نقش گفتمانی روحانیت در ترویج اخلاق سیاسی: تحلیلی بر اندیشه آیتالله خامنهای
محورهای موضوعی : سیاست پژوهی ایرانی (سپهر سیاست سابق)
محمود فلاح
1
,
حسن امان زاده
2
1 - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم، ایران
2 - گروه علوم سیاسی، دانشگاه باقرالعلوم(ع)، قم، ایران.
کلید واژه: اخلاق سیاسی, گفتمانسازی, روحانیت, آیتالله خامنهای, رهبری دینی- سیاسی.,
چکیده مقاله :
پژوهش حاض با هدف واکاوی نقش محوری و استراتژیک نهاد روحانیت در برساختن و ترویج گفتمان «اخلاق سیاسی» از منظر اندیشه آیتالله خامنهای تدوین شده است. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این سوال اصلی است که در منظومه فکری آیتالله خامنهای، روحانیت به عنوان یک کنشگر اجتماعی- سیاسی، چه کارویژهها، الزامات و مسئولیتهایی در فرایند تبدیل هنجارهای اخلاقی- اسلامی به یک فرهنگ سیاسی مسلّط و مطالبه عمومی برعهده دارد؟ این پژوهش استدلال میکند که از دیدگاه آیتالله خامنهای، اخلاق سیاسی صرفاً مجموعهای از توصیههای فردی نیست، بلکه یک پروژه گفتمانی هدفمند برای مهندسی فرهنگی و تحکیم بنیانهای ارزشی نظام اسلامی است که در آن، روحانیت نهتنها به عنوان یک مرجع دینی، بلکه بهمثابه عامل پیشران و مهندس اصلی این فرایند عمل میکند. جایگاه محوری این نهاد از سرمایه نمادین (مرجعیت دینی) و سرمایه اجتماعی (شبکه ارتباطی با تودهها) آن نشأت میگیرد که ظرفیت بیبدیلی برای تبدیل مفاهیم انتزاعی دینی به قواعد عملی و باورهای عمومی فراهم میآورد. برای تحقق این هدف، پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده و با تحلیل محتوای بیانات، سخنرانیها و مکتوبات آیتالله خامنهای، به تبیین ابعاد این نقشآفرینی میپردازد. چارچوب مفهومی تحقیق بر عملیاتیسازی سه واژه کلیدی استوار است: «روحانیت» نه به عنوان یک قشر مذهبی صرف، بلکه بهمثابه یک کنشگر نهادی و استراتژیک با هویت صنفی و کارویژه سیاسی مشخص؛ «اخلاق سیاسی» به عنوان یک پروژه گفتمانی برای درونیسازی هنجارهای دینی در فرهنگ سیاسی؛ و «گفتمانسازی» بهمثابه یک فرایند آگاهانه و هدفمند برای تبدیل یک ایده به یک باور رایج و مطالبه همگانی، که این برداشت عملیاتی با مفاهیم نظری قدرت در اندیشه فوکو و هژمونی در نظریه لاکلا و موفه همسو است. نتایج تحقیق نشان میدهد که از منظر آیتالله خامنهای، موفقیت روحانیت در این پروژه گفتمانی منوط به تحقق مجموعهای از بایستههای بههمپیوسته است. نخستین و بنیادینترین بایسته، الگوسازی رفتاری است؛ به این معنا که روحانیون باید پیش از همه، خود تجسّم عملی اخلاق سیاسی باشند. التزام به سادهزیستی، عدالتخواهی و تقوای سیاسی، به گفتار آنها اعتبار میبخشد و سرمایه نمادین لازم برای تأثیرگذاری را فراهم میآورد؛ در غیر این صورت، هرگونه تلاشی برای ترویج اخلاق، بیاثر و حتی مخرب خواهد بود. بایسته دوم، روشنگری و «جهاد تبیین» است. روحانیت به عنوان «ورثه انبیاء»، موظف است با زبانی متناسب با نیازهای زمانه و مخاطب، آموزههای اخلاق سیاسی را تبیین کرده و با تمرکز بر گفتمانهای حیاتی مانند عدالت و سبک زندگی اسلامی، جامعه را برای تحقق عملی ارزشها بسیج کند. این تبیین باید فارغ از تعصبات جناحی و با بصیرت سیاسی صورت گیرد تا بتواند به یک حرکت اجتماعی مؤثر تبدیل شود. سومین بایسته، استقامت و تکرار هوشمندانه گفتمان است. در میدان رقابت گفتمانی، صرف بیان یک ایده کافی نیست. روحانیت باید با تکرار مداوم و در عینحال تبیینگر و خلاقانه، مفاهیم کلیدی را در ذهن جامعه زنده نگه دارد، تا این مفاهیم از سطح یک ایده به یک «مطالبه عمومی» ارتقاء یابند و مسئولان را به اقدام وادار کنند. چهارمین بایسته، ایفای نقش نظارت و ارشاد سیاسی است که در فریضه امر به معروف و نهی از منکر
تجلّی مییابد. این نظارت در دو سطح عمومی (هدایت جامعه) و خاص (رصد عملکرد کارگزاران) تعریف میشود و روحانیت موظف است با استفاده از ابزارهای رسانهای خود مانند منبر، به عنوان وجدان بیدار جامعه عمل کرده و از انحرافات جلوگیری نماید. نهایتاً، بایسته پنجم، پاسخگویی به نیازهای زمانه است. گفتمان اخلاق سیاسی باید از حالت انتزاعی خارج شده و به یک پاسخ عملی به چالشها و «بیماریهای» اخلاقی- سیاسی جامعه تبدیل شود. روحانیت باید همچون «طبیبی حاذق»، دردها را تشخیص داده و راهحلهای متناسب و کارآمد ارائه دهد تا گفتمان خود را به پروژهای حیاتبخش برای جامعه بدل سازد. در اندیشه آیتالله خامنهای، روحانیت صرفاً یک واعظ اخلاقی نیست، بلکه یک مهندس فرهنگی و راهبر سیاسی است که مسئولیت خطیر برساختن، ترویج و تثبیت گفتمان اخلاق سیاسی را از طریق یک مدل چندمرحلهای (الگوسازی، تبیین، استقامت و نظارت، و پاسخگویی) برعهده دارد. این تحلیل با تمرکز بر عاملیت نهادی روحانیت، شکاف موجود در ادبیات پژوهشی را پر کرده و روشن میسازد که موفقیت یا شکست این نهاد در ایفای این نقش، تأثیری مستقیمی بر مشروعیت، کارآمدی و پایداری اخلاقی نظام سیاسی در جامعه اسلامی دارد و درک این مدل، دریچهای نو برای فهم پویاییهای رابطه میان نهاد دین، اخلاق و قدرت در ایران معاصر میگشاید.
