تبیین الگوی حکمی معماری بایوفیلیک در راستای اهداف روانشناسانه طراحی محیط
محورهای موضوعی : حکمت و معماریرکسانا عبداللهی 1 * , زهرا عباسی 2
1 - استادیار، گروه معماری، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران
2 - استادیار، گروه معماری، واحد نطنز، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
کلید واژه: الگوی حکمی, بیوفیلیک, روانشناختی محیط, طبیعت, معماری بایوفیلیک,
چکیده مقاله :
از جمله مباحث بین رشتهای پرچالش در عصر حاضر، گفتگو از طبیعت و مبانی فلسفی و بررسی آن است. تصرفات گوناگون و گاه بحرانساز در طبیعت، به مبانی نگاه به طبیعت باز میگردد؛ نگاه قاهرانه یا امانتمدارانه. دیدگاه اسلام مبتنی بر نگاه محبتآمیز و امانتمحور نسبت به طبیعت و محیط زیست میباشد. نسبت الوهیت موجود در طبیعت با تعالی روح آدمی در مکتب متعالی اسلام، همواره مورد توجه بودهاست؛ جوهر وجودی آدمی در مجاورت با طبیعت در حرکت رو به کمال قرار خواهدگرفت. انسان امروزی، علیرغم این نگرش اسلامی که طبیعت نزد وی امانت الهی است از محیط طبیعی خود فاصلهگرفته و این قطع ارتباط، مشکلات جسمی و معضلات روحی- روانی برای وی به وجود آوردهاست. .معماری بایوفیلیک در پیوند با طبیعت دارای مفاهیمی معناگرایانه، نمادین، زیبا، هویتمند و مبتنی بر فرهنگ بستر شکلگیری است و در پی ایجاد نسبتهای فلسفی و علمی مذکور میان تعالیم مطرح درباره طبیعت، با فناوریهای نوین زیست دوست، قابل ارزیابی است. هدف از تحقیق حاضر، تبیین الگوی روانشناختی محیطی، مبنی بر بازخورد مثبت هم زیستی با طبیعت در معماری بایوفیلیک است. روش این پژوهش کیفی میباشد و از راهبرد دادهبنیان جهت ارزیابی مولفههای مورد بررسی استفادهشدهاست. کدگذاری دادهها براساس نظریات مطرح شدهی مبنایی و در دو مرحلهی کدگذاری باز و محوری مورد تحلیل قرارگرفته و با استفاده از نرمافزار MAXQDA 10 بر اساس میزان اشتراکات و فراوانی بهعنوان مفاهیم نهایی انتخاب شدهاند؛ باتوجهبه وجود شرایط علی شامل ابعاد زیباییشناسانه، فرهنگ، هویت، پایداری و رمزگونگی فضا، پیوند طبیعی و پویایی، میتوان به بهرهگیری از الگوی حکمی روانشناختی محیطی متشکل از مفاهیم عدالت، امینت، آزادی و در نتیجه پیامد سودآوری محیطی و تابآوری رسید و هدف نهادین طبیعت در مکتب اسلام مبتنی بر آسودگی جسمی، روحی و روانی را برای کاربران رقم زد.
Introduction: In the modern world, humans have become increasingly distanced from their natural environment, leading to physical, psychological, and emotional challenges. Rapid urbanization and technological advancements have contributed to this disconnection, negatively impacting well-being and quality of life. However, an examination of Iran’s architectural history reveals that environmental considerations and a strong connection with nature have long been integral to traditional designs. Iranian architecture has historically incorporated natural elements to enhance human comfort and well-being. This study explores the commonalities between biophilic design and environmental psychology, emphasizing the necessity of reconnecting humans with nature. By integrating sustainability principles and aligning with global design standards, biophilic design fosters environments that improve quality of life by strengthening the bond between people and the natural world.
Methodology: This research adopts a qualitative approach, utilizing case studies and content analysis to examine the psychological aspects of biophilic architecture. The study follows grounded theory methods for systematic data analysis. During the open coding phase, data was examined, compared, and categorized, while axial coding identified relationships and patterns among the themes. Finally, selective coding facilitated the development of a theoretical framework. MAXQDA software was used to analyze the extracted data, allowing for the identification and organization of key patterns related to biophilic design and environmental psychology.
Results: The findings highlight strong commonalities between biophilic design and environmental psychology, reinforcing the importance of integrating natural elements into architectural spaces. The study demonstrates that respecting natural patterns in design enhances human well-being by restoring the lost connection between individuals and their surroundings. By incorporating biophilic patterns and environmental psychology principles, architectural spaces can be designed to meet individuals' emotional, cognitive, and psychological needs. A comprehensive review of the literature led to the extraction of 89 codes, which were categorized and analyzed to provide insights into the impact of biophilic architecture on human health and well-being. The results suggest that the thoughtful integration of natural elements can significantly contribute to comfort, productivity, and mental health.
