بررسی و تحلیل واژههای مشک، نافه و گلاب در آثار خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی
الموضوعات : شعر
حسن نجفی لیسه رودی
1
,
محمدرضا شاد منامن
2
,
علی محمد موذنی
3
,
ثورالله نوروزی داودخانی
4
1 - دانشجوی دکتری ،گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خلخال،خلخال،ایران.
2 - استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد خلخال،خلخال،ایران
3 - استاد گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه تهران،تهران،ایران
4 - استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه پیام نور،خلخال،ایران.
الکلمات المفتاحية: مشک, نافه, خاقانی, حافظ, بیدل دهلوی.,
ملخص المقالة :
واژههای گلاب، مشک و نافه هر سه از یک نگاه مشترک در رابطه عاشق و معشوق بهره میبرند. درواقع هر سه این واژگان به عنوان وجه تمثیل حالاتی بکار میروند که از نظر شاعر (عاشق) زیبایی معشوق را به نمایش در میآورند. روش مطالعه: پژوهش پیشرو با استفاده از مطالعات کتابخانهای صورت گرفته است. محدوده مورد مطالعه نیز اشعار سه شاعر مطرح به نامهای خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی است. مشک، نافه در دورههای مختلف مورد توجه ایرانیان قرار داشتهاند به طوری که در اشعار، شاعران سدههای مختلف ظهور و بروز یافتهاند. شاعران برای برخی از ویژگیهای اصلی مشک و نافه و شماری از ویژگیهای انسانی از جمله بوی یار یا بوی زلف معشوق تصویرسازی کردهاند که این استفاده از مشک در صور خیال شاعرانه، در دورههای گوناگون و با توجه به سبک شاعران، متفاوت است. تحلیل کمی این واژهها در اشعار مورد بررسی قرار گرفته از هر سه شاعر مطرح در این تحقیق نشان میدهد که نگاه بیدل دهلوی نسبت به گل و گلاب از برجستگی بیشتری نسبت به دو شاعر دیگر برخوردار است. این در حالی است نگاه حافظ و خاقانی از منظر کمی بیشتر بر روی مشک و نافه قرار دارد. ولی تک بیتهایی در دیوان حافظ و خاقانی مشاهده میشود که درباره رابطه گلاب و گل از ویژگیهای منحصر به فردی سود میبرند. خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی هر کدام با استفاده از عناصر طبیعی همچون مشک، نافه و گلاب در اشعار خود سعی نمودهاند تصاویری زیبا را در ذهن مخاطب خویش بوجود بیاورند.
