بررسی تطبیقی اشعار نزار قبّانی و منوچهر آتشی از منظر کهنالگو
الموضوعات :
آرزو سبزوار قهفرخی
1
,
محمدرضا حاجی آقابابایی
2
1 - استادیارگروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 - عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی
الکلمات المفتاحية: منوچهر آتشی, مطالعات تطبیقی, نقد کهن الگویی, نزار قبانی,
ملخص المقالة :
در ادبیات ملل گوناگون کهنالگوها به صورت مشترک وجود دارند و به وسیلهی آن، تمام تجربیات بشر از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. لایهی جمعی ناخودآگاه، شامل زمان قبل از کودکی یعنی مضامین بازمانده از حیات اجدادی ست. بسیاری از کهن الگوها برخاسته از مناطق جغرافیایی خاصی هستند، که با باورهای عامیانه و تصاویر بومی گره خوردهاند. در اشعار نزار قبانی و منوچهر آتشی نمادهای ازلی مانند آنیما، وطن، رنگ، عشق و مرگ، باغ و درخت، نقاب، سایه، خود مثالی به طور مشترک وجود دارد و تصاویر تیره و روشن ذهن این دو شاعر، حاصل تأثیر جنبههای مثبت و منفی کهن الگوهاست. نقد اشعار نزار قبانی و منوچهر آتشی با رویکرد کهن الگویی، در واقع راهی برای دستیابی به عقاید و ایدئولوژی، حالات روحی و عاطفی، نوع دیدگاه به دنیای پیرامون، غم و شادی و رنگ و بوی زندگی این دو شاعر است. کهن الگو در شعرهای هر دو شاعر برخاسته از باورهاییست که در مواقعی با تلفیق اسطوره، شیوهی زندگی، اقلیم جغرافیایی و زیستگاه شاعر را به مخاطبان عرضه می کند.