مقایسۀ تطبیقی مؤلفههای عشق در اندیشۀ مولانا جلالالدّین بلخی و اروین یالوم
الموضوعات : جستار نامه: ادبیات تطبیقی (فارسی- انگلیسی)معصومه قاسملو قیداری 1 , مرتضی رزاق پور 2 , محمد اسماعیل ابراهیمی 3
1 - دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
2 - استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
(نویسندۀ مسئول)
3 - استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان ، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
الکلمات المفتاحية: عشق, مثنوی, مولانا, عرفان اسلامی, ادبیّات تطبیقی, یالوم,
ملخص المقالة :
عشق از مهمترین و اساسیترین مباحث عرفانی است که در عرفان اسلامی و در آثار و اندیشۀ مولانا بهطور بارز، مطرح گردیده است؛ بهنحویکه در مثنوی، عشق، یکی از راههای رسیدن به وصال پروردگار و فنا شدن در ذات او و بقا یافتن به اوست. در اندیشۀ عرفانی مولانا، غایت و نهایت عشق، وحدت عاشق و معشوق است؛ ولی در نظر یالوم، عشق یکی از مؤلفه های معنابخش زندگی است. او به قدرت عشق در تحوّل فرد و معنابخشی به زندگی اذعان دارد. اگرچه او عشق را به خلسه های مذهبی تشبیه کرده است؛ اما به دلیل عدم باور به ماوراءالطبیعه و عدم توجّه به امور معنوی در میان اقسام عشق، تنها به عشق زمینی توجّه کرده است. در میان اقسام عشق زمینی، توجّه او بیشتر معطوف به عشق نفسانی و بهنوعی اخلاقی است. این پژوهش درصدد آن است تا به شیوۀ توصیفی- تطبیقی به بررسی مؤلفههای عشق در اندیشۀ مولانا و یالوم بپردازد. نتیجۀ پژوهش بیانگر آن است که یالوم برآن است که عشق باید بالغانه و رشد یافته باشد و معتقد است، عشق با خود مسئولیّت به دنبال میآورد و فرد عاشق باید در برابر نیازهای جسمانی و روانی معشوق، پاسخگو باشد و برای منحصر به فرد بودن او، ارزش قائل شود. مولانا نیز همانند یالوم معتقد است که عشق به زندگی، معنا و گرمی می بخشد و همچنین عشق با خود مسئولیت را به دنبال می آورد؛ بهنحویکه همسو بودن او در این نظریّه با یالوم بهوضوح در اشعارش نمایان است.
_||_