Conclusion: Based on the frequency of extracted codes, seven key elements were identified as fundamental to biophilic design: (1) Innate connection with nature, (2) Sustainability, (3) Benefits of natural and built environments, (4) Security, justice, and freedom, (5) The symbolic nature of design, (6) Aesthetic dimensions, and (7) The use of cultural patterns. These elements, along with their practical applications, form the basis of the coded model developed in this study. While a connection with nature is a crucial component of biophilic architecture, it alone may not be sufficient to fully support physical and psychological well-being. Future research should explore how additional social, cultural, and environmental factors can enhance the effectiveness of biophilic design, contributing to more holistic, human-centered architectural solutions.
ابراهیمپور، مریم، 1399، برنامهریزی بیوفیلیک رویکردی جدید در راستای دستیابی به زیستپذیری در شهرهای جدید ایران (نمونهموردی : شهر جدید هشتگرد)، نشریه امایش محیط، دوره 13 شماره 50
بیطرف، احسان و ذبیحی، حسین. (۱۳۹۶). نگرش بیوفیلیک رویکردی در ارتقاء سطح کیفی محیط زندگی ساکنان مجتمع¬های مسکونی. نشریهی مدیریت شهری و روستایی. شماره 4.
حاتمی، هادی و صرافینیک، علی و ایمانطلب، حامد. (1395). چگونگی کیفیت بخشی به فضای معماری مسکونی با نگرش بیوفیلیک، دانشگاه آزاد اسلامی قشم، واحد بینالملل قشم. قشم. ایران.
داناییفرد، حسن و امامی، سیدمجتبی. (1386). استراتژیهای پژوهش کیفی: تاملی بر نظریهپردازی دادهبنیاد. نشریه اندیشه مدیریت. سال اول. شماره دوم.
سلطانیفرد، هادی و صدرالدین، مقدم. (1394). مقدمهای بر رهیافت بیوفیلیک در برنامهریزی و طراحی پایدار. همایش بینالمللی معماری عمران و شهرسازی در هزاره سوم. تهران.
صامتی، پریسا و فرزاد بهتاش، محمدرضا. (1400). طراحی شهری بایوفیلیک برای ارتقای کیفیت محیط با رویکرد ادراک محیطی(مطالعه تطبیقی شهر اسلو و رامسر). مجلهی علمی گفتمان طراحی شهری. دوره دوم. شماره 2.
صدرالغروی، تیناسادات و نخعی، جلال. (1397). نظریهی معماری بیوفیلیک با رویکرد روانشناسی محیطی. کنفرانس ملی تحقیقات بنیادین در عمران، معماری و شهرسازی.
طاهری، علی و طهماسبی، ارسلان. (1394). بررسی ارتباط اصول معماری بیوفیلیک با روان- شناسی محیطی. سومین کنگره بینالمللی عمران، معماری و توسعه شهری.
فلاح حسینآبادی، فریبا و فضلاله قمشی، سیفاله.(1397). نگاهی بر روششناسی گرندد تئوری(داده بنیاد) بهعنوان پژوهش کیفی، نشریه یعیار پژوهش در علوم انسانی. شماره 18.
فهیمی، عزیزاله. (1398). مبانی نگاه فلسفی به طبیعت در غرب و اسلام. فصلنامهی پژوهش تطبیقی حقوق اسلام و غرب. سال ششم. شماره سوم.
قربانی پارام، محمدرضا، باور، سیروس و محمودینژاد، هادی. (1399). ارزیابی تأثیر اصول معماری بیوفیلیک در کیفیت طراحی مسکن در اقلیم شمال ایران مطالعه موردی: شهر گرگان. فصلنامهی علمی پژوهشی نگرشهای نو در جغرافیای انسانی، سال دوازدهم، شماره دوم.
قلندریان، ایمان؛ تقوایی، علیاکبر و کامیار، مریم. (1380). مطالعهی تطبیقی رابطه انسان و محیط زیست در تفکر توسعه پایدار و تفکر اسلامی. فصلنامهی پژوهشهای معماری اسلامی. شماره 1.
گلپرورفر، نازنین.(1386). انسان طبیعت معماری. تهران. انتشارات طحان.
گلکار، کوروش. (13۸6). مفهوم کیفیت سرزندگی در طراحی شهری، نشریهی صفه، شماره 44.
محمودی نژاد، هادی. (139۸). معماری بیوفیلیک: دوستی با طبیعت در طراحی. انتشارات طحان.
