ذهن و زبان در ادبیات اقلیمی: بررسی رمانِ مرده ای که حالش خوب است(1383)بر اساس نظریات کمبل و لیچ
محورهای موضوعی : سایر زبان ها، گویش ها و ادبیات حاضر در ایران
محمد هادی جهاندیده
1
,
رباب آدم زاده
2
1 - استادیار ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 - مدرس مدعو گروه انگلیسی،دانشکده زبان های خارجی و روابط بین الملل، دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی، اصفهان،ایران
کلید واژه: ادبیات اقلیمی, ذهن, زبان, کمبل, لیچ,
چکیده مقاله :
ادبیات اقلیمی بازتابِ کهن الگوهایی است که از ناخودآگاهِ جمعیِ بومیان یک سرزمین سرچشمه میگیرند و در ذهن و زبانِ نویسندگان جلوهگر میشوند. در رمان مُرده ای که حالش خوب است (1383)، احمد آرام از شگردهای زبانی گوناگونی برای برجسته سازی قالب های کهن الگویی بهره می گیرد. اهمیت پژوهش حاضر در واکاوی رابطۀ ادبیات اقلیمی معاصر با دانش های پویای روانشناسی و زبانشناسی است. هدف از این مقاله، واکاوی بین رشته ای رمان مذکور بر اساس الگوی «سفرِ قهرمان» جوزف کمبل(1990) و نظریۀ «هنجارگریزی زبانیِ» جفری لیچ(1969)است. در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به دسته بندی و تعیین میزان فراوانیِ قالب های گوناگونِ کهن الگویی و انواعِ هنجارگریزی های زبانی پرداخته ایم. یافته ها حاکی از آن است که «نقش مایه ها» در قالب های کهن الگویی و «هنجارگریزی گویشی» از میان شگردهای زبانی، به ترتیب با داشتن درصدهای وقوع (59.61) و (27.96) بسامد بالاتری در رمانِ منتخب دارند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اسفندیار در سفرِ قهرمانی خود، از مرحلۀ«عزیمت» گذر می کند تا وارد جهان ناشناخته ها شود. اما در مرحلۀ «تشرُّف»، «نقابِ» پدر را بر چهرۀ خویش می گذارد و با او یکی می شود. این دگردیسی، او را در دام خودخواهی گرفتار و از برکتِ نهاییِ یکپارچگیِ ذهن محروم می سازد. در مرحلۀ«بازگشت»،اسفندیار به تاریکی مرگ فرو می رود. هنجارگریزی درسطوح هشت گانۀ زبانی، مهمترین شگردِ نویسنده برای بومی سازیِ رمان برگزیده و افزایش جلوه های زیبایی شناختی است.
‘Regional literature ‘reflects those archetypes which originate in the collective consciousness of the natives while depicted in the mind and language of the contemporary writers. In A Dead Man, who is Fine (2004), Ahmad Aram utilizes various linguistic techniques in foregrounding archetypal frameworks. The importance of the present study lies in exploring the relationship between contemporary regional literature and the dynamic sciences of psychology and linguistics. This study conducts interdisciplinary analysis of the selected novel by relying on Joseph Campbell’s model of “Hero’s Journey” and the theory of “Linguistic Deviation” set by Geoffrey Leech. This study makes use of descriptive-analytical method and library resources to categorize and determine the frequency of various archetypal frames and linguistic deviations. The findings reveal that “motifs” in archetypal frames and “dialectal deviation” among linguistic techniques have the higher frequencies in the selected novel with occurrence percentages of (59.61) and (27.96) respectively. To conclude, Esfandiyar passes the stage of “departure” in his heroic journey for leaping into the unknown world. But in the “initiation” stage, Esfandiyar wears the ‘mask’ of his father and assimilates with him. Such kind of metamorphosis entraps him in selfishness while depriving him of self-awareness and integrity of mind. Upon his “return”, he steps into the darkness of death. The eight levels of linguistic deviation are the most important techniques used by the writer for localizing the selected novel and enhancing its aesthetic aspects.
