مبانی اسلامی دیپلماسی شهروندی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
محورهای موضوعی : سیاست پژوهی ایرانی (سپهر سیاست سابق)فاطمه عطارد 1 , مهدی مطهرنیا 2 * , محمد ترابی 3
1 - گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی؛ جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران
2 - گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
3 - دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
کلید واژه: دیپلماسی عمومی, دیپلماسی شهروندی, سیاست خارجی, ایران, صلح.,
چکیده مقاله :
دیپلماسی شهروندی مفهومی است كه براساس آن، هر شهروند به طور فردی حق و مسئولیت دارد كه حتی فقط «با یك بار دست دادن»، به شكلدهی روابط خارجی كشورش كمك كند. دیپلماتهای شهروندی به عنوان سفرای غیررسمی در برنامههای مبادله در خارج از كشور مشاركت میكنند، و روابط شخص با شخص را ایجاد مینمایند؛ به عبارتی، شبكهای از پیوندهای انسانی ایجاد میكنند كه بعدها به عنوان بستر گفت و شنود و مذاكرات رسمی عمل مینماید. در این راستا، هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی اسلامی دیپلماسی شهروندی در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران میباشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و مدعای پژوهش این است که با توجه به تقدم پیشینه دیپلماسی عمومی در جهان اسلام نسبت به جهان غرب (دوران صدر اسلام و حکومت پیامبر اکرم) میتوان با استخراج ظرفیتهای دیپلماسی شهروندی از مبانی دین اسلام، الگویی اسلامی برای دیپلماسی شهروندی ارائه داد که عبارتند از: اصول «وحدت، برادری ایمانی، برادری انسانی، صلح و دوستی، انفاقهای مالی، دعوت، تکریم انسان و تألیف قلوب».
Citizen diplomacy is a concept based on which every individual citizen has the right and responsibility to contribute to shaping their country's foreign relations, even "through a single handshake." Citizen diplomats participate as unofficial ambassadors in exchange programs abroad and establish person-to-person relationships; in other words, they create a network of human connections that later serve as the foundation for dialogue and official negotiations. In this regard, the present study aims to develop an Islamic model of citizen diplomacy within the domain of the foreign policy of the Islamic Republic of Iran. The research method employed is descriptive-analytical, and the research proposition asserts that given the precedence of public diplomacy in the Islamic world compared to the Western world (dating back to the early Islamic era and the governance of the Prophet Muhammad), it is possible to extract the capacities of citizen diplomacy from the foundations of Islam and propose an Islamic model for citizen diplomacy. This model consists of the principles of "unity, faith-based brotherhood, human brotherhood, peace and friendship, financial contributions, invitation (da'wah), honoring humanity, and reconciliation of hearts (ta'līf al-qulūb)."