قواعد فقهی (به عنوان منشاء استنباط احکام) از دیدگاه مذاهب اسلامی
محورهای موضوعی : فقه و مبانی حقوق اسلامیاحمد حمیدی 1 , حسین رجبی 2 , محمد تقی علوی 3
1 - دانشجوی دکتری، گروه حقوق و فقه و مبانی اسلامی ، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران ( نویسنده مسئول)
2 - دانشگاه ادیان ومذاهب اسلامی قم، قم ، ایران
3 - استاد ، دانشگاه تبریز ، تبریز ، ایران
کلید واژه: قواعد فقه, فقه مذاهب, مذاهب اسلامی, حقوق اسلامی, امامیه.,
چکیده مقاله :
یکی از مهمترین وظایف عالم دین و فقیه، بحث و تفحص در قواعد کلی فقهی است که در بسیاری از موضوعات جزئی و استنباط احکام مورد استفاده قرار میگیرد. این قواعد در حل بسیاری از مشکلات راهگشاست و در مسائل مستحدثه که نصی در آن موضوع خاص وارد نشده فقیه از آن برای فتوا دادن استفاده مینماید و اگر احاطه کامل بر این قواعد نداشته باشد در پاسخگویی به موضوعات دچار مشکل میشود. این پژوهش با روش، توصیفی- کتابخانهای به بررسی قواعد فقهی مطرح شده در امامیه و مذاهب اربعه اهل سنت و ادله اثبات آن میپردازد. نتایج نشان از کارآمدی قواعد فقهی در فتاوای فقیهان امامیه و مفتیان مذاهب اسلامی بوده است. همچنین با احاطه بر قواعد فقهی میتوان حکم مسائل مستحدثه را به دستآورد. بدین منظور ابتدا قواعد مهم فقهی در امامیه نظیر قاعده لاضرر، قاعده ید و... و ادله اثبات آن از کتاب، سنت، عقل و اجماع اشاره شده و سپس این قواعد از دیدگاه مذاهب اربعه تبیین گردیدهاست. ذکر همهی قواعد فقهی مطرح شده در مذاهب اسلامی در این نوشتار امکان ندارد، در پژوهش حاضر با بررسی و گردآوری اطلاعات از منابع مختلف شیعه و سنی، اهم قواعد فقهی در بین فقهای شیعه و سنی گردآوری و مصادیق مشترک موجود در آنها در حقوق مدنی و قانون اساسی بررسی شدهاست. فقه امامیه و اهل سنت در قسمتهای زیادی با یکدیگر مشابهت دارد که در اصول مربوط به قانون اساسی و حقوق مدنی نیز مصادیق منتج از آنها به وضوح به چشم میخورد.
One of the most important duties of a scholar of religion and a jurist is to discuss and analyze the general rules of jurisprudence, which are used in many minor issues and deriving rulings. These rules are a way to solve many problems and in the case of specific issues where a specific text is not included, the jurist uses it to give fatwas and if he does not have a complete understanding of these rules, he will have problems answering the issues. This article examines the jurisprudence rules proposed in the Imamiyyah and the four Sunni sects and the evidence to prove them. For this purpose, the important jurisprudential rules in the Imamiyyah, such as the rule of harm, the rule of yad, etc., and the evidence to prove it from the book, tradition, reason, and consensus, are mentioned, and then these rules are explained from the perspective of the four schools of thought, namely, Maliki, Hanafi, Hanbali, and Shafi'i. And due to the fact that it is not possible to mention all the jurisprudence rules raised in Islamic schools of thought in this article, the most important jurisprudence rules among Shia and Sunni jurists were compiled by examining and collecting information from various Shia and Sunni sources and then common examples. Their contents have been reviewed in civil rights and the constitution. Imamiyyah jurisprudence and Sunni jurisprudence are similar in many parts, and examples of them are clearly visible in the principles related to the constitution and civil rights.