This study examines the pivotal and strategic role of the clerical institution in constructing and promoting the discourse of “political ethics” from the perspective of Ayatollah Khamenei’s thought. The central research question addresses what functions, requirements, and responsibilities the clergy, as socio-political actors, hold in transforming Islamic-ethical norms into a dominant political culture and public demand. The study argues that, according to Ayatollah Khamenei, political ethics is not merely a set of individual recommendations but a purposeful discursive project aimed at cultural engineering and consolidating the value foundations of the Islamic system, wherein the clergy operate not only as religious authorities but as principal drivers and engineers of this process. The clerical institution’s centrality stems from its symbolic capital (religious authority) and social capital (networked connections with the populace), providing an unparalleled capacity to translate abstract religious concepts into practical norms and public beliefs. Employing a descriptive-analytical methodology through content analysis of Ayatollah Khamenei’s statements, speeches, and writings, the study operationalizes three key concepts: “clergy,” not merely as a religious class but as institutional and strategic actors with defined political roles; “political ethics,” as a discursive project
for internalizing religious norms within political culture; and “discursive construction,” as a deliberate and purposeful process of transforming an idea into a widely accepted belief and public demand—concepts aligned with theoretical notions of power in Foucault and hegemony in Laclau and Mouffe. Findings indicate that, from Ayatollah Khamenei’s perspective, the clergy’s success in this discursive project depends on a set of interconnected prerequisites. The first and most fundamental prerequisite is behavioral modeling, whereby clerics must embody political ethics in practice. Commitment to simplicity, justice, and political piety legitimizes their discourse and generates the symbolic capital necessary for influence; without it, efforts to promote ethics are ineffective or even counterproductive. The second prerequisite is clarification and “jihad of explanation,” whereby the clergy, as the “heirs of the prophets,” are obliged to communicate political ethics in a language appropriate to contemporary needs and audiences, emphasizing vital discourses such as justice and Islamic lifestyle to mobilize society for practical realization of values, free from partisan biases and guided by political insight. The third prerequisite is perseverance and intelligent repetition of the discourse, ensuring that key concepts are continuously reinforced in the public consciousness and elevated from ideas to “public demands” that compel officials to act. The fourth prerequisite is performing oversight and political guidance, manifested in the religious obligation of enjoining good and forbidding wrong, operationalized both at the public level (societal guidance) and specific level (monitoring officials’ performance), using media platforms such as sermons to act as the society’s vigilant conscience and prevent deviations. Finally, the fifth prerequisite is responsiveness to contemporary needs, transforming the discourse from abstraction into practical solutions to ethical-political challenges and societal “ailments,” whereby the clergy, like skilled physicians, diagnose societal problems and propose effective solutions, making the discourse a life-giving project for society. In Ayatollah Khamenei’s view, the clergy are not merely moral preachers
but cultural engineers and political leaders, responsible for constructing, promoting,
and institutionalizing political ethics through a multi-stage model (modeling, explanation, perseverance and oversight, and responsiveness). This analysis, emphasizing the clergy’s institutional agency, fills a gap in the literature and demonstrates that the success or failure of this institution directly affects the legitimacy, efficiency, and ethical sustainability of the political system in the Islamic society. Understanding this model provides a new lens for analyzing the dynamics among religion, ethics, and power in contemporary Iran.
