپردازد که چرا به رغم انتظار برای شکلگیری اجماع میان نخبگان جهت یک گذار آرام، این دو مجلس در عمل به عرصهای برای تقابل و تشدید شکاف سیاسی تبدیل شدند.
سؤال اصلی این است که استراتژیهای تقنینی این دو مجلس چگونه بر کنشگران سیاسی در فرآیند گذار به دموکراسی تاثیر گذاشت و چگونه به شکست در ایجاد وفاق ملی انجامید.
فرض پژوهش این است که گفتمان حاکم بر هر مجلس با اولویت دادن به بحرانهای متفاوتی از توسعه سیاسی (مانند مشارکت در برابر امنیت)، جهت مصوبات را به کلی تغییر داد و مسیر گذار را تحت تأثیر قرار داد.
برای تحلیل از نظریه بحرانهای پنجگانه «لوسین پای»به عنوان معیاری برای سنجش جهت قوانین مصوب، و از نظریه «اودانل و اشمیتر» در مورد گذار دموکراتیک برای تبیین نقش تصمیمات استراتژیک نخبگان بهره گرفته شده است.
تحقیق با رویکرد تاریخی-تحلیلی و با روش ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است.
یافتهها حاکی است که مجلس ششم، اولویت خود را بر گسترش «مشارکت» سیاسی و تقویت «مشروعیت»مردمی گذاشت. در مقابل، مجلس هفتم، کانون توجه خود را به حفظ «امنیت ملی» و «نفوذ» حکومت معطوف ساخت. عامل کلیدی نه اراده مجلس به تنهایی، بلکه موازنه قوا و رابطه آن با نهادهای فراقانونی بود.
نتیجه اینکه گذار دموکراتیک در ایران، فرآیندی خطی و ساده نیست، بلکه نتیجه کشمکش دیالکتیکی گفتمانهای رقیب در درون یک ساختار سیاسی پیچیده است. شکست در ایجاد حداقل اجماع میان نخبگان نشان میدهد که بدون توافق بر سر قواعد بازی دموکراتیک، چرخه تقابل و بازگشت به الگوهای اقتدارگرایانه تداوم خواهد یافت.
The transition to democracy is one of the most complex political processes in developing societies, where political actors within legislative institutions play a key role. This study, focusing on two contrasting periods the Sixth Parliament with a reformist majority and the Seventh Parliament with a principalist majority—examines why, despite expectations for elite consensus to facilitate a peaceful transition, these parliaments in practice became arenas for confrontation and deepened political division.
question is how the legislative strategies of these two parliaments influenced political actors in the democratic transition and led to the failure to establish a national consensus. The hypothesis is the dominant discourse in each parliament, by prioritizing different crises of political development (such as participation versus security), fundamentally altered the orientation of legislation and impacted the transition path.
For analysis, the study employs Lucian Pye's theory of the "five crises"as a metric to assess the direction of enacted laws, and the democratic transition theory of O'Donnell and Schmitter to explain the role of strategic elite decisions.
The research was conducted using a historical-analytical approach and a mixed (qualitative and quantitative) methodology. The findings indicate that the Sixth Parliament prioritized expanding political "participation" and strengthening public "legitimacy." In contrast, the Seventh Parliament centered its focus on preserving "national security" and governmental "penetration." The key factor was not the will of the parliament alone, but the balance of power and its relationship with extra-legal institutions.
In conclusion, the democratic transition in Iran is not a linear or simple process; rather, it is the outcome of a dialectical struggle between competing discourses within a complex political structure. The failure to establish a minimal consensus among elites demonstrates that without agreement on the rules of the democratic game, the cycle of confrontation and regression to authoritarian patterns will persist.
اخوان کاظمی، بهرام. (۱۳۹۱). نقد و تحلیلی بر علل ظهور و افول گفتمان اصلاح طلبی (۱۳۷۶-۱۳۸۴)با تاکید بر دیدگاه مقام معظم رهبری. رهیافت انقلاب اسلامی، (۲۱)، ۳-۲۶.
آخرالدینی مهری و موسی نژاد محمد جواد. (۱۴۰۱). مجلس دوره ششم، مجلس تنش و تحصن. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
بشیریه، حسین. (۱۳۸۲). موانع توسعه سیاسی در ایران. تهران: نشر گام نو.
بشیریه، حسین. (۱۳۸۷). گذار به دموکراسی. تهران: نشر معاصر، چاپ سوم.
بشیریه، حسین. (۱۳۸۷). تحلیل گفتمان اصولگرایی در مجلس هفتم. در جمهوری اسلامی ایران: گذارها و چالشها (صص ۱۲۳-۱۵۰). تهران: نگاه معاصر.