آبرامز، می یر.هوارد(1384). فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی، ترجمۀ سعید سبزیان مرادآبادی. تهران: رهنما.
آرام، احمد(1383). مرده ای که حالش خوب است. تهران: نشر افق.
آرام، احمد(1387). غریبه در بخار نمک. تهران: نشر افق.
آرام، احمد(1387). آن ها چه کسانی بودند. تهران: نشر افق.
آرام، احمد(1388). کسی ما را به شام دعوت نمی کند. تهران: نشر افق.
آرام، احمد(1392). حلزون های پسر. تهران: نشر افق.
آرام، احمد (1395). بیدار نشدن در ساعت نمی دانم چند.چاپ دوم، تهران: نشر نیماژ.
آرام، احمد(1396). باغ استخوان های نمور. تهران: نشر نیماژ.
آرام، احمد(1398). به چشم های هم خیره شده بودیم. تهران: نشر نیماژ.
اسماعیلی،رضا(1384).درآمدی بر رفتارشناسی ادبی(بررسی شیوه های رفتاری شاعر با زبان).فرهنگ و هنر،1 (42) ، 42-50. https://ensani.ir/fa/article/181282/
اشرف زاده، رضا، و روحبخش مبصری،علی (1395). روانشناسی زبان و زبانشناسی روان در داستان رستم و سهراب، زبان و ادبیات فارسی، 12( 7)، 123-154. ://journals.iau.ir/article_528054.html
بخشی،مهدیه،جعفری،علی،تربتی،سروناز، و صبوری خسروشاهی،حبیب (1402). نقد کهن الگویی روابط اجتماعی در رمانهای سیال ذهن ایرانی (مطالعه موردی: این سگ می خواهد رکسانا را بخورد). مطالعات فرهنگی و ارتباطات، 19( 72)، 305-332. doi: 10.22034/jcsc.2021.535275.2437
برتنس، هانس (2001). مبانی نظریه ادبی. ترجمۀ محمد رضا ابوالقاسمی. تهران: ماهی.
پیرسن، کارول.اس(1402)بیداری قهرمان درون:دوازده کهن الگوی یاریگر برای یافتن خوبشتن و دگرگونی جهان درون. ترجمۀ فرناز فرود، چاپ دهم، تهران: کلک آزادگان.
DOI: http://10.22034/
خضری نژاد،آمنه(1403). بررسی باورها و افسانه های مردمِ بوشهر دربارۀ درختِ کُنار:گیاهی مقدس در جنوب ایران. مجموعه مقالات نخستین کنگرۀ ملی ایران شناسی ایران.تهران: انجمن ایران شناسی، صص.17-1.
رحمانیان، زینب، وعدل پرور، لیلا (1399). ادبیات اقلیمی در رمان اهل غرق اثر منیرو روانیپور. ادبیات و زبان¬های محلی ایران زمین، 10( 4)، 31-50. (DOI): 10.30495/
زارعی، روح¬الله(1399). نقد کهن¬الگویی پس از یونگ. علوم ادبی. 10(17)، 95-118.
doi: 10.22091/jls.2020.5383.1224 زین العابدینی،پیام،و ولی پور،مهناز(1402).کاربســت قهرمانپروری در ســینمای کودک و نوجوان پس از انقلاب براســاس الگوی سفر قهرمان(مطالعۀ موردی فیلم بچههای آسمان و من ترانه پانزده سال دارم.رسانه، 34( 4)، 129-158. doi: 10.22034/
ستاری، جلال. (1389). جهان اسطوره شناسی، آیين و اسطوره. تهران: مرکز.
سجودی، فـرزان (1373) درآمـدی بـر نشـانه شناسی.فصلنامه سینمايی فارابی. شماره 30.
سجودی، فـرزان(1377) هنجــارگريزی در شــعر سهراب سپهری. کیهـان فرهنگـی. سـال ،15 تهران، شماره 42.
سمیعی،وحید(1391). هنجارگریزی در آثار داستانی بیژن نجدی، پایان نامۀ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی.
