تحلیل و ارزیابی ارتباط زیستپذیری محیطی روستاهای ناحیه بلوچستان با میزان برخورداری از امکانات زیرساختی (دهستان دامن؛ شهرستان ایرانشهر)
محورهای موضوعی : آمایش محیطساجده آذر 1 , جواد بذرافشان 2 * , ابوذر پایدار 3
1 - (کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه سیستان و بلوچستان)
2 - (دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه سیستان و بلوچستان)
3 - (استادیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه سیستان و بلوچستان)
کلید واژه: پایداری محیطی, زیستپذیری, شاخص مرکزیت وزنی و مدل ویکور, دهستان دامن ایرانشهر,
چکیده مقاله :
ﻫﺮ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻓﺎرغ از اﯾﻨﮑﻪ در ﺷﻬﺮ ﯾـﺎ روﺳـﺘﺎ زﻧـﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ، در ﭘﯽ دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﻄﻠﻮب و رﺿـﺎﯾﺖ ﺑﺨـﺶ اﺳﺖ و ﻃﺒﯿﻌﺘـﺎً ﺑـﺮای داﺷـﺘﻦ زﻧـﺪﮔﯽ ﻣﻄﻠـﻮب، رﺿـﺎﯾﺖ ﺑﺨﺶ و باﻣﻌﻨﯽ، زﻣﯿﻨﻪﻫﺎ و ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﻻزم اﺳﺖ ﮐـﻪ اﻧﺴـﺎن ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ آن آﺳﺎﯾﺶ و رﻓﺎه درازﻣﺪﺗﯽ را ﺑﺮای ﺧـﻮد و اﺟﺘﻤﺎع خود ﻓﺮاﻫﻢ کند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی ارتباط میزان برخورداری از امکانات و خدمات با سطح زیستپذیری روستاهای دهستان دامن شهرستان ایرانشهر در بعد زیست محیطی می باشد. روش تحقیق با توجه به ماهیت موضوع، توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی است. داده های موردنیاز از طریق منابع کتابخانه ای مراکز علمی و بررسی های میدانی و پرسشنامه ای، مصاحبه با مردم و مسئولین محلی گردآوری شد. جامعه آماری پژوهش، روستاهای بالای 20 خانوار دهستان دامن از توابع شهرستان ایرانشهر متشکل از 17روستا می باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 287 نفر از مردم عادی تعیین شد و 17 دهیار و بهورز روستاهای انتخاب شده نیز به صورت تمام شماری برای گردآوری داده ها نظرسنجی شد. به منظور رتبه بندی روستاها به لحاظ برخورداری از امکانات و خدمات از مدل شاخص مرکزیت وزنی و جهت رتبه بندی روستاها به لحاظ وضعیت شاخص های زیست محیطی از مدل ویکور استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد بین برخورداری خدماتی و بالارفتن سطح زیست پذیری محیطی در روستاهای ایرانشهر رابطه معناداری وجود ندارد. روستاهای پرجمعیتی که طبق نتایج مدل مرکزیت وزنی؛ از نظر خدمات و امکانات سطح برخورداری بالاتری دارند طبق نتایج مدل ویکور در سطح پایینی از زیست پذیری در بعد محیطی قرار داشتند. بنابراین نمی توان گفت صرفاً با برخوردارکردن روستاها به لحاظ امکانات و خدمات زیرساختی می توان جذابیت محیطی، سازگاری و سلامتی روستاها را تأمین نمود. نتایج به دست آمده دقیقاً در مقابل نقطه نظرات اثبات گراست که معتقدند با برخوردار نمودن و افزایش سطوح خدماتی، می توان ناهنجاری ها و مشکلات محیطی و زیستی موجود در روستاها را حل نمود.
Everyone from the city or village who wants a satisfactory life and of course wants to have a good life, and of course the satisfying living conditions necessitate the providence of long-term welfare for the communities. Viability of villages is affected by elements of time and space. Rural settlements vary according to the time period and geographical location. This study aimed to evaluate the relationship between the viability and facilities and utilities. The method of the study according to the nature of the study was analytical and as far as the purpose of the study was considered, it was practical. The necessary data were gathered from libraries, questionnaires and interviews with the people and local authorities. The study population consisted of 20 villages of rural households in Daman, Iranshahr consisting of 17 villages respectively. The sample of the study consisted of 287 people and 17 villages. In order to rank the villages regarding the facilities and services of center-weighted index model and also for ranking those villages based on the status of environmental indicators the VIKOR model was used. The evaluation of the obtained results showed that there is no significant correlation between having higher levels of service receiving and viability. Populated villages were shown to benefit from a higher level of services and facilities according to the results of center weighted model, but were at a low level of viability in the environment according to VIKOR. As a result, it cannot be said that only by providing the villages with equipments and facilities, the villages can be compatible and healthy. On the contrary, the results are in contrast with the positivists’ comments who believe that by increasing the level of services, environmental and biological abnormalities and problems will be removed in villages.