پورقوشچی، محمدرضا. مقصودی، مجتبی. (۱۳۹۷). امکان یا امتناع مصالحه در گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی. فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ۱۴ (۵۳)، زمستان.
پورقوشچی، محمدرضا. مقصودی، مجتبی. (۱۳۹۸). تحلیل الگو و سازوکارهای مصالحه در ایران پس از انقلاب اسلامی (گذار از خصومت به رقابت). جستارهای سیاسی معاصر، ۱۰ (۲)، تابستان.
حقیقی، علی محمد. کولیایی، حدیثه. (۱۳۹۶). بررسی تحولات دوره ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی. پژوهش ملل، (۲۰)، مرداد.
دهقانی فیروزآبادی، سید جلال. (۱۳۸۷). مقایسه کارکردهای مجلس ششم و هفتم در عرصه سیاست خارجی. فصلنامه سیاست خارجی، ۲۲ (۲).
رمضانی، قاسم. صلاح، مهدی. کهرازه، یاسر. (۱۴۰۰). عملکرد جریانهای سیاسی مجلس شورای اسلامی در دوره ششم و هفتم قانونگذاری با تکیه بر منافع ملی. جامعه شناسی سیاسی ایران، (۱۳)، ۴۸۵-۵۰۲.
روزنامه جام جم، ۱۵ مرداد ۱۳۸۴.
روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، مشروح مذاکرات مجلس.
https: //rrk. ir/ords/r/rrs/rrs-front/ghavanin-moghararat
روزنامه رسالت، ۲۵ فروردین ۱۳۸۵.
روزنامه شرق، ۲۲ خرداد ۱۳۸۱.
روزنامه نوروز، ۵ اسفند ۱۳۸۱.
زارعی، ایرج. (1396) جایگاه توسعه سیاسی در قوانین مصوب دوره های ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران.
ساعی، علی. (۱۳۹۷). دموکراتیزاسیون در ایران. تهران: جامعه شناسان.
سامانه اطلاعرسانی کتابخانه مجلس http://www.ical.ir
سامانه قوانین و مقررات کشور به نشانی https://rc.majlis.ir/fa/content/law_cd
سریعالقلم، محمود. (۱۳۸۹). تحولات سیاسی-اجتماعی ایران پس از انقلاب (چاپ دوم). تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.
صاحب نیوز ، 1394. نگاهی تاریخی به دوره هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی https://sahebnews.ir/395660
صورت مذاکرات مجلس ششم، جلسه ۲۱۵، ۱۲ آذر ۱۳۸۰.
صورت مذاکرات مجلس هفتم، جلسه ۱۸۹، ۱۰ دی ۱۳۸۴.
عظیمی، دولت آبادی. (۱۳۸۷). منازعات نخبگان سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
قاضی، ابوالفضل. (۱۳۶۸). حقوق اساسی و نهادهای سیاسی. تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
قاضی مرادی، حسن. (۱۴۰۰). گذارها به دموکراسی. تهران: اختران، چاپ دوم.
گالبرایت، جان کنت. (۱۳۶۶). کالبدشناسی قدرت. (احمد شهسا، مترجم). تهران: احمد شهسا.
محمدی، معصومه ، مجتبی مقصودی، و محمد ، توحیدفام. (۱۴۰۳). توسعه سیاسی در ایران بعداز انقلاب اسلامی در پرتو دوگفتمان ایرانی_ اسلامی و مدرن. پژوهشنامه علوم سیاسی، ۱۹ (۷۶)، آذر 1403. صص 150-121
میرابراهیم، صدیق ، احمد، حبیبی ، و گارینه ، کشیشیان سیرکی . (۱۳۹۸). مقایسه تطبیقی دال های گفتمان اصلاح طلبی و اصولگرایی در مجلس ششم و هفتم. ماهنامه جامعه شناسی سیاسی ایران، ۲ (۶)، ۲۱۸-۲۴۵.
میرزایی، محمد. ربانی خوراسگانی، علی. (۱۳۹۴). تحلیل تقابل گفتمانی اصولگرایی و اصلاحطلبی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری. جامعه شناسی کاربردی، ۲۶ (۴)، ۴۵-۶۸.
Huntington, Samuel P. (1991). The Third Wave: Democratization in the Late Twentieth Century. University of Oklahoma Press.
Laclau, E. , & Mouffe, C. (1985). Hegemony and Socialist Strategy: Towards a Radical Democratic Politics. Verso.
O’Donnell, G. , & Schmitter, P. C. (1986). Transitions from Authoritarian Rule: Tentative Conclusions about Uncertain Democracies. Johns Hopkins University Press.
Pye, L. W. (1966). Aspects of Political Development. Little, Brown and Company.
Randjbar-Daemi, Siavush. (2018). Iran's Parliaments and the Politics of Incremental Change.