قرآن کریم.
بابایی، احسان (1394). بایستههای اخلاق سیاسی از منظر مقام معظم رهبری. قم: نشر معارف.
بهروزی لک، غلامرضا (1392). اخلاق سیاستمداری. قم: نشر معارف.
توحیدیان، سارا (1389). بررسی آموزههای اخلاق سیاسی در صحیفه سجادیه. پایاننامه کارشناسی ارشد. دانشگاه قم.
خامنهای، سید علی (02/07/1382). بیانات در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3196
خامنهای، سید علی (05/05/1372). بیانات در جمع علما و روحانیون تبریز. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4010
خامنهای، سید علی (09/12/1379). بیانات در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3053
خامنهای، سید علی (11/02/1384). بیانات در دیدار علما و روحانیون كرمان. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3279
خامنهای، سید علی (۱۳۹۴). ره رهرو رهبر. قم: انتشارات انقلاب اسلامی.
خامنهای، سید علی (18/02/1398). بیانات در دیدار طلاب حوزههاى علمیه. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=42475
خامنهای، سید علی (20/07/1390). بیانات در دیدار علما، فضلا و طلاب حوزه علمیه مشهد. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17789
خامنهای، سید علی (23/01/1378). بیانات در دیدار علما و روحانیون و مبلّغان. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2940
خامنهای، سید علی (23/07/1371). بیانات در دیدار اعضاى مجمع علماى اهل تسنن و تشیع افغانستان. قابل دسترس در: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=11167
خامنهای، سید علی (23/12/1397). بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=41994
خامنهای، سید علی (26/11/1398). بیانات در دیدار مداحان اهلبیت(ع). قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=44919
خامنهای، سید علی (28/06/1372). بیانات در نهمین گردهمایى سراسرى ائمه جمعه. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=4127
خامنهای، سید علی (30/06/1396). بیانات در دیدار رئیس و اعضاى مجلس خبرگان رهبرى. قابل دسترس در:
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=37721
خامنهای، سید علی (بیتا). حوزه و روحانیت. قم: موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی.
شریفی، عباس (1390). اخلاق سیاسی در قرآن و روایات. پایاننامه کارشناسی ارشد. اصفهان: دانشکده معارف قرآنی.
صلح میرزایی، سعید (۱۴۰۰). جهاد تبیین در اندیشه حضرت آیتالله العظمی خامنهای.قم: انتشارات انقلاب اسلامی.
غفاری، مصطفی (۱۳۹۸). از نیمه خرداد. قم: انتشارات انقلاب اسلامی.
فراهیدی، خلیل بن احمد (۱۴۰۹ق). کتاب العین. قم: نشر هجرت، ج3.
فرکلاف، نورمن (۱۳۷۹). تحلیل انتقادی گفتمان. گروه مترجمان. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها.
قرشی، سید علیاکبر (۱۳۷۱). قاموس قرآن. تهران: دارالکتب الاسلامیه، ج3.
مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۳ق). بحار الأنوار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ج67.
مستوفی، حسین (1398). اخلاق و سیاست در گفتمان اخلاق سیاسی امام خمینی. قابل دسترس در:
http://www.imam-khomeini.ir/fa/n148667
مهاجرنیا، محسن (1394). اخلاق سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی. علوم سیاسی، 18(70)، ص55-93.
نهاوندیفر، محمد ( ۱۴۰۲). چالشهای گفتمان مقاومت در عرصه بینالملل. پایاننامه کارشناسی ارشد. قم: دانشگاه باقرالعلوم(ع).
یعقوبی، عبدالرسول (۱۳۹۱). معناشناسی واژه روحانیت. معرفت فرهنگی اجتماعی، شماره 12.