شریفیان،مهدی (1384). نقش زبان در شعر سیمین بهبهانی. ادب غنایی، 3(4)، 75-99.
https://www.magiran.com/p367151
صادقی شهپر،رضا(1391).حوزه های پنج گانۀ اقلیمی نویسی در ادبیات داستانی معاصر ایران. پژوهش زبان و ادبیات فارسی، 10(27)، 99-124. ://literature.ihss.ac.ir/Article/9970/FullText
صفوی، کوروش(1390). از زبانشناسی به ادبیات (1 و2). چاپ سوم، تهران: سوره مهر.
صهبا، فروغ(1384).برجسته سازی واژه و ترکیب در شعر اخوان. علوم انسانی، 7(45)، 147-162.
https://www.sid.ir/paper/393249/fa
طاهری،محمد،و آقاجانی،حمید(1392). تبیین کهنالگوی «سفر قهرمان» بر اساس آرای یونگ و کمبل در هفتخوان رستم. ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی، 9(32)، 102-122.
https://sanad.iau.ir/Journal/jmmlq/Article/1051421
فروزنده،مسعود؛سورانی،زهره (1389). بررسی کهن الگوها در شعر اخوان ثالث. نقد داستان معاصر فارسی، 0( 2)، 112-131. ://pl.journals.pnu.ac.ir/article_108.html
فولادی، محمد؛ رحمانی،مریم(1397). بررسی و نقد داستان بیژن و منیژه بر اساس کهن الگوی سفر قهرمان جوزف کمبل. پژوهش های دستوری و بلاغی، 8( 13)، 93-113. doi: 10.22091/
قادری، بهزاد(1373).زبان ادبی به عنوان نظام نشانه ها. مجموعه مقالات دومین کنفرانس زبان شناسی نظری و کاربردی.به کوشش سید علی میرعمادی.چاپ اول، تهران: دانشگاه علامه.
قاسمی پور،قدرت؛جمشیدی،رضا؛آبشیرینی،اسد(1402).نقد کهن الگویی: نظریه ها و رویکردها. فنون ادبی، 15(42:1)، 19-48. doi: 10.22108/liar.2023.136241.2222
قانی،افسانه؛مهرابی،فاطمه(1402).خوانش فیلم «زنی به نام نیکیتا» براساس اسطورهشناسی تطبیقی ساختگرای جوزف کمبل. جامعه شناسی فرهنگ و هنر، 5( 18)، 48-36. doi: 10.22034/
کمبل، جوزف(1398).سفر قهرمان. ترجمۀ عباس مخبر، تهران: نشر مرکز.
کمبل، جوزف(1388).قهرمان هزار چهره. ترجمۀ شادی خسروپناه، تهران: گل آفتاب.
کمبل، جوزف(1377).قدرت اسطوره. ترجمۀ عباس مخبر، تهران: نشر مرکز.
گلریز،صالح(1383).نقد و بررسی آثار هوشنگ گلشیری از دیدگاه مکاتب فرمالیسم و ساختگرایی. طرح پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی.
گورین، ویلفرد ال. و دیگران (1377)، راهنمای رویکردهای نقد ادبی، ترجمۀ زهرا میهنخواه، تهران: اطلاعات.
لوچر، ماکس. (1373). روانشناسی رنگ ها. ترجمۀ منیرو روانی پور. تهران: آفرینش.
موکاروفسکی،یان (1373). زبان معیار و زبان شعر. ترجمۀ احمد اخوت و محمود نیکبخت، کتاب شعر، اصفهان: مشعل.
ویسی،الخاص، عباس زاده، فرنگیس (1395). بررسی گونه های هنجارگریزی زبانی و بسامد وقوع آنها در شعر سیمین بهبهانی). زیباییشناسی ادبی، 7(29 ) ، 23-62. ://sanad.iau.ir/Journal/za/Article/911016
یونگ،کارل گوستاو(1403). ناخودآگاه جمعی و کهن الگو. ترجمۀ فرناز گنجی، تهران: جامی(مصدق).