مطهریراد، مهری. (1395). مؤلفههای مؤثر بر ادراک و ارتباط بصری در منظر شهری تاریخی. نشریهی شهرسازی و معماری هفت شهر.
نقره کار، عبدالمجید. (1398). انسان، طبیعت، معماری. انتشارات دانشگاه پیامنور.
نقرهکار، عبدالمجید. (1392). رابطهی انسان با طبیعت و معماری. انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران.
نقرهکار، عبدالمجید. (1400). حکمت اسلامی در خلق آثار هنری معماری و شهرسازی. انتشارات سروش.
Browning, G., Terrapin, B. (2015). Patterns of Biophilic Design: Improving Health & Well-being in the Built Environment." Retrieved February
Creswell, J.W. (2005). Educational Research: Planning, Conducting, and Evaluating Quantitative and Qualitative Research. Upper Saddle River: Merrill
Pedersen Zari, M. (2019). Understanding and designing nature experiences in cities: A framework for biophilic urbanism. Cities & Health, (13), 1-12.
Kaplan, Rachel Kaplan, Stephen. Robert Ryan, (1998) With people in mind: Design and management of everyday nature, Island press.
Kaplan, Rachel, Stephen. (1989). The experience of nature: A psychological perspective, CUP archive.
Kaplan, Stephen. (1978). Humanscale, Environments for people.
Kaplan, Stephen. (1996). The restorative benefits of nature: Toward an integrative framework, Journal of environmental psychology 15(3), pp.169-182.
Kaitlyn Gillis and Birgitta Gatersleben. (2015). “A Review of Psychological Literature on the Health and Wellbeing Benefits of Biophilic Design”, Department of Psychology, Faculty of Arts and Humans Sciences, University of Surrey, Guildford, London, England.
Wilson, Edward O., 1984, Biophilia, Cambridge University Press.
Minke G., 2006, “Building with earth: design and technology of a sustainable architecture” Bringing Building Life”, Hoboken, New Hersey: John Wily & Sons, Inc, chapter 1
Abdelaal, M. S., & Soebarto, V. (2019). Biophilia and Salutogenesis as restorative design approaches in healthcare architecture. Architectural science review, 62(3), 195-205.
Agar, M. (1996). Schon Wieder? Science in linguistic anthropology. Anthropology Newsletter, 37(1),13-13. http://dx.doi.org/10.1111/an.1996.37.1.13.1
Almusaed, A., & Almssad, A. (2015). Building materials in eco-energy houses from Iraq and Iran, Case Studies in Construction Materials. Elsevier, 2 (7), 42-54.
Barbiero, G., & Berto, R. (2021). Biophilia as evolutionary adaptation: an onto- and phylogenetic framework for biophilic design. Environmental Psychology, 1 (12), 1-13.
Bolten, B., & Barbiero, G. (2020). Biophilic design: how to enhance physical and psychological health and wellbeing in our built environments. Visions for Sustainability, 1(13), 11-16.
Browning, W. D., & Ryan, C. O. (2020). Nature inside: a biophilic design guide. London: Routledge.
Browning, W.D., Ryan, C.O., & Clancy, J.O. (2014). 14 Patterns of Biophilic Design. New York: Terrapin Bright Green, LLC.
Charmaz, K. (1994). Identity dilemmas of chronically ill men. The Sociological Quarterly, 35(2), 269-288.
Coburn, A., Kardan, O., & Kotabe, H. (2019). Psychological responses to natural patterns in architecture. Journal of Environmental Psychology, 2 (62), 133-145.
Downton, P., Jones, D., Zeunert, & J., & Roös P.h. (2017). Biophilic Design Applications: Putting Theory and Patterns into Built Environment Practice. The International Conference on Design and Technology, KEG, 59-65.
Ducarme, F., & Covet, D. (2020). What does ‘nature’ mean. Palgrave Communications, 6 (14), 1-8.
Gifford, R. (1997), Environmental Psychology: Principles and practice” London, Boston, Allyn and Bacon.
Kellert, S., & Calabrese, E. (2015). The Practice of Biophilic Design. Terrapin Bright LLC.
Journal, the theory, Science and practice of Bringing of life. New York: John Wiley & Sons, Inc.
Kellert, St. R. (2018). Biophilic Design Applications, Nature by Design: The Practice of Biophilic Design. New Haven: Yale University Press, 111-188. https://doi.org/10.12987/9780300235432-005
Totaforti, S. (2018). Applying the benefits of biophilic theory to hospital design. City Territ Archit, 1(1), 1-9. https://doi.org/10.1186/s40410-018-0077-5
Ulrich, R.S. (1993). Biophilia, biphobia, and natural landscapes. In: Kellert, S.R. and Wilson, E.O., Eds., The Biophilia Hypothesis, (p.p73-137). Washington: Island Press.