تحليل شيوههای طرح و بيان معنا در قطعات «بهار»
الموضوعات :معصومه بوستانی 1 , حمیدرضا فرضی 2 , ابراهیم پوردرگاهی 3
1 - دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 - دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 - استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبريز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبريز، ایران.
الکلمات المفتاحية: قطعات بهار, طرز بیان, پروردن معانی, ساختار, توصیف.,
ملخص المقالة :
یكی از مسائلی كه برای شاعران اهمیت بسیاری دارد چگونگی پروردن معنا و طرح و بیان آن برای تأثیرگذاری بیشتر در مخاطب است؛ در این میان استفاده از شیوهها و ابزار مختلف برای پروردن و طرح و بیان معنا در قالب قطعه ـ با توجه به اینكه مخاطب آن عمدتاً عامۀ مردم هستند و بیشترین و مهمترین موضوعات آن، پندهای اخلاقی و سخنان حكمی است ـ از اهمیت بیشتری برخوردار است. یكی از شاعران مهم قطعهسرا در ادبیات معاصر، ملكالشعرای بهار است كه حدود 150 قطعه در موضوعات مختلف سروده و برای پروردن و طرح و بیان معنا از شیوههای مختلفی بهره گرفته است كه در این مقاله به روش توصیفی ـ تحلیلی و براساس مطالعات كتابخانهای مورد بررسی قرار گرفته است. فرض نویسندگان بر این بوده است كه بهار در قطعات خود از شیوهها و ابزار مختلفی برای پروردن و بیان معنا استفاده كرده است؛ مبتنی بر ایدۀ مذكور و با تحلیل محتوایی قطعات، استفادۀ بهار از شیوههای مختلف برای بیان معنا اثبات شده است و در سه بخش ساختاری، توصیفی و استنادی مورد بحث قرار گرفته است. نتایج بحث حاكی از این است كه چگونگی پروردن و بیان معنا برای بهار اهمیت زیادی داشته است و او برای تنوع و تفنّن در بیان، پرهیز از یكنواختی، تأثیرگذاری بیشتر در مخاطب و اقناع او، برانگیختن احساسات مخاطب، تجسّم بهتر مطلب در ذهن خواننده، به كرسی نشاندن حرف خود، ایجاد نظم و آراستگی در كلام، روشنتر و بارزتر بیان كردن معنا و ... از این شیوهها استفاده كرده است.
